مردان کره‌ای برای یافتن عروس‌های ویتنامی از دلالان استفاده می‌کنند

نویسنده نوریمیتسو اونیشی – گروه ترجمه شهرزاد نیوز

شهرزاد نیوز- هانوی، ویتنام –نیمه‌شب در هانوی، و ساعت ۲ بعد از نیمه شب در سئول، کره جنوبی است. کیم وان سو، یکشنبه پس از پروازی ۵ ساعته، مستقیماً از فرودگاه به این جا، بار Lucky Star karaoke آورده شد، تا از میان ۲۳ زن جوان ویتنامی که در دو اتاق کم نور نشسته‌اند، همسری برای خود انتخاب کند.

پس از آن که دلال ازدواج درباره هر یک از زنان نشسته روی مبل U شکل، توضیح مختصری ‌داد، آقای کیم پرسید: «آیا باید آن‌ها را نگاه کنم و فوری تصمیم بگیرم؟»

به این ترتیب آقای کیم، ۳۹ ساله، اهل حومه سئول و کارگر کارخانه اتومبیل‌سازی روند کمی آشفته‌ی دو ساعته‌ی انتخاب همسر را آغاز کرد. اگر تور ازدواج ۵ روزه‌ طبق برنامه پیش برود، او در عرض یک یا دو روز، ازدواج خواهد کرد و ماه عسل‌ را در Huong Tich Mountain مشهور واقع در جنوب غربی این جا خواهد گذراند.

مردان کره‌ای، هر چه بیشتر، همسر خود را در خارج از کره جنوبی می‌جویند؛ در کره مازاد مردان مجرد، فقدان افراد خواهان ازدواج و ارتقا موقعیت اجتماعی زنان با هم ترکیب‌شده‌اند و بازار داخلی را بر مردان خواهان ازدواج محدود کرده‌اند. در چین، هند و سایر کشورهای آسیایی، ترجیح فرزند پسر بر دختر موجب عدم تعادل بین جمعیت مردان و زنان شده و مردان عزب را با همین مشکل مواجه ساخته است.

ارتقا موقعیت اجتماعی زنان در ایالات متحده، در دهه ۱۹۹۰مردان آمریکایی خواهان همسران سنتی‌تر را واداشت به روسیه بروند. اما تعادل بیشتر جمعیت در آمریکا مانع کمبود زنان شد و صنعت بین‌المللی پررونق ازدواج در کره جنوبی پا گرفت.

اکنون، این رشته به بازار ازدواج رو به جهانی‌شدن چنگ انداخته و مجردان کره‌ای نسبتاً مرفه جویای همسر را به کشورهای فقیرتر چین، آسیای جنوب شرقی و مرکزی می‌فرستد. تورهای ازدواج موجب افزایش ناگهانی ازدواج با خارجی‌ها در کره جنوبی شده است، کشوری که تجانس نژادی‌اش، هسته هویت‌اش می‌باشد.

در کشور کره، ازدواج با خارجی‌ها از ۴ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۱۴ درصد در سال ۲۰۰۵ رسید.

به گزارش سازمان‌های خبری کره جنوبی، بسیاری از دامادها به عروسان خارجی دروغ گفته‌اند و آنان دچار انزوا و گاهی سوءرفتار هستند. وزارت بهداشت و رفاه اکنون، برای پیشگیری از این امر، درصدد است تا صنعت بین‌المللی ازدواج را قانونمند سازد، صنعتی که چنان یک باره ظاهر گشته است که اداره حمایت از مصرف‌کنندگان تنها می‌تواند تخمین بزند که ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ از این گونه آژانس‌ها در کشور وجود دارد.

پس از جواب‌های منفی اولیه – سه انتخاب اول آقای کیم به دلایل مختلف تقاضای او را رد کردند – انتخاب او به یک دانشجوی ۲۲ ساله کالج و یک دیپلمه ۱۸ ساله محدود شد.

