معصومه ابتکار: شورا، متولی توسعه پایدار شهر است

خبرگزاری میراث فرهنگی/حسن ظهوری

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و محیط زیست کشور همواره دو نهاد دولتی بودند که نخستین آسیب‌ها و شاید بیشترین تخریب‌ها را در نتیجه اجرایی شدن پروژه‌های عمرانی تجربه کرده اند و در این گذر با نهادهایی چون شهرداری‌ها در چالش بوده‌اند.

امروز در میان کاندیداهای شورای سوم شهر تهران نام “معصومه ابتکار”، رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست کشور و معاون سیدمحمدخاتمی، رئیس جمهوری سابق به چشم می خورد. یکی از کسانی که در حوزه فعالیت خود بارها معترض عملکرد شهرداری‌ها و شوراهای شهرها بوده است.

وی که اکنون در پله ورود به شورای شهر تهران ایستاده اعتقاد دارد شورای اسلامی شهر، متولی توسعه پایدار شهر است.

* حضور شما به عنوان معاون آقای خاتمی در دوره پیشین ریاست جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور جای این سئوال را باز می‌کند که چطور پس‌از یک دوره فعالیت اجرایی سنگین دوباره اما این‌بار در یک تشکل غیردولتی و مردمی پا به عرصه نمایندگی در انتخابات شورای سوم شهر و عرصه مدیریت اجتماعی و سیاسی کشور می‌گذارید؟

_ فراغت یک‌سال و چند ماهی که از کار اجرایی داشتم دوره خوبی بود. این نوع کارها توان زیادی از فرد هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ فکری می‌گیرد.

در هشت‌سال گذشته به همراه تعداد زیادی از همکارانی که با من کار می‌کردند هیچ مجالی برای پرداختن به امور شخصی و خانوادگی نداشتیم و این مدت یک‌سال و نیم فرصتی برای بازسازی و جبران عقب‌ماندگی‌هایمان بود.

این فراغ یک‌سال و نیم برای جریان اصلاحات هم خوب بود، اما با توجه به شرایط کنونی و بنابر توصیه همکاران سابق که معتقدند درحال حاضر شرایط جدیدی را تجربه می‌کنیم که لازمه بودن در این شرایط هوشیاری است، باید خردمندانه تصمیم بگیریم و دوباره وارد عرصه اجتماعی و سیاسی جامعه شویم. ولو این تصمیم به ظاهر متداول نباشد که اعضای دولت و یا معاونان رئیس جمهوری پس‌از یک‌دوره اجرایی سنگین دوباره در یک لایه دیگری وارد عرصه سیاست شوند.

برای من کار در شورای شهر و تشکل‌های غیردولتی بسیار باارزش است. من در دوران آقای خاتمی پیش ‌از آنکه سمت معاونت و ریاست سازمان حفاظت محیط زیست را بگیرم در تشکل‌های غیردولتی فعالیت می‌کردم. در همان زمان من مدیر یک تشکل غیردولتی تحت عنوان سازمان‌ زنان بودم. در این‌جا هم اگر خدا بخواهد به عنوان یک عضو شورای شهر در یک لایه تصمیم سازی مردمی وارد عرصه اجتماعی و مدیریتی و احیانا سیاسی کشور می‌شوم.

این شرایط به گونه‌ای بوده که تمامی کسانی که دغدغه عزت و سربلندی ایران را دارند، از هر جناح سیاسی که باشند بر این نکته اتفاق نظر دارند که باید از همه توان مدیریتی و از همه سرمایه‌های کشور به نحو احسن برای عبور از بحران‌ها و رفع معضلات متعدد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود بهره بگیریم.

تکثر فکری واقعیتی است که باید به گونه‌ای متناسب در لایه‌های تصمیم گیری کشور فرصت انعکاس داشته باشد تا کشور بتواند در نتیجه تکثر دیدگاه‌ها،از این سرمایه‌ها و تجربه‌های باارزش استفاده کند.البته از این بابت نگرانی‌های زیادی وجود دارد.

در گذشته کشور به گونه‌ای اداره می‌شد که جناح‌های مختلف در عرصه‌های متفاوت، حتی عرصه سیاسی کشور می‌توانستند حضور داشته باشند، ولی در حال حاضر تقریبا یک جناح سیاسی در حال حذف شدن از همه ابعاد حاکمیت است.

