سلام خانم وزیر !کابینه رنگارنگ جایگزین کابینه خاکستری شد

سرمایه

نویسنده :گراهام کلی

ترجمه: مهرزاد غنی پور

ماه گذشته خوزه لویس زاپاترو، نخست وزیر جدید اسپانیا کابینه خود را معرفی کرد. در این کابینه برای نخستین بار اکثریت را زنان تشکیل می دهند؛ ۹ زن در مقابل هشت مرد. همچنین رکورد جوان ترین وزیر تاریخ اسپانیا را یک زن جوان ۳۱ ساله؛ بیبیانا آیدو با حضورش در این کابینه شکسته است. از طرفی، وزیر دفاع ۳۷ ساله این کابینه هیچ تجربه نظامی ای نداشته و هفت ماهه باردار بودنش در مطبوعات جناح رقیب زاپاترو بسیار مورد سوء استفاده تبلیغاتی قرار گرفته است. حتی برای اولین بار بود که وقتی زاپاترو به مراکش رفت، یکی از این زنان کابینه او چند ساعتی اسپانیا را اداره کرد.

گرچه مطبوعات و سیاستمداران جناح های مختلف اروپایی سعی می کنند وجهه ای طرفدار حضور زنان در عرصه سیاست از خود نشان دهند ولی انتقادات شدیدی به کابینه زاپاترو شده است. باید قبول کرد که این تغییرات، تغییرات بزرگی است. حتی رنگ کابینه هم تغییر کرده است؛ مردم عادت دارند کابینه را به صورت مردانی در لباس های سیاه و سفید و خاکستری ببینند ولی حالا در هر دوره، کابینه رنگارنگ تر می شود و این حرکت برای اسپانیا که همین ۳۰ سال پیش در دوران فرانکو، مردان حق قانونی داشتند که در انظار عموم زن خود را کتک بزنند، حرکت بزرگی محسوب می شود.
برلوسکنی، نخست وزیر ایتالیا که در کابینه ۲۲ نفره اش چهار زن حضور دارند، این کابینه را بیش از حد لیبرال می داند و گفته است: «در ایتالیا هرگز نمی توان چنین کابینه ای داشت چون مردان بیش تری در سیاست فعالند و یافتن زنان واجد شرایط برای فعالیت های سیاسی کار آسانی نیست… زاپاترو با مشکلات بسیاری در اداره کابینه اش روبه رو خواهد شد و خودش مسوول این قضیه است.»

زاپاترو که ادعا می کند یک فمینیست است، به برابری جنسیتی اصرار زیادی دارد. چهار سال پیش وقتی زاپاترو انتخاب شد، تعداد وزیران مرد و زن در کابینه او برابر بود. او قانونی وضع کرد مبنی بر این که نامزدهای مرد هر یک از جناح ها نباید بیش از ۶۰ درصد باشد و تا سال ۲۰۱۰ اعضای هیات مدیره شرکت هایی که می خواهند با دولت قرارداد ببندند، باید حداقل۴۰ درصدشان زن باشند. النا والنسیانو، وزیر امور خارجه اسپانیا می گوید: «در ایتالیا هم مانند اسپانیا تعداد زنان واجد شرایط برای فعالیت در حوزه سیاست کم نیست؛ زنان باکفایتی که می توانند وزیر شوند یا پست های دولتی دیگری را به دست بگیرند. او با لحنی کنایه آمیز می گوید: «چنین رویکردی برای سیاست ها و جامعه ایتالیا مفید خواهد بود.»

در سراسر دنیای غرب بین کسانی که اصرار دارند زنان در دستگاه های سیاسی باید حضور داشته باشند و کسانی که معتقدند زنان نباید خودشان را با فکرهایی مانند سیاست جهانی و نظام های تسلیحاتی اذیت کنند، فاصله فکری زیادی است و زمان زیادی برای ارتباط بین این دو گروه لازم است. در حال حاضر زبان گفت وگوی این دو گروه در مطبوعات غرب بیش تر از جنس تمسخر و کنایه است. یکی از روزنامه نگاران مطرح جناح محافظه کار اسپانیا، از کابینه زاپاترو با عنوان «هنگ خیاطان تازه کار» یاد کرده بود و با اشاره به این که هدف زاپاترو فقط آوردن زنان به کابینه بوده است، گفته بود که این ها را از خیابان پیدا کرده است. در انگلیس وقتی عکس بلر با زنان نماینده مجلس در روزنامه ها چاپ شد، عبارت «حرمسرای بلر» سر زبان ها افتاد و این نگرش ها کار این نمایندگان مجلس را دچار مشکل می کرد. در انگلیس زنان تنها حدود یک پنجم مسوولیت های سیاسی را در اختیار دارند. این وضع در سوئد بهتر است و ۴۷ درصد نمایندگان مجلس زن هستند. فرناندز دلا وگا، همان وزیر زاپاترو که چند ساعت در نبود زاپاترو کشورش را اداره کرد، از این که از سوئد پیشی گرفته اند، احساس سربلندی کرد. در نروژ قانون برابری جنسیتی اجبار دارد که حداقل ۴۰ درصد کرسی های مجلس و کابینه به زنان اختصاص داده شود. در آلمان قانون مشابهی رقم ۳۰ درصد را برای نمایندگان زن مجلس اجبار می کند.

برای آنکه ببینید مردم از نشستن یک زن بر صندلی سیاست چه احساسی دارند، باید کمپین های دموکرات ها در پشتیبانی از هیلاری کلینتون را مرور کنیم. در تمام مطبوعات آمریکا این سوال مطرح می شود که «آیا ما آماده داشتن یک رییس جمهور زن هستیم؟»، از هیلاری کلینتون به عنوان «جادوگر» یاد می شود که خنده هایش قهقهه جادوگرانه است. بیش از آن که سیاست هایش دستاویز تمسخر جناح مقابل قرار گیرد، زن بودنش بهانه می شود. او را زیادی خشن، زیادی قوی و جدی و زیادی خشمگین می دانند. جمهوری خواهان که می خواهند رابطه جورج بوش پسر با جورج بوش پدر را توجیه کنند، تنها کفایت او را این می دانند که همسر رییس جمهور اسبق است.

«سارا چایلد»، خبرنگار ارشد سیاسی در دانشگاه بریستول، می گوید: «رفتار خصمانه با زنان سیاستمدار خیلی ساده است. لازم نیست بگویی هیلاری کلینتون به خاطر زن بودنش لیاقت رییس جمهور شدن ندارد، کافیست او را به خاطر ظاهرش مسخره کنید. هنوز مردان و حتی زنان زیادی فکر می کنند زنان نمی توانند در دستگاه های سیاسی کار کنند و این تفکر به صورت های مختلف بروز پیدا می کند.»

گاردین، هجدهم آوریل ۲۰۰۸، Graham Keeley

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.