عزت نفس فرزندان مادران شاغل بالاتر است
«کودکان مادران شاغل، نسبت به کودکان مادران خانهدار، از عزت نفس بالاتری برخوردارند.»
پژوهش «بررسی تاثیر اشتغال مادران بر عزت نفس کودکان ۹ تا ۱۱ سال» که توسط «فیروزه کربلایی و محمدرضا لالانی» انجام گرفته نشان میدهد، مادران شاغل به دلیل برخورداری از وضعیت اقتصادی مناسب، بهتر میتوانند نیازهای مادی کودک را برطرف کنند. در نتیجه کودک نیز با رفع نیاز مادیاش، نیازهای دیگری چون احساس تعلق، احترام به خود و عزت نفس را جستوجو میکند و با رفع آنها عزت نفس بالاتری پیدا میکند.
این پژوهش که ۱۵۰ کودک دارای مادر شاغل در دو گروه پسر و دختر با ۱۵۰ کودک دارای مادر خانهدار از هر دو گروه دختر و پسر را مورد سنجش قرار داده، نشان میدهد که مادران شاغل از آنجا که معمولائ سطح تحصیلات بالایی دارند و یا در پی ارتقای سطح تحصیلات خود هستند، از ارتباطات اجتماعی گستردهتری نیز برخوردارند. در نتیجه تعاملات مادر با کودک نیز از نظر کیفی بهبود یافته و رفتار گرم مادر باعث شکلگیری تصویر درست و صحیحی از خود و توانایی خود در ذهن کودک میشود; کودک خود را فردی با ارزش و دارای هویت مثبت ارزیابی میکند. در نتیجه عزت نفس کودک بالا میرود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مادران شاغل نسبت به نگهداری و مراقبت کودکان خود احساس گناه میکنند. در نتیجه برای جبران آن به مراقبتهای بیشتری از کودکان خود در امور تربیتی، رفتاری، تحصیلی و… میپردازند و همین باعث افزایش _عزت نفس در کودکان میشود.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بین نوع شغل مادران در سطوح کارگری، آزاد، فرهنگی، آموزشی و کارمندی با میزان عزت نفس رابطهای وجود ندارد. یعنی اشتغال به طور کلی باعث افزایش عزت نفس کودکان است. اما میزان تاثیر شغل مادر در سطوح شغلی مختلف، متفاوت است. به عبارت دیگر این پژوهش نشان میدهد مادرانی که شغل فرهنگی، آموزشی دارند، فرزندانشان بالاترین نمرات میانگین عزت نفس را دارند که همین بالا بودن نمرات در این شغل، ناشی از سطح آگاهی مادران و روابط اجتماعی غنیتر، آنهاست.
در مقایسه، فرزندان مادران کارگر، پایینترین نمرات میانگین عزت نفس را کسب کردهاند. بنابراین نوع شغل مادر، تاثیر متفاوتی دارد.
یافتههای دیگر این پژوهش نشان میدهد که کودکان دختر و پسر فقط در مورد میزان تاثیر شغل مادر در در سطوح شغلی گوناگون با هم فرق دارند.
به طوری که بالاترین نمرات عزت نفس کودکان پسر، در مورد مادران شاغل در بخش کارمند غیرمعلمی است. اما بالاترین عزت نفس کودکان دختر، در مورد مادران شاغل در بخش فرهنگی، آموزشی است. با این وجود، این پژوهش نشان میدهد که صرف ورود زن به اجتماع احساس توانستن در او را تقویت کرده و به احساس برداشت مثبت از خود میرسد و عزت نفس را افزایش میدهد. در نتیجه همین احساس به کودکان منتقل شده و آنها نیز عزت نفس بالاتری در قیاس با کودکان مادران خانهدار پیدا میکنند.
یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که میزان تحصیلات زنان در بخش غیردولتی در حد متناسب است، اما با این همه آنها میزان سابقهء کار کمی دارند که این موضوع نشان دهندهء نوسان اشتغال زنان در بخش غیردولتی، جابهجایی متوالی در شغل، عدم پشتکار و سرانجام فقدان انتظام سازمانی است.
همچنین نتایج این پژوهش بیانگر آن است که استخدامهای این بخش بیشتر قراردادی و روزمزدی است که این مساله موجب عدم امنیت شغلی زنان شده است. زنان شاغل در بخش غیردولتی همچنین از نبود انگیزه و شوق کار، عدم امنیت اقتصادی، نبود حمایت اجتماعی و عدم امنیت شغلی گلایهمندند. طبق نتایج این پژوهش تعداد زنان مجرد شاغل در بخش غیردولتی در مقایسه با زنان متاهل بسیار بیشتر است که این موضوع نشاندهندهء جوانی پدیدهء اشتغال در این بخش است. زنان شاغل در بخش غیردولتی پیشنهاداتی را نیز برای رفع مشکلاتشان ارایه دادند: «پیشنهاد به بخش دولتی برای حمایت از زنان و رسیدگی به وضعیت آنها، وضع قوانین و مقررات لازم در بخش غیردولتی، قانونی کردن کار و تشکیل اتحادیهها و سازمانهای حمایتی.»
پیشنهاد به بخش خصوصی برای ایجاد امنیت و آیندهء شغلی، طولانی کردن قراردادهای کاری و حقوقی، درآمد شغلی مناسب، کاهش ساعات کار، اهمیت دادن به کار زنان و آموزش آنها، رفع تبعیض دادن به موقع حق بازنشستگی و بیمه، ایجاد تسهیلات رفاهی نظیر مهدکودک و جلوگیری از پایمال شدن حقوق زنان در بخش غیردولتی.
رسیدگی به مشکلات صنفی زنان، توجه به افزایش کارآیی و کیفیت فعالیتها، تامین حقوق کار زنان، ایجاد شرایط برابر و به دور از نگرشهای جنسیتی در فعالیتها، توسعهء فرهنگی و حمایت اجتماعی در همهء سطوح آموزشی از پیشنهادهای محقق برای بهبود اشتغال زنان در بخش خصوصی است.
این مطلب پیش از این در صفحه زنان روزنامه سرمایه منتشر شده است.
