معنای فضیلت مردان و حقوق اقتصادی زنان در قرآن

آمنه شیرافکن

«وقتی قرآن را با نگاهی زنانه بخوانی و دغدغه ات این باشد که بخواهی حضور زنان را در قرآن بررسی کنی، آن وقت چهره زنی را می بینی که بر اساس آیات قرآن از منزلت بالایی برخوردار شده است. دسترسی به حق اقتصادی، ممانعت از زنده به گور کردن دختران و اجبار به ازدواج آنان نکات مثبتی است که در تاریخ آن روزگار برای زنان اتفاق افتاد اما تفاسیر امروزی باید شکل متفاوتی پیدا کند به گونه ای که اگر زن در زمان پیامبر به حق ارثی معادل نصف مرد می رسید باید در این ۱۴۰۰ سال و بر اساس پیشرفت اقتصادی، اجتماعی زنان; در این موارد مفسران ما قایل به نگاه تازه ای می شدند که متاسفانه چنین چیزی به چشم نمی خورد.»

این ها گفته های هاله سحابی ،پژوهشگر قرآن است که با مانتو و روسری روشن سر وقت در روزنامه حاضر می شود. با خودش چند جزوه آورده که در لابه لای گفت وگو، گاهی اوقات هم به کاغذهای دم دستش مراجعه می کند. قرآن پژوهی را از سال ۱۳۶۴ و در مکتب عبدالعلی بازرگان آغاز کرده و لیسانس فیزیک اش را از دانشگاه تهران گرفته است.

«پیش از آن که ازداوج کنم فعالیت های اجتماعی ام بیش تر بود. در تظاهرات شرکت می کردم. جنگ هم که شد در اردوگاه ها به مجروحان کمک می کردیم. شر و شور بیش تری داشتم آن روزها. چیزهایی هم می نوشتم.»

او که این روزها خانه داری می کند در حوزه قرآن پژوهی با محور زنان تلاش هایی دارد و جزوه های زیر دستش هم نتیجه خوانش های تازه اش از متن قرآن است.

نخستین موضوعی که به دقت به واکاوی و بررسی اش می پردازد، تفاوت دیدگاه قرآن نسبت به زنان در بخش های مختلف احکام، داستان های تاریخی و فلسفه آفرینش و هدف انسان چه زن و چه مرد است. در بخش احکام خطاب با مردان است و نقش زن تنها در خانواده آن هم در رابطه با مرد تعریف شده است. یعنی حتی درباره مادری و نگهداری از فرزند نیز، در بخش احکام ترسیم نشده است. در همه موارد هم روی سخن با مردان است. در مورد ارث، زناشویی، ازدواج، طلاق، ازدواج پس از طلاق و یا بعد از مرگ شوهر، شیردادن و حتی خصوصی ترین مساله بهداشتی زنان ۲۲۱۱ بقره)، باز هم به مرد خطاب شده است. این امر نشان می دهد که احکام قرآنی نسبت به زن قیمومیتی و سرپرست واره نگریسته شده است. گویی مردان مسوول احقاق حقوق زن هستند چه در مقام همسر و چه در مقام پدر. مثلاآمده است ای مؤمنان با زنان مشرک ازدواج نکنید یک کنیز مومن بهتر از آزاد مشرک است. یعنی در ازدواج مساله عقیده مهم است. ولی در این زمینه به زنان دستوری داده نمی شود بلکه می گوید: «دختران و زنان خود را به مشرکان ندهید.» از طرف دیگر در بخش احکام قرآن سه نوع بر خورد با قوانین زمان خود داشته است: «آن ها را به کلی تغییر داده، یا پذیرفته یا اصلاحاتی در آن ها پدید آورده است. مثلاارث زن بر اساس احکام قرآن نیمی از ارث مرد تعیین شده است.»

