مارگارت میچل، برباد رفته را در همین ماه منتشر کرد
در چنین ماهی، در سال ۱۹۳۶ رمان «بر باد رفته» اثر مارگارت میچل منتشر شد.
انتشار این کتاب منتقدان بسیاری را به تعریف و تمجید از آن واداشت. نشریه معتبر «پابلیشرز ویکلی» در باره آن نوشت: “«بر باد رفته» احتمالاً بزرگترین رمان آمریکایی است و «باشگاه کتاب ماه» آن را برای مطالعه به اعضای خود پیشنهاد کرد.
تبلیغات آنچنان گسترده و همه جانبه بود که تقریباً همه مطمئن بودند کتاب فروش خوبی خواهد داشت. مارگارت میچل هرچند به شهرت علاقه داشت ولی با دست یافتن به آن دیگر از شهرت بریده بود و به آن علاقه ای نداشت.
میچل در سفری که به آتلانتا داشت؛ یک روز به فروشگاهی بزرگ رفت و در آنجا با رفتار کنجکاوانه و خارج از نزاکت چند زن که او را شناخته بودند، مواجه شد.
میچل و بیوگرافی نویسان او می گویند او بیشتر از رفتار مودبانه خود که خاص اهالی جنوب آمریکا بود، عذاب می کشید تا بی نزاکتی دیگران.
وقتی قرار شد فیلمی بر اساس رمان بربادرفته ساخته شود، زن سفید پوستی در خانه میچل را زد و میچل نیز در را برایش باز کرد. این زن می گفت که به کمک چوب پنبه سوخته توی کیفش می تواند نقش مامی (زن سیاهپوست) را بازی کند. میشل زن را به درون خانه اش دعوت کرد تا نقش را فی البداهه اجرا کند. میچل بر روی ماده سیاه کننده نشست تا آن زن نتواند از آن استفاده کند . میچل چهل دقیقه نقش آفرینی زن را روی قالیچه را تماشا کرد و مبهوت آن ماند.
آلیس راندال رمان «باد هوا» را ظاهراً در اعتراض به رمان «بر باد رفته» میچل نوشت. او معتقد بود که مارگارت میچل در کتاب خود برای نشان دادن واقعیت های جنوب آمریکا فقط در سطح رنگ پوست مانده است.
منبع:http://books.chn.ir
