افزایش کودک‌آزاری در ایران

روز_ویدا سامعی

در تمامی جنگ ها، بلایای طبیعی و غیر طبیعی، کودکان اولین گروهی هستند که دچار صدمه و آسیب می شوند؛ چرا که قدرت دفاع و توان حفاظت از خود را ندارند. همین شرایط سبب شده است که قوانین بین المللی به شکلی خاص به این گروه انسانی بپردازد. در این ارتباط قوانین بسیاری هم وضع شده است. قوانینی که در سطوح بین المللی، خواستار تعهد کشورهای مختلف در زمینه حفظ و ایجاد محیطی امن برای کودکان است. مهمترین این قوانین که به شکل منشوری جهانی، تحت عنوان کنوانسیون جهانی کودک تدوین شده، دولت ها را متعهد به احیای حقوق همه کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال کرده است. در یکی از بندهای این پیمان نامه آمده است: “زندگی با پدر و مادر برای رشد و رفاه کودک بسیارمهم است، پدر و مادر شما هردو مسوولیت تربیت، پرورش و امنیت شما را به عهده دارند.” بند دیگری از این پیمان نامه به نوعی خطاب به دولت ها است: “با هیچ کودکی نباید بد رفتاری شود. اگر با کودک بد رفتاری شود او باید از کمک و حمایت بر خوردار باشد”. تمامی این قوانین و بندها که بر روی کاغذ سلامت روح و جسم کودک را تضمین می کند، متأسفانه در عمل نتوانسته کودکان را از خطرات جسمی و روحی،مصون نگهدارد. کودک آزاری، از جمله اصلی ترین این خطرات است.

خانواده؛ شمشیر دو لبه برای کودکان

کودک حق دارد در فضای امنی که توسط والدین برای اوایجاد می شود زندگی کند، اما متأسفانه در بیشتر موارد گزارش شده از خشونت علیه کودکان خصوصاً درکشورهای توسعه نیافته آزار جسمی و جنسی کودک از سوی بستگان نزدیک، و غالبا از سوی پدر صورت می گیرد. نگاهی به آمار کودک آزاری در ایران، که حاکی از رشد این پدیده در میان خانواده های ایرانی است، ابعاد این مساله را بیشتر می نمایاند. بر اساس آمار سازمان بهزیستی تهران، ۶۶ درصد ازکودک آزاری ها در خانواده، توسط مردان انجام می شود و در بیشتراین خشونت ها، دختران بیشتراز پسران مورد آزار قرار می گیرند. معمولی ترین نوع کودک آزاری، کتک و ضرب است، اما شکل بسیار وحشیانه آن که در حال حاضر در کشور در حال زیاد شدن است سوزاندن اعضاء بدن با سیگار، ضرب و شتم با سیخ، ضربه به سر با انبردست و پرتاب از ارتفاع است که در اکثر موارد منجر به مرگ کودک می شود. بیشتراین کودک آزاری ها نیز در خانواده هایی اتفاق افتاده است که به نوعی با معضلاتی نظیراعتیاد، بیکاری، فقر، نارضایتی از جنسیت فرزند و… روبه رو بوده اند.

به گفته طیبه معصومی راد جامعه شناس: “کودک آزاری والدین می تواند ریشه های متعددی داشته باشد. فقر، بیکاری و اعتیاد از عوامل اصلی کودک آزاری والدین است. از یک پدر بیکار، که فشاری خانواده بیش از همه بر دوش او است، هر عملی می تواند سر بزند. اما در بیشتر خانواده هایی که خشونت علیه کودک، بسیار شدید بوده، عامل اصلی طلاق بوده است. مادر خانواده های از هم گسیخته، کودک علاوه بر احتمال آزار از سوی والدین با عنصر سومی تحت عنوان نا پدری و یا نامادری هم مواجه است که حتی مرتکب قتل کودک هم شده اند”.

آزار کودکان با مجوز قانونی

در تمامی موارد کودک آزاری در ایران وبا در نظر گرفتن تمامی عواملی که کارشناسان امور خانواده مطرح می کنند، یک عامل اصلی، به تنهایی علت العلل بسیاری کودک آزاری های انجام شده، بوده است: قوانین حقوقی. قوانین در ایران متاثر از دین اسلام است و در این رابطه نیز تمامی قوانینی که در مورد کودکان و حقوق آنها وضع شده، همگی برگرفته از قانون حظانت پدر بر فرزند است و بر همین اساس، خشونت از جانب پدر را با کمترین مجازاتی روبه رو ساخته است. در ماده ۲۲۰ قانون جزای اسلامی، اگر پدر و یا جد پدری فرزند خود را بکشد، مجازات نمی شود. او تنها باید دیه پرداخت کند. طبق ماده ۵۹ همین قانون، به پدر و مادر اجازه داده شده است که فرزند خود را تنبیه کنند و چنانچه این تنبیه به جهت تربیت وی انجام شود، جرم تلقی نمی شود، که این مورد در مغایرت کامل با کنوانسیون حقوق کودک است. ماده ۱۹ این پیمان نامه حاوی قانونی است که کشور های عضو را موظف می کند تا از کودک در برابر خشونت، صدمه، آزار جنسی و جسمی، سوءاستفاده و …حمایت کند. از سوی دیگر وجود قوانین چند پهلو در قوانین مدنی ایران، دست پدران و مادران را برای تنبیه و آزار کودکان خود باز گذاشته است، البته پدر در صورت رساندن صدمه شدید به کودک از مجازات مصون می ماند، اما اگر مادر کودک ـ حتی به صورت نا خواسته ـ به کودک آسیب برساند با شکایت پدر به قصاص محکوم می شود.