معنای فضیلت مردان در قرآن

هاله سحابی می گوید:«زمانی که پیامبر اکرم موضوع ارث زنان را در جامعه آن روز مطرح کرد با مخالفت فراوانی مواجه شد به گونه ای که حتی برخی یاران او با ایشان مخالفت کردند اما پیامبر بر این امر تاکید داشتند و در نهایت هم آن را اجرا کردند. موضوع آن است، زنی که سال ها هیچ حق و حقوقی نداشته، حتی خود او بعد از مرگ شوهر به ارث می رفته، در عرض کم تر از ده سال، به میزانی از شان و حضور در جامعه بشری آن روز دست می یابد و حالااین پرسش مطرح است و باید از مراجع اسلامی و فقها و مفسران پرسید که ما تا چه میزان از آن نقطه ای که پیامبر آن را در ۱۴۰۰ سال پیش ارتقا داد، جلوتر آمده ایم؟»

سحابی همچنان که در میان جزوه هایش آیات قرآن را جست وجو می کند; تحلیل خودش را درباره این که چرا در قرآن به مردان دستور داده شده یا توصیه هایی شده است، بازگو می کند:«خطاب قرآن، البته در بخش احکام، خطابی مردانه بوده است. باید در قرآن غور کرد تا دلیل این قضیه را فهمید. به این منظور باید به معنای فضیلت پی ببریم در دورانی که قرآن نازل شد. مردان فضیلت بیش تری در مقایسه با زنان داشتند اما تعریف فضیلت نیز می تواند به این موضوع کمک کند.»

او در توضیح معنای فضیلت مورد نظر در قرآن می گوید:«فضیلتی که در قرآن آمده معنای مادی دارد و نه صرفا ارزشی. هر جا در قرآن سخن از برتری و فضیلت کسی بر دیگری است، دلیلش غالبا همان برتری ها در امکانات و توانایی های دنیایی بوده است. هر جا در قرآن از فضیلت صحبت شده است مراد روزی، قدرت ، علم ، دانش و مهارت است. مثلابارها از فضیلت های قوم بنی اسرائیل سخن گفته است یا فضیلت داوود (ع) بر پیامبران دیگر یا … پس برتری ارزشی از این واژه مراد نمی شود. در این کتاب معمولابه صاحبان فضیلت امر می شود تا حقوق «دیگران» را که محروم ترند رعایت کنند. به آزادان خطاب می شود رعایت بردگان را بکنند، به ثروتمندان خطاب می شود، انفاق کنند یا این که به مرد برای مراعات حقوق زن سفارش شده است. حتی در آیه ۷۵ سوره نساء آمده است، چرا به خاطر مستضعفان و مردان و زنانی که زیر ستم ظالمان قرار گرفته اند نمی جنگید و آنان را یاری نمی کنید؟ بنابراین اگر در آن روزگار مرد خطاب آیات قرآن است به این دلیل بوده که در آن دوره امکاناتی بیش تر از زن داشته است اما این روزها دیگر فضیلت به معنایی که در قرآن آمده است صرفا به مرد محدود نمی شود و زنان نیز در جامعه از سطوح مختلف فضیلت برخوردار شده اند. جالب این است که در سوره نسا که درباره فضیلت مردان صحبت شده، این آیه نیز آمده است که «هرگز نسبت به فضیلت هایی که یکی بیش از دیگری دارد حسرت نخورید و تمنا نکنید، برای مردان آن چیزی باقی می ماند که خود کسب کرده اند و برای زنان نیز همان نصیبی می ماند که خود به دست آورده اند» و این نصیب هم معنای اقتصادی و مالی دارد هم می تواند به معنای امکانات دیگر اجتماعی باشد.»

ریاست مرد

ریاست مرد در خانواده نیز یکی از مواردی است که مورد پرسش قرار می گیرد. سحابی در این باره معتقد است که موضوع ریاست و قوام بودن مرد بر زن و این که رجال، قوامون علی النسا معرفی شده اند از جمله خطاب های توصیفی است و نه دستوری.

برخی معتقدند در قرآن نیامده است که باید برای تمام طول تاریخ این گونه باشد توصیفش این است که زنان در حال حاضر در موقعیت پایین تر قرار گرفته اند و چون مردان به دلیلی اقتصادی بر زنان برتری دارند بنابراین می توانند در آن دوره ریاست خانواده را بر عهده داشته باشند.اما این روزها که ما با تعداد زیادی از زنان سرپرست خانوار مواجه هستیم دیگر نمی شود ریاست و سرپرستی خانواده را به مرد محدود دانست. در هر صورت همان طور که پیش از این هم بر آن تاکید کردم فضیلت مردان بر زنان در آن دوران امری نبوده است که بر اساس توانمندسازی زنان به آنان قابل تفویض نباشد.حتی در همان زمان پیامبر هم جامعه خالی از زنان با فضیلت نبوده است. نمونه بارزش هم همسر وی، خدیجه(س) است که هم توان مالی و هم مقام اجتماعی والایی داشت. امروز نیز زنان ما به حدی توانمند شده اند که در مواقعی حتی خود به عنوان سرپرست خانواده مطرح شوند. در این حال موضوع حضانت مطرح می شود که زنان در شرایطی به لحاظ سرپرستی و حق حضانت از حقوقی برابر با مرد برخوردار می شوند اما متاسفانه در متن قانون حضانت تنها به مرد سپرده شده است که البته این امر با همان موضوع سرپرستی و ریاست که در قرآن آمده است تفسیر می شود.

