دلارام علی ،عمادالدین باقی و دکتر زهرا

بهمن احمدی امویی

۱-“پس از ۲۸ سال سر دادن شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل و زندگی در جمهوری اسلامی و دفاع از آن حالا برای تظلم خواهی از دخترمان و اینکه چرا او را کشته اند باید چشم به همین غربیها بدوزیم تا از ما دفاع کنند.”
این یکی از چند ین جمله مادر دکتر زهرا است که ۲۲ روز پیش در طبقه دوم ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان بنا به دلایل نامعلومی کشته شده است. با مادرش در منزل مسکونی شان در جنوبی ترین نقطه تهران و در یکی از کوچه های تنگ خاوران صحبت می کردم. گریه و بهت ناشی از ناباوری این اتفاق به او اجازه نمی داد که به راحتی صحبت کند.

.” ابواقاسم ، پدر دکتر زهرا به میان حرف همسرش می پرد . هر چند تلاش می کند بر خودش مسلط باشد اما در این راه موفق نیست . هراز گاهی بغض خفته در گلویش ، مانع ادامه صحبت کردنش می شود:

” این نتیجه زحمات ما برای این نظام است . در این کوچه و خیابانهای پر از آسیب های اجتماعی یک مهندس و یک دکتر تحویل جامعه دادم و پس از ۲۸ سال خدمت صادقانه در یکی از نهادهای انقلابی حالا به من می گویند پیگیر ماجرای دخترت نشو ممکن است دشمنان از آن سو استفاده کنند .

۲- دلارام علی دانشجوی ۲۵ ساله ای که سال پیش درتظاهرات اعتراض آمیز جمعی از زنان در میدان هفت تیر دستگیر شده بود، همین روزها برای گذراندن دو سال و چهار ماه زندان و تحمل ۱۰ ضربه شلاق ، راهی زندان اوین می شود. وی یک فعال اجتماعی است و در چند سال گذشته برای بهبود شرایط کودکان و زنان بی سرپرست تلاش های بسیاری داشته است . پس از زلزله بم به مدت شش ماه داوطلبانه در در این منطقه برای کودکان زلزله زده کار کرده است. او هم اکنون در میدان شوش تهران در یک انجمن حمایت از کودکان آموزش های شهروندی و اجتماعی به کودکان خیابانی می دهد.

۳- در علاقه مندی عمادالدین باقی نسبت به سرنوشت جمهوری اسلامی کمترین شکی وجود ندارد. او برای بهبود رابطه مردم با جمهوری اسلامی تن به هر کاری داد. رایزنی های بسیار او با مقامات قضایی و امنیتی برای حل مسائل دانشجویان ، زنان و تعداد دیگری از زندانیان، کارش را به جایی رساند که حتی نزدیک ترین دوستانش نست به او و علاقه هایش تردید کردند. حالا چند هفته ای است که او در زندان جمهوری اسلامی است و باید یک سال را در زندان اوین بگذراند. گویا به او پیغام داده شده بود که” دکان ات “(انجمن دفاع از زندانیان) را ببند. اما چون او انجمنش را جمع نکرده بود باید هزینه هایش را بپردازد.

اوضاع عمومی ایران و شرایط و محیط زیست حکومت جمهوری اسلامی هر روز تیره تر می شود. در تمام سال های گذشته تلاش اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی این بود که به حاکمیت جمهوری اسلامی میزانی از سلامت نفس، وطن دوستی و خردورزی را تزریق کنند. کاری که به نظر می رسد در آن کمترین موفقیتی نداشته اند. دست کم رفتار دولتمردان نهم و حوادثی که هم اکنون در عرصه سیاست، اقتصاد و اجتماع ایران و در دو سال گذشته روی داده این عدم موفقیت را تائید می کند. حالا ایران و ما شهروندانش مانده ایم در مسیر حرکت دو گاو وحشی که با سرعت تمام به سوی یکدیگر یورش برده اند.

بارها با خود فکر می کنم که گویا جمهوری اسلامی ، آمریکا و اسرائیل همان بلایی را که بر سر ایرانیان در سال های پس از انقلاب آوردند و بهترین فرزندان این مرز و بوم را به مسلخ مرگ فرستادند، دوباره تکرار می کنند و همان مسیری را می روند که نتیجه اش نابودی ایران و ایران زمین خواهد بود.

اتفاقی که برای این سه نفر( دکتر زهرا ، دلارام علی و عمادالدین باقی)، در چند هفته اخیر افتاده یکی از مصادیق آماده کردن شرایط آن برخورد است . حکومت با این رفتارها خود را برای زمان برخورد آماده می کند . زمانی که پس از وقوع ، هیچ صدای مخالفی نباید شنیده شود.

با شناختی که از این سه نفر دارم ، آنها و دوستان و همفکرانشان با پذیرش وجود شرایط بسیار حساس برای ایران بر این باورند که با تلاش هایشان شاید شک و تردیدی در رفتار مقامات ایجاد شود که مبادا به زمان برخورد برسیم. زمانی که در صورت فرا رسیدن دوباره امثال این سه نفر بیشترین جانفشانی را خواهند داشت. رفتاری که شاید بسیاری از کسانی که هم اکنون ادعای آن را دارند انجام نخواهند داد . در آن زمان بسیاری از این افراد مدعی با ویزاهای آماده ای که اکنون در جیب شان دارند به آمریکا و دیگر کشورهای غربی خواهند رفت و نه دلارام ها.

دکتر زهرا در خانواده ای مذهبی پرورش یافته بود. پدرش پس از ۲۸ سال خدمت دربخش اداری سپاه بازنشسته شده است. با این همه می گوید:” برای این پرونده زهرا را پیگیری می کنم تا دیگربار برای فرزندان مردم چنین اتفاقاتی نیافتد.” .

دلارام علی به رغم اینکه می دانست چنین حکمی دارد از ادامه تحصیل در هند صرفنظر کرد و برای ادامه فعالیت هایش برای کودکان محروم به ایران بازگشت و عمادالدین باقی که بی عدالتی قضایی و امنیتی را در جمهوری اسلامی به خوبی چشیده است برای اینکه آلام این مردم زجر کشیده را کمتر کند و قدری امیدواری به آنها تزریق کند ،انجمن دفاع از زندانیان را ایجاد کرد. به رغم اینکه بارها برایش پیغام آوردند که “دکانت” را ببند. اما او به سربلندی ایران و ایرانیان می اندیشد.

این اتفاق می تواند برای هر کدام از ما تکرار شود. یا در درون کشور و توسط جمهوری اسلامی و یا با یک حمله توسط یک گاو وحشی غربی . با این همه ما برای سربلندی ایران زنده هستیم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.