شاید بتوان گفت که این اتفاق بعد از انقلاب کمتر رخ داده است. همیشه فضاهایی برای فعالیت طیف‌های مختلف فکری وجود داشته؛ طیف‌های مختلفی که همه به قانون اساسی، انقلاب، حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری معتقدند. این طیف‌های مختلف فکری اگر در عرصه فعالیت‌های دولتی حضور نداشتند، فضاهایی برای فعالیت داشتند. اما شرایط در یک‌سال و نیم گذشته به نحوی پیش‌رفته است که یک طیف سیاسی جامعه از همه فضاهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه حذف می‌شود. باید به این نکته اشاره کرد که مقام معظم رهبری نیز در سفری که به کرمان داشتند اعلام کردند دو جناح سیاسی عمده کشور به مانند دو بال پرنده هستند که وجودشان ضروری است و باعث به پرواز درآمدن کشور می‌شوند. این‌که گاهی اکثریت رای مردم میان جناح‌های سیاسی در نوسان بوده طبیعی است. این فراز و نشیب‌ها از الزامات فرهنگ دموکراسی است و ما برای آنکه به محتوای مردم‌سالاری برسیم باید این فرازو نشیب‌ها را تجربه کنیم. نباید روی کارآمدن یک جناح سیاسی دیگر منجر به حذف تفکری شود که تجربیات با ارزشی دارد و موفقیت‌های زیادی را برای کشور داشته است. فکر می‌کنم اصلاح‌طلبان و کسانی که با فکر و ایده‌های جدید، که متفاوت از ایده‌های فعلی برای مدیریت شهری است پا به عرصه انتخابات شوراها می‌گذارند ، قصد دارند نگاه متفاوتشان را عرضه کنند.

* هنگامی که شما در سمت ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور فعالیت می‌کردید، بارها شاهد چالش‌های میان این سازمان با شوراهای شهرها و شهرداری‌ها و حتی پروژه‌های عمرانی که عمدتا به شهرداری‌ها مربوط می‌شد بودیم. با ورود شما به شورای شهر تهران،‌ شاهد جابجایی شما از موضع معترض به رفتارهای شهری به موضع مورد اعتراض هستیم. این جابجایی تا چه‌اندازه می‌تواند به رفع چالش‌های موجود کمک کند؟

_ شورای شهر در راستای سازوکار خود و تعامل با دولت نیاز به تنظیم و تقویت دارد. چالش‌هایی که میان سازمان حفاظت محیط زیست و شوراها و حتی دیگر نهادها و جود داشت در همین راستا بود. یکی از مشکلات فقدان آیین‌نامه بود. مثلا در یک مقطعی برای مدیریت پسماند‌های شهری قانونی نداشتیم. ولی قوانین برای این موضوع تنظیم و تصویب شد که از بزرگترین دستاوردهای دولت و مجلس ششم بود. طبق آیین‌نامه مصوب وظایف تمامی دستگاه‌های دولتی که موضوع پسماند‌های شهری به آن ها نیز مربوط بود، مشخص شد.

یکی دیگر از موارد چالش برانگیز بحث اولویت‌ها بود و انتظار می رفت مسائل محیط زیستی نادیده گرفته نشود. در آن زمان سازمان حفاظت محیط زیست روی برنامه کاهش میزان آلودگی هوا بسیار پافشاری کرد، و چون برنامه جدید بود اگر ما ایستادگی نمی‌کردیم برنامه از هم می‌پاشید. این برنامه مثل حلقه‌های یک زنجیر به هم متصل بود و در صورتی که بخشی از آن اجرا نمی‌شد باعث توقث بخش‌های دیگر می‌شد. ما همیشه نگران آن بودیم که چنین اتفاقی بیافتد و امروز شاهد آن هستیم که علی‌رغم تمام نگرانی‌ها این اتفاق افتاده است و اکنون برنامه جامع با مشکلات زیادی مواجه است.

در آن زمان سازمان محیط زیست با تعامل با دستگاه‌های دیگر این موضوع را پیش‌ می‌برد و اگر چالشی وجود داشت بیشتر آیین‌نامه‌ای بود.