آقای کیم از دانشجو پرسید: «چه خصوصیتی داری؟»

او گفت: «من خیلی سرزنده‌ام.»

دختر ۱۸ ساله پرسید چرا او می‌خواهد با یک زن ویتنامی ازدواج کند.

او پاسخ داد: «من دو همکار دارم که با زنان ویتنامی ازدواج کرده‌اند. آن‌ها زنانی فداکار و اهل خانواده به نظر می‌آیند.»

یکی از دلالان می‌گفت دختر ۲۲ ساله، که شاد و جسور به نظر می‌رسد، برای کیم مناسب است. دیگری پیشنهاد کرد شیر یا خط بیندازند.

آقای کیم سرانجام گفت: «باشد، چون من آدم ساکتی هستم، دختر سرزنده را انتخاب می‌کنم.» و به سرعت افزود: «می‌توانم الان دستش را بگیرم؟»

دختر رفت و کنار او نشست، اما هیچ یک جرأت نکرد دست دیگری را بگیرد. دختر، اسم‌اش را کف دست چپش هجی کرد: وین. اسم او “تو تی وین” بود.

در کره جنوبی تابلوهای تبلیغاتی ازدواج با خارجیان نواحی روستایی را پر کرده است و در ایستگاه‌های متروی سئول اعلامیه‌ پخش می‌شود. بسیاری از مقامات دولتی محلی، به علت کاهش جمعیت، به تورهای ازدواج که معمولاً ۱۰۰۰۰ دلار آمریکا هزینه دارد، سوبسید می‌دهند.

به گفته دلالان و اداره حمایت از مصرف‌کننده، این تجارت در اواخر دهه ۱۹۹۰ با جفت کردن کشاورزان کره جنوبی یا معلولان با کره‌ای‌های ساکن چین آغاز شد. در سال ۲۰۰۳ اکثر مشتریان، مجردان شهرنشین بودند و عروس‌های خارجی از کشورهای متعددی می‌آمدند.

دسترسی گسترده به تکنولوژی کنترل جنسیت برای زنان باردار از دهه ۱۹۸۰ منجر به تولد نوزادان پسر و به هم خوردن تعادل جمعیت شده است. علاوه بر آن، افزایش ثروت کره جنوبی بر امکانات آموزشی و استخدامی زنان افزوده است، و حتا منجر به افزایش آمار طلاق و کاهش میزان تولد شده است.

لی اون تای، صاحب Interwedding، آژانسی که سال پیش برای ۴۰۰ مرد کره‌ای همسرانی از ویتنام، چین، فیلیپین، مغولستان، تایلند، کامبوج، ازبکستان و اندونزی یافته است، می‌گوید: «امروزه، زنان کره‌ای معیارهای بالاتری دارند. اگر مردی فقط دیپلم داشته باشد، یا با مادرش زندگی کند یا کارمند یک شرکت کوچک یا متوسط باشد، قدش کوتاه‌تر یا سن‌اش بیشتر باشد، یا ساکن روستا باشد، ازدواج در کره برایش خیلی سخت است.»

منتقدان می‌گویند این تجارت زنان را تحقیر می‌کند و از فقر زنان سوء استفاده می‌کند. اما دلالان می‌گویند آن‌ها فقط نیازهای مردان کره‌ای و زنان خارجی خواهان یک زندگی بهتر را با هم تطبیق می‌دهند.

ون هیون جای، صاحب i-Bombit، یک آژانس دیگر، می‌گوید: «اما با ثروتمندتر شدن کشورها این تجارت سخت‌تر خواهد شد. اکنون حتا یک مرد معلول کره‌ای می‌تواند یک عروس ویتنامی پیدا کند. اما سرانجام زنان ویتنامی خواهند پرسید چرا باید با یک مرد کره‌ای ازدواج کنند وقتی که زندگی در ویتنام خوب است.»

