امامان جماعت زن، رهبران فرهنگی مسلمانان چین
زنان طلبه فعال چینی، در منطقه مسلماننشین این کشور ۳/۱ میلیاردی، مساجد بزرگی دارند که در آن به فعالت گسترده فرهنگی، مذهبی میپردازد.
به گزارش سرویس بینالملل «بازتاب»، «گاردین» در گزارشی که از نواحی مسلماننشین چین منتشر کرده، به فعالیت گسترده این زنان در اقلیت پرداخته و تشریح کرده که آنان چگونه در این کشور، به ترویج منطقی و آرامآرام مذهب خود میپردازند.
این زنان علاوه بر اینکه امامت جماعت مساجد ویژه زنان را بر عهده دارند، به زنان و دختران جوان، قرآن و احکام دینی را آموزش میدهند.
در گزارش روزنامه انگلیسی «گاردین» آمده است: «هنان»، فقیرترین و پرجمعیتترین ایالت چین به شمار میآید که صد میلیون نفر جمعیت دارد و اغلب، کشاورزند و از رونق اقتصادی محروم ماندهاند.
اما «ژنگژو»، مرکز این ایالت، از همه نمادها و نشانههای مدرن برخوردار است. در حومه این شهر ساختمانها و برجهای تازهساز به چشم میخورد و بخشهای دیگر شهر چندان قابل توجه نیستند.
به هر حال، هدف، قضاوت کردن در مورد جنبههای زیباشناختی این شهر نیست، بلکه هدف، ملاقات با مسلمانانی است که سهم قابل توجهی از ساکنان ژنگژو را از آن خود کردهاند.
دو مسجد بزرگ شهر در خیابان آرامی در مرکز شهر وقاع شده است که دنیای جداگانه خود را دارند. این مساجد، متعلق به فرقه «هویی»، یکی از بزرگترین تشکلهای اسلامی در چین و دارای معماری محلی و بومی است؛ ۱۰ میلیون مسلمان هویی در چندین ایالت پراکنده شدهاند. ۵/۱ میلیون نفر در هنان هستند که دولت آن را منطقه خودمختار هویی قلمداد کرده است.
تاریخ گسترش اسلام در چین شناختهشده نیست. در قرن هفتم، پس از اینکه خلیفه عثمانی، نخستین سفیر خود را به آنجا فرستاد، تجار، طلاب و دیپلماتهای ایرانی و عرب، وارد چین شدند و به وجود آمدن طلاب دانشمند خبره چینی، عربی و ایرانی، موجب تثبیت نیروی مذهبی و فرهنگی چینیهای مسلمان شد. از قرن دهم، این مسلمانان با زنان چینی ازدواج کرده و تشکیل خانواده دادند. فرزندان آنان هماکنون مسلمانان هویی و نوعی دیگر از جمعیت سنی هستند که نسبت به دیگر موارد موجود در جهان اسلام و خاورمیانه، استثناییتر عمل میکند. این عده از مسلمانان، سنتی را ابداع کردهاند که تقریبا در میان مسلمانان، امری ناشناخته بوده و آن بنا نهادن مساجد خاص مسلمانان یا «نوسی» است؛ امامان جماعت این مساجد، زن هستند.
ساخت نخستین «نوسی» به قرن ۱۹ برمیگردد که تا زمان انقلاب کمونیستی چین، حدود ۳۲ نوسی در سراسر چین وجود داشت و هماکنون تعداد آنها به ۲۹ مسجد رسیده است.
مسجد زنان در ژنگژو که در سال ۱۹۱۲ ساخته شده، بیش از یک مکان مقدس عمل میکند. دهها تن از زنان در جوی صمیمی و دوستانه در این مکان زندگی میکنند و جز در مواقع به جا آوردن نمازهای پنجگانه، مردان برای ورود به مسجد و عبادت، آزاد هستند. خانم «لو»، هشتاد ساله، امام مسجد که روسری مشکی او سر و شانههایش را پوشانده است، میگوید که از بچگی، وقت خود را صرف یادگیری قرآن کرده و در نه سالگی، تحصیلات کامل خود را در مدرسه دینی گذرانده است و والدین او با امام جماعت شدن وی در آینده هیچ مخالفتی نمیکردند. وی در زمان انقلاب فرهنگی دهه ۶۰ که سپاهیان سرخ، کتابها را به آتش میکشیدند، از مساجد، محافظت میکرده است.