یکی دیگر از بحث‌های خیلی مهم آن دوران، ساخت و ساز در ارتفاع ۱۸۰۰ متر و در برخی نقاط تا ارتفاع ۱۴۰۰ متر بود.

این حد ارتفاع که در دامنه‌های تهران تعریف شده بود برای حفظ طبیعت تهران بود. اما امروز این حد مجاز توسط عده‌ای که منافع زیادی دارند تصاحب می‌شود. این به واسطه فقدان نظارت و نبود نظارت کافی دستگاه‌های مربوط مثل محیط زیست است. این که شما از یک جابجایی صحبت می‌کنید در این مقطع صحیح است. چون کسانی که با این جابجایی می‌آیند با دغدغه مردم آشنا هستند و بهتر می‌توانند آن را در مدیریت شهری به اجرا درآورند. اما چنین مسائل بغرنجی تنها با حمایت حاکمیت قابل حل است.

موضوع محیط زیست نیازمند پشتوانه حاکمیت است. به نظر می‌رسد در دوره جدید محیط زیست خیلی موضوعیت ندارد، و مثل سابق در اولویت‌ها قرار نگرفته است. این موضوع مسئولیت مردم را در شوراها و تشکل‌های غیردولتی بیشتر می‌کند.

وقتی موضوعی مثل محیط زیست در دولت کمرنگ می‌شود در عوض تشکل‌های غیردولتی باید به دنبال پررنگ کردن آن باشند. شاید ورود من به عرصه انتخابات شورای شهر چنین پیامی داشته باشد.

حالا که دولت مثل سابق به محیط زیست اهمیت نمی‌دهد و کمرنگ شده ، ما در شورای شهر پیگیر این موضوع می‌شویم و حقوق مردم را در این عرصه مهم مطالبه می‌کنیم.

* بعنی رسما اعلام می‌کنید با ورود به شورای شهر تهران مسائل زیست محیطی را دنبال می‌کنید؟

فکر می‌کنم کسی که با موضوع محیط زیست پیوند روحی و فکری برقرار کند نمی‌تواند آن‌را از زندگی خود تفکیک کند. این موضوع شاید اندکی ارثی باشد. البته رشته تحصیلی من محیط زیست نبود، اما از زمان کودکی مرحوم پدرم همیشه درباره محیط زیست با من صحبت می‌کرد. پیش ‌از انقلاب هنگام کارهای مطالعاتی ایشان در ادیت کردن مقالات انگلیسی کمک‌شان می‌کردم. همیشه مرحوم پدرم می‌گفت انگلیسی تو خوب است و مقالات انگلیسی را به من می‌داد. در آن زمان با خودم می‌گفتم انجام این‌کارها چه ارتباطی با آینده من دارد. هیچ وقت فکر نمی‌کردم تقدیر و سرنوشت من را به سویی ببرد که همین مقالاتی که با آن دستگاه‌ها تایپی قدیمی ادیت می‌کردم آموزشی برای آشنایی با مفاهیمی‌ باشدکه بعدها در مسئولیتی قرار خواهم گرفت که شاگردی آن را در خانه کردم.

بحث محیط زیست، بحث توسعه پایدار است. یکی از زمینه‌های مهم افت شاخص‌های کیفیت زندگی در تهران محیط زیست است. اگر شاخص‌های توسعه را در نظر بگیریم تهران در برخی موارد رشد خوبی داشته است.

تامین آب سالم، زیرساخت‌ها، آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها، فضای سبز ، انسجام دهی به فضاهای مختلف و اجرای طرح جامع و تفصیلی تهران حفظ حریم و محدوده تهران، بحث آلودگی هوا، بحث پسماند‌ها، مدیریت و تفکیک زباله از منبع و بسیاری دیگر از کارها هنوز مانده است.

محیط زیست یک بحث کلان است و اگر با یک چنین دیدی شورای شهر بعدی شکل بگیرد بسیاری از مشکلات رفع می‌شود.به عنوان مثال ورزش و محیط زیست با هم ارتباط دارند، بحث جوانان، بحث جامعه مدنی، تشکل‌ها و میراث فرهنگی هم به محیط زیست مربوط می‌شود. علقه ای که محیط زیستی‌ها به مسائل دارند برای آن است‌که انسان را در کانون آن می‌بینند و آنجایی که توسعه انسانی رخ می‌دهد، باید به این مسائل پرداخته شود.