فعلاً ویتنام از منابع پر طرفدار عروس‌یابی، و در رده دوم پس از چین است. ازدواج با زنان ویتنامی چنان موفقیت‌آمیز تلقی می‌شود که مقامات محلی حداقل یک شهر، Yeongcheon، در نواحی روستایی جنوب شرقی کره جنوبی، فقط به ازدواج با ویتنامی‌ها سوبسید می‌دهند.

در فرودگاه بین‌المللی Incheon در غرب سئول، صبح‌ها، صحنه‌ای فزاینده آشنا در جلوی سالن‌های ورود دیده می‌شود. مردان کره‌ای، با دسته گلی در دست و اغلب به همراه خویشاوندان، به استقبال عروسان ویتنامی خود می‌روند، که با پروازهای شبانه از هانوی یا شهر هوشی مین فرامی‌رسند.

تور عروسی

در فرودگاه بود که آقای کیم به ظاهر عصبی و مشتری دیگری تور ازدواج خود را آغاز کردند. سه دلال از شرکت‌های Interwedding و i-Bombit سررسیدند.

آقای کیم بر اثر اصرار خواهر بزرگترش، پس از آخرین تلاش ناموفق برای یافتن یک همسر کره‌ای در دسامبر، تصمیم گرفت به ویتنام برود. او که دیپلمه است با مادر و خواهرش زندگی می‌کند و در خط تولید یک کارخانه کوچک شستی ماشین کار می‌کند. اگر چه او در یکی از پرارتباط‌ترین کشورها زندگی می‌کند، اما از اینترنت استفاده نمی‌کند.

مشتری دیگر، کیم تای گوو، ۵۱ ساله بود که روی ۵/۲ اکر زمین خودش در یئونجیو، شهری در شمال شرقی سئول، درختان جنسه و سیب پرورش می‌دهد. آقای کیم اخیراً زن چینی‌اش را که پس از مرگ اولین همسرش، یک زن کره‌ای، گرفته بود، طلاق داده است. او با دختر ۱۶ ساله و مادر پیرش زندگی می‌کند. پسر ۲۱ ساله‌اش خانه را ترک کرده است.

آهن جای ون، یک دلال کره‌ای که مدت‌ها پیش در هانوی ساکن شده و با یک زن ویتنامی ازدواج کرده است، آغاز کرد: «بهترین زن‌ها برای شما را انتخاب کرده‌ایم. اما انتظار نداشته باشید که به خوشگلی زنان کره‌ای باشند. ما از نظر مالی فاصله زیادی داریم. پز ندهید. اگر دروغ بگویید، بالاخره خواهند فهمید و احساس می‌کنند سرشان کلاه رفته و خواهند رفت.

والدین می‌دانند که دختران‌شان با یک مرد کره‌ای ازدواج خواهند کرد. مقامات دولتی می‌دانند که این امر اتفاق خواهد افتاد، اما اگر این کار را جلوی آن‌ها بکنیم، مشکل به وجود خواهد آمد. بنابراین می‌خواهم این را درک کنید. وقتی در هانوی فرود آمدیم، گرچه خیلی دیر است، مستقیم به دیدن زنان خواهیم رفت. این از امشب. یک چیز دیگر. شرکت‌های دیگر به شما اجازه می‌دهند شب اول با زنان بخوابید. ما نه. فقط در شب عروسی. ما باید آبروی خود به عنوان مردان کره‌ای را حفظ کنیم. موافقید؟»

دو مرد سر تکان دادند.

معرفی و انتخاب

و به این ترتیب، این جا در بار Lucky Star karaoke، آقای کیم مسن‌تر با زنان ویتنامی، اغلب در اوایل بیست سالگی، به صحبت می‌پردازد.

پس از آن که دلال به دختران اطلاع می‌دهد که آقای کیم ماهی ۱۰۰ دلار برای خانواده‌هایشان در ویتنام می‌فرستد، او می‌گوید: «دختر ۱۶ ساله‌ام با من زندگی می‌کند و من یک کشاورزم. موافقید؟»

بوی تی توی، ۲۲ ساله، یکی از دو زنی که آقای کیم بالاخره انتخاب کرده است، می‌گوید: «من با کار کشاورزی آشنا هستم.»