خشونت‌هایی که براساس تحقیقات یک مرکز حمایت از کودکان در تهران، بیش از۹۰ درصد کودک آزاری ها در خانواده اتفاق می افتدو ازهر ۲۰ مورد کودک آزاری نیز تنها ۱ یا۲ مورد گزارش می شود.تنها در سال گذشته ۸۰۰۰ خشونت خانگی ثبت شده که ۱۰۰۰ مورد آن کودک آزاری بوده است. در مهر ماه سال ۸۴ مدیر کل امور اجتماعی وزارت ارشاد با اعلام اینکه کودک آزاری به مرحله اضطرار رسیده است، از اجرای طرحی جهت بررسی خشونت علیه کودکان در مراکز بهزیستی خبر داد. اما این طرح که شامل بررسی آزار جسمی،عاطفی و جنسی کودک است، از یک اشکال عمده برخوردار است و آن عدم امکان حمایت از کودک در خانواده است، چرا که تا کودک آزاری اتفاق نیافتد و به مراکزی مثل بهزیستی و …که متولی اجرای این طرح است، گزارش نشود قابل اجرا نخواهد بود. حتی اگر چنین نیز شود کودک آزاری حادث شده و اجرای این طرح حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را دارد.

به اعتقاد بسیاری از حقوقدانان، آنچه باید اجرا شود تدوین یک قانون محکم برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی است و این امر مستلزم تغییرات در قوانین مدنی و جزایی ایران است. بنفشه جمشیدی حقوقدان و وکیل دادگستری لزوم وضع قوانین به نفع کودکان را لازم می شمارد: “بر طبق قوانین مدنی و جزایی ایران، پدر اختیار طفل را دارد و غیر از او کسی نمی تواند در مورد کودک تصمیم بگیرد، مگر اینکه کودک در مرحله شدید آزار قرار گرفته باشد که در این صورت موقتا به مراکز سرپرستی نظیر بهزیستی سپرده می شود”.

در تعریفی که کارشناسان از کودک آزاری ارائه می دهند، هر گونه فعل یا عملی که باعث آسیب روانی و یا جسمی به کودک شود، شامل کودک آزاری می شود و باید با آن برخورد صورت گیرد.اما طبق آنچه این حقوقدان از کتاب قانون قرائت می کند: “کودک آزاری پیش از سال ۸۱ جزو جرائم نبود ، و تنها پس از تصویب طرحی ۱۲ ماده ای در مجلس، در دسته جرائم عمومی قرار گرفت ولی حتی با تصویب این طرح، باز هم پدر از قانون مستثنی شد”. اینگونه بود که پدران در جای جای ایران خشونت را افزایش دادند،خبرهای مطبوعات و دیگر رسانه ها، گواه این افزایش است: نوزاد سی و پنج روزه در گیلان به دست پدر و مادر ۱۷و ۱۹ ساله خود به قتل می رسد،پسرک ۱۰ ساله تبریزی که به کارگاه قالی بافی به اجاره می رود،حتی در آنجا هم از خشم پدر مصونیت ندارد. پدر به جرم پوشیدن لباس نو به او حمله می کند و اورا به قتل می رساند،فاطمه دخترک جنوبی، به خاطر شک پدر به دایی کودک ، وبه بهانه حفظ آبرو، سر بریده می شود…. و صدها مورد دیگر که با ورق زدن روز نامه های ایران با آنها مواجه می شویم .

دست هایی برای رهایی

با افزایش این خشونت ها علیه کودک، و از آنجا که قانون هیچ کاری نمی کند، سازمان های غیر دولتی به کمک کودک آمده اند. سازمان هایی که البته تعدادشان به انگشتان دست هم نمی رسد. مهمترین این سازمان ها، انجمن حمایت از کودکان، توسط شیرین عبادی تشکیل شده است. گروه های دیگری نیز وجود دارند که در گوشه گوشه شهر تهران به فعالیت مشغولند. آذین شمس، روانشناسی که چند روز در ماه، در یکی از این سازمان های غیر دولتی به کار داوطلبانه با کودکان مشغول است، می گوید: “هر کودکی حد اقل یکبار با خشونت مواجه شده است. کودک آزاری تنها در محیط خانواده اتفاق نمی افتد، کودک آزاری در محیط های بیرون از خانواده نیز حتی اگر با ضرب و شتم همراه نباشد، به شکل ترس از محیط یا فرد، اتفاق می افتد. این نوع کودک آزاری در محیط هایی مثل مدرسه بیشتر است، که البته آمار کمی دارد. انجام تنبیه بدنی و خشونت در کودکی، باعث تکرار این رفتار از سوی کودکان در بزرگسالی در مورد فرزندانشان می شود”.

یکی از اقدامات انجام شده توسط این نوع سازمان ها در ایران، برقراری خطوط تلفنی کمک به آسیب دیدگان است. به آماری که سازمان بهزیستی تهران، متولی این عمل، ارائه داده است توجه کنید: از ۲۸۵ مورد تماس از بهمن ماه تا اردیبهشت ماه یعنی در طول سه ماه، ۱۹۹ مورد کودک آزاری گزارش شده است. در این مورد گزارش های بسیاری نوشته شده ،اعتراض های متعددی صورت گرفته و طرحهای زیادی برای نجات کودک ارائه شده است.اما هنوز در نقاط مختلف کشور، کودک مورد حمله و آسیب قرار می گیرد و به صرف اینکه کودک است، پس از نیم نگاهی از سوی بسیاری به قصد دلسوزی، فراموش می شود. ای کاش آنانی که قوانین را می نویسند هنگام نوشتن کلماتی که به زندگی کودکان مرتبط است نیم نگاهی به آسمان بیاندازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.