* دو موضوع محیط زیست و میراث فرهنگی همواره نخستین و بزرگترین قربانیان توسعه شهری و پروژه‌های عمرانی بودند. از سوی دیگر با نگاهی به هر دو موضوع تشابه زیادی میان‌ آن‌ها دیده می‌شود که حساسیت هر دو را بیشتر می‌کند. به نحوی می‌توان گفت که میراث فرهنگی و محیط زیست هر دو سرمایه‌های ملی محسوب می‌شوند که قربانی نوگرایی ملی شده اند. در آستانه ورود به شورای شهر چه برنامه‌ای برای میراث فرهنگی تاراج شده تهران دارید؟

_ به واقع این دو موضوع یعنی محیط زیست و میراث فرهنگی هم از نظر کاربرد، مشکلات و موانع و هم از نظر ماهیتی خیلی به هم شبیه و نزدیک هستند. چون هردو سرمایه‌های ملی محسوب می‌شوند.

دریک‌سو سرمایه‌ طبیعی قرار گرفته که اقتصاد یک مملکت برپایه آن می‌چرخد و در آن‌سو سرمایه فرهنگی است که اندیشه، رشد و تعالی جامعه و بسیاری موارد دیگر بر اساس آن شکل گرفته است. بنابراین همانطور که به درستی اشاره کردید این دو موضوع بسیار به هم نزدیک‌اند.

جالب است بدانید خیلی از کشورها وزارت توریسم و محیط زیست را یک‌جا دارند. این موضوع به چند دلیل رخ داده است که از آن‌جمله می‌توان از دلیل نزدیک بودن ماهیت هر دو موضوع و این‌که خیلی از کشورها توریسم‌ و اکوتوریسم نزدیک به هم دارند، یاد کرد. کشورهای آفریقایی تقریبا توریسم و اکوتوریسم یک‌جا دارند.

موضوع میراث فرهنگی فرع بر میراث طبیعی است. یکی از مسائل خیلی کلیدی شهر تهران پرداختن به هویت فرهنگی و ایرانی و تهران است.

در روند جهانی شدن و شهروند جهانی بودن ما به هویت و اصالت ملی و فرهنگی خودمان نیازمندیم و باید با دقت از آن محافظت کنیم زیرا ناگزیر به عنوان کلان شهر باید به سمت استاندارهای جهانی پیش برویم و این در برنامه‌هایی که اصلاح طلب‌ها روی آن صحبت می‌کنند ازقبیل بحث حفظ هویت ایرانی و حرکت به سوی استاندارهای جهانی دیده شده است.

در این راستا باید هویت تهران را نیز حفظ کنیم. اگر کمرنگ شده باید غبار آن را برداریم. جوان‌های ما همان‌قدر که دوست دارند شهروند جهانی باشند و در محیطی پیشرفته زندگی کنند ، باید به همان میزان افتخار کنند که ایرانی هستند و این تنها با آشنایی بیشتر آن‌ها با میراث پر افتخار کشور میسر می‌شود.

کارهای زیادی در این زمینه شده و کارهای زیادی مانده است. من فکر می‌کنم توجه به تشکل‌ها و گروهای غیردولتی که روی مسائل میراث فرهنگی کار می‌کنند و هرکدام گوشه‌ای از کار را گرفته‌اند بسیار مفید است.

در زمان آقای خاتمی کارهای خوبی در این زمینه صورت گرفت و خیلی به این موضوع توجه می‌شد. فکر می‌کنم یکی از وظایف شوراها احیاء نقش تشکل‌های غیردولتی در مدیریت شهری و احیاء نقش موثر فرهنگسراها در پرداختن به بحث هویت ایرانی، ملی و میراث فرهنگی شهر تهران است.

علاوه بر این تهران میراث طبیعی بسیار خوبی هم دارد و نباید مورد ساخت و سازهای بی‌رویه قرار گیرد. نباید تراز ۱۸۰۰ متر شکسته شود. در برخی موارد شاهد آن هستیم که حریم این ارتفاع را شکسته‌اند.