او همچنین ضرورت وجود مدرسان زن برای آموزش قرآن به زنان جوان علاقهمند را درک کرده بود و همین امر باعث شد مدارس ویژه زنان مسلمان در چین پایهگذاری شود.
از آنجا که مسلمانان، اقلیت مذهبی اصلی در چین به حساب میآیند، وجود مسجد ویژه زنان به عنوان بخشی از جمعیت اقلیت، عاملی حیاتی به شمار میرود. صدها نفر از مسلمانان هویی در «سانیو» که در احاطه رودخانه زرد است، زندگی میکنند و در دیگر فعالیتهای اصلی صنعتی منطقه در آنجا انجام میپذیرد. روابط بین دو گروه هان و هویی در چین آسان نیست. هرچند مسلمانان چین از سال ۱۹۵۳ جایگاه اقلیت را در این کشور داشتهاند، با این حال، گاه آماج اتهامات و تحقیر و تمسخرها قرار گرفتهاند.
«مریم دانپنگ» ۳۸ ساله، امام جماعت است، وی ژاکت ابریشمی سبز رنگ و شلواری به همان رنگ بر تن کرده و حجاب، دور صورت او را گرفته است. او تحصیلات علوم قرآنی را در سال ۱۹۹۰ به پایان رساند و هشت سال پیش با همسرش به سانیو آمد و هماکنون امام جماعت است. او قرآن را به زبان عربی و فارسی در مسجد مشترک مسلمانان زن و مرد تدریس میکند و میگوید: برابری حقوق زن و مرد مسلمان در چین، حمایت میشود و تبعیضی بین زنان و مردان مسلمان چین نیست. ما در یک کشور کمونیست زندگی میکنیم، اما برای انجام اعمال مذهبی خود، آزاد هستیم. از دید ما، زندگی کردن در صلح با سیستم حاکم مهم است. جمهوری خلق چین، ما را وادار به کمونیست بودن نمیکند و ما را برای ایمان به خدا، آزاد میگذارد و کمونیسم چین ما را مجبور نمیسازد که بردگان الحاد شویم. مریم میگوید: درست است که جوانان حضور کمتری در مسجد پیدا میکنند و اغلب در سنین چهل سال به بالا حضور بیشتری دارند اما جوانان، اسلام را بهتر درک میکنند، در گذشته ما از این فرقه بودند، اما امروزه افراد خود را در یک جایگاه مذهبی خاص میبینند.
او به تعداد بیشماری از دانشجویان علاقهمند که برای تحصیلات دینی به کشورهای اسلامی سفر میکنند اشاره میکند که تعداد جوانان مسلمان دختر و پسری که تحصیلات دینی خود را در عربستان سعودی، ایران و مالزی تمام کردهاند، بسیار زیاد است. آنان با فهم بهتری از مطالب بازمیگردند، اما کسانی که به غرب رفتهاند، تحت تأثیر رفتارهای غربی قرار گرفتهاند.
مریم میگوید: زنان در آن کشورها با دامنهای کوتاه و یا شاید عریان در خیابان راه میروند، اما در اینجا زنان تشخیص دادهاند که ایده روابط جنسی آزاد، خلاف قوانین اسلام است، ولی در عین حال باید آزاد باشند تا با هر که بخواهند ازدواج کنند. به عقیده مریم، تعادل جامعه، وابسته به پوشش نامحسوس و محتاطانه زنان آن جامعه است.
او در اینباره میگوید: ما افراد را تشویق میکنیم که زندگی خود را منطبق با قوانین اسلامی قرار دهند. در چین، قوانین حزبی و گروهی را در این مورد نفی میکنیم. مریم، رئیس مسجد ژنگژو با اشاره به موضوع بنلادن، تروریستها را محصول امپریالیسم آمریکا میداند و میگوید: آمریکا این افراد را وادار کرد که سلاح به دست گیرند؛ در طول جنگ ژاپن و چین نیز چینیها تروریست خوانده میشدند.