حقوق اقتصادی زنان در قرآن

هاله سحابی می گوید:«متن قرآن بلکه متنی اصلاحی است. برای همین خیلی از آداب و رسوم را پذیرفته، تعدادی از قوانین را نیز به سمت عادلانه تر شدن اصلاح کرده است.

با این حال در مورد سوء رفتار بازنان، سه چیز بود که قرآن به کلی آن را بر انداخت یا تغییر اساسی داد:«کشته شدن کودکان دختر، به زور شوهر دادن دختران و دیگر حق اقتصادی برای آن ها قایل شدن است که در آن بستر تاریخی و با مطالعه شرایط دوران می توان فهمید که حرکت موثری در پیشرفت زنان بوده است.»

او در بخش دیگری از صحبت هایش می گوید: «در توصیه ها و احکام قرآنی که در آیات مدنی آمده است، در بحث احکام حتی تعریف نقش مادرانه برای زن نداریم. در حالی که در جاهایی که داستان های تاریخی نقل می شود، برای همه مومنان زنانی را مثال می زند که حق مادری را به کمال به جا آورده و فرزندانی مثل موسی و عیسی را تربیت کردند که مسیر تاریخ راتغییر دادند یا در جای دیگر از زنی حرف می زند که پادشاه است و دانایی و مشورت و تدبیر زنانه او مملکتش را از جنگ و خونریزی حفظ می کند.»

به اعتقاد هاله سحابی، نگاه کلی قرآن هیچ تفاوتی را میان زن و مرد قایل نیست. حتی خلقت و آفرینش آن ها براساس نفس واحده تصویر شده است. هدف از زوجیت هم در قرآن به آرامش رسیدن انسان هم به عنوان زن و هم مرد، مطرح شده است. حتی تولید مثل و فرزنددار شدن برای زوجیت اثر وضعی تلقی شده است.

سحابی این روزها مشغول خواندن کتاب «نقطه عطف»، نوشته «کاپرا» است. این کتاب درباره معرفت شناسی است که البته رگه های علمی هم در کتاب وجود دارد. البته هنوز تمام اش نکرده و در اواسط کتاب است.

او درباره آخرین باری که در تظاهرات شرکت کرده می گوید: «در تظاهراتی که در مقابل در سازمان ملل در ایران ترتیب داده شده و هدفم نیز حمایت از حقوق زنان و کودکان لبنان بود، شرکت کردم. فکر می کنم اواخر سال ۸۵ بود.»

روسری سبز رنگ روی مانتوی بلند سبز روشن تمام ۵۰ سالگی هاله سحابی را در خود پوشانده است.

از خاطراتش درباره پدر(مهندس عزت الله سحابی ) که می پرسم لحظه ای درنگ می کند: «همه زندگی ام با پدر خاطره بود. انتخاب یک خاطره از میان آن همه که هر دم در ذهنم مرور می شود کار دشواری است. آزاداندیشی یکی از اساسی ترین نکته هایی بود که پدر مدام بر آن تاکید داشت. آزاد اندیشی او نه از جنس شعار که عملگرایانه و کاملاقابل اتکا بود. هیچ گاه نخواست که در راهی گام بردارم که او آن را صواب نامیده است. ترجیح می داد که به فرزندانش آزادی عمل بیش تری بدهد. نه این که آن ها را مجبور کند، از رویه ای خاص پیروی کنند.

حتی خیلی اوقات فعالیت های من خلاف نظر پدرم بود اما با بزرگواری که خاص خودش بود، ساعاتی با من به بحث و گفت وگو می نشست.»

هاله سحابی گاه و بیگاه که فرصتی به دست می آورد، نقاشی می کند. روی دیوارهای خالی. رنگ و روغن، آبرنگ در هم می آمیزد و دیوار ها رنگ می خورد. نقاشی هایش حتی گاهی به فضای خالی دیواره های در آسانسور هم می رسد.

برگرفته از صفحه زنان روزنامه سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.