ما اطراف شهر تهران سه پارک جنگلی بزرگ داریم. خورجین، سرخه‌حصار و لار که البته لار در فاصله بیشتری نسبت به تهران واقع شده اند. در جنوب تهران و در نزدیکی ورامین هم پارک کویر را داریم. این‌ها میراث طبیعی فوق‌العاده‌ای به جهت قدمت و گونه‌های جانوری محسوب می‌شود. در سرخه‌حصار و خورجین قوچ و میش داریم ولی ساخت و سازها بسیار به این پارک‌ها ضربه زده است. این پارک‌ها تنفس‌گاه‌های شهر تهران هستند. یکی از درگیری‌های بزرگ آن دوران تصرف بخشی از این پارک‌ها توسط تعاونی بود. این‌ها میراث ۸ میلیون شهروند است. امروز وقتی صحبت از طرح جامع تهران می‌شود مسائلی از قبیل میراث فرهنگی و محیط زیست باید در آن دیده شود.

* برخی معتقدند عملکرد شوراها به علت فقدان قوانین با کاستی همراه است و عنوان می کنند در صورت وجود قوانین مربوطه می‌توان فعالیت شوراها و شهرداری را گسترش داد و بحث مدیریت شهری را آن‌گونه که در قانون ذکر شده تا حدی به مردم واگذار کرد. آیا شما هم چنین اعتقادی دارید؟

_ بر اساس قانون شورای شهر و شهرداری‌ها، بخش ‌عمده‌ای از تصدی‌گری دولت غیر از مواردی که به محدوده حاکمیتی مربوط می‌شود قابل واگذاری به شهرداری است. بخش‌‌هایی از محیط زیست کاملا قابل واگذاری است. در آن زمان این دغدغه وجود داشت که شاید بعضی از بحث‌ها در حدی تخصصی است که شهرداری نمی‌تواند از عهده آن برآید اما باید شرایط به نحوی باشد که این واگذاری‌ها انجام شود. یعنی باید برویم به سمت واگذاری امور از یک دولت متمرکز به مردم. در این میان مردم هم باید ساز و کارها را برای بهتر شدن برنامه‌ها پیداکنند. این در قانون پیش‌بینی شده و در برنامه سوم و چهارم روی این نکته تاکید شده است. یعنی امور مردم به مردم واگذار شود و مردم خودشان مدیریت کننده باشند.

در بیشتر کشورهای دنیا حتی آموزش و پرورش را شوراها اداره می‌کنند. شورای شهر متولی توسعه پایدار شهر است. بحث توسعه پایدار خیلی کلان است. آموزش و پرورش، محیط زیست و مباحث اقتصادی و اجتماعی از قبیل فقرزدایی و فرهنگی را در بر می‌گیرد. شورای شهر متولی این امر است و این اختیارات باید به او داده شود. من فکر می‌کنم اگر دولت با این نگاه که برنامه چهارم توسعه علمیاتی شود موضوع را دنبال کند، خیلی از تصدی‌گری‌ها قابل واگذاری است و خیلی از این مسائل را شوراها می‌توانند با کیفیت بهتر و ارائه خدمات و نظارت بیشتر دنبال کنند.

البته در این میان بحثی هم وجود دارد که من فکر می‌کنم مطلبی کلیدی محسوب می‌شود و در دیدگاه‌های خودم روی آن تاکید دارم؛ و آن بحث مهم شفافیت عملکرد شوراها است.

شوراها اگر در عملکردی که دارند شفاف عمل کنند و عمق نیت مالی را طبق قانون، شفاف به مردم ارائه دهند بسیاری از مشکلات قابل رفع است.

هیچ‌کدام از شهردارها و شوراها تا امروز این کاررا نکرده‌اند. این بخشی از قانون بوده که به درستی اجرا نشده است. اگر این سازوکارهای نظارتی تقویت شود فکر می‌کنم خیلی از آن مشکلات دیگر نیز قابل رفع است. منتهی مهم این‌است که از طرف شورای شهر و شهردار این اراده درکار باشد.

