تو آزادی

“باز امیرحسین مهمان ها را بدرقه کرد ،« مردانه» تا کوچه و باز گریه کرد پشت سر مردان مهربان.

زهرا با صدایی غصه دار و چشمانی نگران می پرسد:« مامان! بابا برای تولد حضرت علی به خانه می آید؟ » و من محکم گفتم:«نه!» چرا باید منتظر بگذارمش؟ اگر چه در دلم گفتم انشاالله .چه کسی به او گفته روز پدر نزدیک است؟ این چیست به گلویم فشار می دهد؟ چرا صفحه دریایی شد؟! …”

زهره اسلامیان همسر مهندس موسوی در آستانه روز پدر نامه ای خطاب به وی نوشته است که متن کامل آن را می خوانید:

به نام خدای بزرگی که رحمن و رحیم است

سلام ؛ از پشت دیوارهایی که تنها خود پنداشته اند بلندند.

باز هم مهمان داشتیم مثل خیلی از روزهای گذشته ،گاهی چهره ها نا آشنا گاهی هم حتی نامها . ولی چه حسی دارم !. خیلی از خانم ها از تو می گویند وقتی همسرانشان در بند بوده اند و مردان می گویند وقتی خود در بازداشت بوده اند. مرد جوانی می گفت« شب که سرم را روی بالش می گذاشتم مطمئن بودم بیرون موسوی ددنبال کارم است و خوش به حالت! پناه بی پناهان اوست و چه ارزشی دارد پناهگاه بی پناهان بودن.

امیرحسین آب و هوای مجلس را عوض می کند و لی امان از دل من وقتی در بغل مرد جوانی لم می دهد و آرام می شود. و وقتی امیرحسین لابه لای مهمانها دنبال تو می گردد و می گوید:« پس بابا کو؟» ، پوست دل همه را می برد.

و باز امیرحسین مهمان ها را بدرقه کرد ،« مردانه» تا کوچه و باز گریه کرد پشت سر مردان مهربان.

زهرا با صدایی غصه دار و چشمانی نگران می پرسد:« مامان! بابا برای تولد حضرت علی به خانه می آید؟ » و من محکم گفتم:«نه!» چرا باید منتظر بگذارمش؟ اگر چه در دلم گفتم انشاالله .چه کسی به او گفته روز پدر نزدیک است؟ این چیست به گلویم فشار می دهد؟ چرا صفحه دریایی شد؟!

تفنگ امیرحسین مدام می گوید: فایر!..فایر! …. کلی هدیه برای جشن عبادت زهرا فرستادی ! برای هردو! زهرا یواشکی گفته بود:« بابا اوین است اینها را پیک آورده!» زیادی می فهمد . تو هم این عیب را داری!

این روزها همه از جنگ لبنان می گویند یادت هست؟ همیشه می گفتی سوت خمپاره، منور ، شب عملیات ،گریه های مادرت. در عکس هنوز صورتت مردانه نشده . تفنگ برایت سنگین نبوده؟ آنروزها نظرت در مورد «اوین» چه بود؟ حتما « انفرادی» برایت لغتی غریبه بوده. بدیهی است کسی که با آسمان پر ستاره جنوب مانوس می شود فکر نمی کند ۵۵ روز آسمانش آنقدر کوتاه شود.

این روزها ، روز همدلی ایرانیها با لبنانیهاست .

مادر که پسرت را از زیر قرآن می گذرانی . الهی مجروح نشود. الهی شهید نشود. دامادیش را ببینی الهی، هرگز پشت در زندان منتظر دیدنش نشوی . فرزندانش زیر آفتاب ظهر تابستان ، پدر پیرش نگران . آن هم به جرم نمایندگی مجلس ،به جرم سخنرانی به جرم انتقاد .چه جرمهای سنگینی به سنگینی ۵۵ روز انفرادی . که هر روز سنگین تر می شود ۵۶، ۵۷،…. البته برای دل من و تو ۶۰* ۶۰* ۲۴* ۵۵ احتمالا عددش در ماشین حسابم پیغام خطا می دهد. زیادی بزرگ است.

مادر! تو هم شیعه ای . از تولد جده سادات تا نزدیکی تولد حیدر کرار ما سید علی اکبر را ندیده ایم . به نظرت جشن مهدی چه خبر خواهد بود؟ مادر عزیز! اگر می خواهی این دنیا دلت نلرزد ، زیارت عاشورا جا و مکان نشناسد… به پسرت بگو به جای « قانا» به فکر مامانا باشد . آنوقت اگر اوین هم برود برای « کباب با قلیان» است.

اما! اما آن دنیا ، اما آن دنیا …….

و این هم! بی شک! اشرف مخلوقا تی گفته اند. علی هست . حسین هست خیلی چیزها هست. آقا سید شب جمعه جمع شدیم دعای کمیلی و باز سپردنت و باز فرزاندانت و باز امام عصر به حق ۱۳ رجب روز تولد حضرت زهرا که ما جوابی برای زهرا نداشتیم . برای جشن تکلیفش برای سادات بودنش ، برای هرچه تا به حال مقدس داشته ایم .- که البته من و تونه در آن تردید می کنیم و نه ابزار کارمان- روز پدر نزدیک است . ما به رسم هر سال به دیدن پدرت خواهیم رفت . گرچه بیمار شده و تحت سرم .

و چه پزشکی درد او را درمان تواند کرد؟ و چه دارویی رمق در زانوانش خواهد انداخت؟ حتما او نیز هر شب به تو می اندیشد و هر آنچه برایت تعریف کرده و تو را با ان پرورانده بارها و بارها با خود مرور می کند: مظلومیت زهرا( س) ، عدل علی (ع) ، صبر حسن (ع) شهامت حسین (ع) …. نمی دانم چه صحنه ای از تو را در ذهن دارد ؟ شاید دور شدن قطار تهران –خرمشهر باشد . آنوقتها و شاید وقتی خسته و خاک آلود بر می گشتی و ساعتها می خوابیدی آنوقتها .

من باز هم شب عید سفره رنگینی خواهم انداخت . گل خواهم خرید. بچه ها را حمام می کنم و آنها که خوابیدند تا صبح یا علی خواهم گفت . برای من خشم علی و مهر علی تنها جزیی از تاریخ نیست زنده و کار آمد است .

زهرا هدیه هایت را کادو کرده بماند تا خود بیایی و باز کنی .

تو آزادی. به امید این طرف دیوار بودنت.

زهره

پانزدهم مرداد سال ۸۵ خورشیدی

منبع :ادوارنیوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.