* شما اکنون به عنوان یک نماینده شورای شهر که در انتخابات شوراها شرکت کرده‌اید در پله ورود به شورای شهر تهران ایستاده‌اید. از این منظر عملکرد شورای شهر فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

_ فکر می‌کنم هنوز جای کار خیلی زیاد است. البته به نظر می‌رسد بین شهردار اول و دوم این شورا تفاوت زیادی وجود دارد. اوضاع تا حدی روبه بهبود و اصلاح بوده اما هنوز نقد‌های زیادی نسبت به عملکرد شورای شهر است.

به نظرم در این میان نخستین نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که همه نقد‌ها سیاسی نیست. شاید این به خاطر اجماع‌ اصلاح‌طلبان است که باید به این موضوع از نظر کارشناسی، کاربردی و واقع گرایانه نگاه شود.

این سنت که هرکسی کار دیگری را نقد می‌کند باید از بین برود با اخلاق دینی ما سازگار ندارد. آن‌هایی که این‌گونه می‌اندیشند شاید از آن جهت است که بدون نقد کردن دیگری حرفی برای گفتن ندارند. همه چیز خاکستری است. باید این‌گونه فکر کرد. من فکر می‌کنم کسی که دراین دوره وارد شورای شهر می‌شود، باید آمادگی همیاری و همکاری با طیف‌های مختلف داشته باشد و در این میان همه شهروندان تهرانی را با تمام اختلاف نظر‌های فکری فرهنگی، سیاسی، اجتماعی آن‌هم در گروه‌های سنی مختلف بپذیرد.

باید به جهت ذهنی خودش را آماده کند تا نماینده یک‌قشر خاص از مردم نباشد و این تنوع افکار را ببیند. برای رسیدن به پویایی و تحولی که تهران به آن نیاز دارد تا شهری با نشاط و امن باشد هنوز کارهای زیادی مانده است.

امیدوارم شورای شهر بعدی به تخریب شورای شهر پیشین نپردازد و یا صرفا آن را تایید نکند. بلکه با یک تشخیص منطقی اشتباهات گذشته را اصلاح کنند.

در این میان باید قدر سرمایه‌ای را که گذشتگان برای ما فراهم کردند بدانیم. این را با تمام اختلاف نظرهای سیاسی می‌گویم و اعتقاد دارم که این رویه را اگر هر دو جناح سیاسی دنبال می‌کردند وضع کشور از شرایط فعلی که اکنون در آن به سر می‌بریم خیلی بهتر بود .

متاسفانه ما سرمایه‌های عظیم انسانی را نادیده می‌گیریم . نباید فکر ‌کنیم صرفه‌جویی صرفا در ساده خوردن و ساده زیستن است بلکه سرمایه‌ها و تجربیات انسانی جای دیگری است. شاید چند میلیارد تومان هزینه می‌شود تا یک‌نفر مدیر شود. آنقدر خطا و آزمون انجام می‌دهد تا یاد بگیرد. این سرمایه است. اگر این‌گونه به مسئله نگاه کنیم هرگز حاضر نمی‌شویم به صرف برخوردها و برداشت‌های سیاسی و مقطعی این سرمایه‌ها را به راحتی کنار بگذاریم و بعد بگوییم دوره جوان گرایی و بازشدن عرصه تنگ مدیریت است.

بازشدن عرصه تنگ مدیریت زمانی اتفاق افتاد که ۱۰۰ هزار نفر با اقدام شجاعانه‌ آقای خاتمی وارد عرصه مدیریت کشور شدند. پیش‌از آقای خاتمی هم آقای رفسنجانی قصد این کار را داشت اما شرایط آن فراهم نشد. اما در دوره آقای خاتمی زمانی که شرایط فراهم شد ۱۰۰ هزار نفر وارد عرصه مدیریت شهری و روستا‌هاشدند. این کار بزرگی بود. ۱۰۰ هزار نفری که اکثرا کمترین تجربه را داشتند. این تجربه خیلی باارزشی بود و هست و ما باید اهمیت شوراها را بدانیم زیرا این تجربه باعث شد که خیلی از افراد نگاهشان به این مسئله باز شود.

امروز اصلاح‌طلبان بایک نگاه کارشناسی، واقع‌گرایانه و مقتدر وارد عرصه انتخابات شوراها شدند و این نشان می‌دهد که اصلاح‌طلب‌ها اصلاح پذیر، تحول‌پذیر و واقع‌نگر هستند و کسانی که در این زمینه تلاش می‌کنند و می‌‌خواهند با نگا‌ه‌های نو در زمینه مدیریتی شهری وارد شوند می‌خواهند مشکلات و معضلات شهروندان تهرانی را کم کنند.

* شورای شهر به عنوان یک تشکل غیردولتی شکل گرفت تا ناظر بر فعالیت‌ نهادها و سازمان‌های دولتی از قبیل سازمان حفاظت محیط زیست باشد. اما در دوران ریاست شما در این سازمان ماجرا به عکس اتفاق افتاد و بیشتر شما ناظر بر اعمال شوراها و شهرداری‌ها بودید که مبادا سرمایه‌های طبیعی به علت یک عملکرد نادرست تخریب شود. این نظارت قطعا اختلافاتی را نیز به همراه داشت. اکنون که قصد دارید نماینده مردم در شورای شهر باشید چنین نظارتی را از سوی نهادهای دولتی می‌پذیرید؟

_ البته ما جاهایی ورود کردیم که به قصد کمک بود. فکر می‌کردیم اگر تشکل‌ها و یا شوراها قدرتمند شوند می‌توانند به ما کمک کنند. ما یک برنامه آموزشی به صورت نشست از سوی وزارت کشور دنبال می‌کردیم. به نوعی آموزش محیط زیست برای شوراها محسوب می‌شد. تا آنجایی که خاطرم است طرح درس آن هم آماده شد. دور اول در سه منطقه از کشور آموزش زیست محیطی داده شد. ما اعتقاد داشتیم مفاهیم برای شوراها مثل کلیدی است که وقتی روشن می‌شود دیگر روشن می‌ماند. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد شوراها متوجه می‌شوند فلان برنامه می‌تواند اتفاقی ناپایدار باشد و آن‌وقت درست عمل می‌کنند. شاید من در زمان مدیریت خودم کسانی را راضی نگه دارم، اما چند صبای دیگر را چه باید کرد. وضعیت آنقدر وخیم می‌شود که دیگر نمی‌شود آن را جمع کرد.

توجه به موضوع توسعه پایدار به عنوان یک دیدگاه بالاتر و کاملا منطبق با عقل و دیدگاه‌های دینی ما مانع بروز این اتفاقات می‌شود. در دیدگاه‌های دینی وقتی صحبت از عدالت می‌شود، یعنی حق دسترسی همه آحاد بشر به یکسری حقوق اولیه. این نگاه عادلانه در قرآن کریم آمده است . دراین‌جا بحث میراث هم دیده می‌شود. معنی میراث یعنی آنچه از گذشته به دست من رسیده.مال من نیست، بلکه باید حفظش کنم و برای نسل آینده بگذارم. این تفکر و نگاه تا همیشه ادامه دارد و این معنای توسعه پایدار است. این که امروز سختی بکش و هرچیزی را سر سفره نیاور تا خورده شود معنی توسعه پایدار است. این‌که می‌گویند نفت را می‌آوریم سر سفره، بدبختی آیندگان است. آیندگان مصیبت خواهند داشت. اگر امروز سعی کنیم هرچه دراختیار داریم برای حل مسائل مصرف کنیم، آیندگان با مشکل مواجه می‌شوند. مدیریت شهری ما باید نیازهای مقطعی را ببیند. کسی نمی‌گوید که نباید نیازهای مقطعی را ندید. نمی‌شود فقر، اشتغال، نیاز جوانان به اشتغال را ندید. اما نه به شرط آن‌که آیندگان را فراموش کنیم یا کاری کنیم که تا سال‌های سال همه چیز در هم تنیده شود. زمانی برسد که بودجه‌ها تمام شده و میراث طبیعی ما از بین رفته باشد مثل بلایی که سر سفره‌های آب‌زیرزمینی کشورمان در‌آوردیم. هرچقدر گفتیم برای ساخت منابع صنعتی در این نقاط فعالیت نکنید، آنقدر کردند تا این‌که سفره آب آلوده شد و اکنون این سفره آب‌آلوده مانده و چند میلیون شهروند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.