وقتی از خانم توی پرسیده می‌شود که آیا سؤالی دارد، پاسخ می‌دهد، سؤالی ندارد. اما زن دیگر، یک دختر ۲۸ ساله جدی با ژاکت سبز روشن بر تن، می‌پرسد: «اگر با شما عروسی کنم، آیا مرا دوست خواهید داشت و همیشه از من مواظبت خواهید کرد؟»

آقای کیم پاسخ می‌دهد: «البته” و به سرعت رو به خانم توی می‌کند.

پس از چند ساعت خواب، زوج جدید و دلال‌ها، برای یک سفر چهار ساعته به استان محل زندگی زن، کوانگ نین، در شرق هانوی، در وانت کوچکی می‌چپند. در آن جا زوج‌ پیش از ثبت ازدواج توسط مقامات محلی مورد مصاحبه قرار می‌گیرند.

جاده‌ی خروجی از هانوی، یک اتوبان پهن با کارخانه‌های جدید در دو طرفش که به شرکت‌های چندملیتی مثل کانون تعلق دارند، سرانجام به یک جاده‌ی دو باندی که گاوها در آن رفت و آمد می‌کنند، ختم می‌شود. در دوردست دهقانانی دیده می‌شوند که با دست روی خاک کار می‌کنند و نشان‌گر رشد کمتر اقتصاد رو به رونق ویتنام هستند.

بسیاری از زنان ویتنامی که با مردان کره‌ای ازدواج می‌کنند از نواحی روستایی اطراف هانوی و شهر هوشی‌ مین هستند.

خانم وین و خانم توی دوستانی دارند که با مردان کره‌ای ازدواج کرده‌اند و ظاهراً از زندگی در کره جنوبی راضی هستند. نظیر بسیاری از ویتنامی‌ها، آن‌ها نیز مشتاق دیدن شوها و فیلم‌های تلویزیونی کره‌ای، موسوم به موج فرهنگ پاپ کره‌ای، هستند که از اواخر دهه ۱۹۹۰ تمام آسیا را در خود بلعیده است.

موج کره‌ای

“موج کره‌ای”، با معرفی کره به عنوان کشوری دارای تعادلی موفق بین سنت و مدرنیته، کشوری که تلفن‌های دستی سامسونگ مورد حسرت را تولید می‌کند و پیوندهای خانوادگی محکمی دارد، تصویر کره جنوبی را در منطقه تغییر داده است.

در همان هفته‌ای که دو زن همسران آینده خود را ملاقات کردند، تلویزیون ویتنام در ساعات پربیننده یک سریال تلویزیونی کره‌ای به نام “داستان موفق یک دختر شاد” – داستان یک دختر ساده روستایی که به سئول می‌رود و به پول و قدرت می‌رسد – را نمایش می‌داد.

خانم وین می‌گوید: «راستش را بگویم من چیز زیادی درباره کره نمی‌دانم به جز چیزهایی که در تلویزیون دیده‌ام. اما مناظر کره‌ زیبا هستند. مردان کره‌ای با فرهنگ و مهربان به نظر می‌آیند. آن‌ها ظاهراً مسئولیت‌پذیرند و در صلح و صفا با خانواده و همکاران‌شان زندگی می‌کنند.»

او که طرفدار فوتبال است و شماره‌های دیوید بکهام و زین‌الدین زیدان را می‌داند دو سال پیش، نامش را برای ازدواج با یک کره‌ای نزد یک دلال ثبت کرد. پدرش، یک کارگر ساختمانی در شرکتی محلی، قادر بود دو فرزندش – خانم وین و برادر بزرگترش – را به کالج بفرستند.

برعکس، خانم توی یکی از پنج فرزند یک کشاورز ثروتمند است. او بلافاصله پس از گرفتن دیپلم اسم خود را در آژانس نوشت.

توی می‌گوید: «یکی از دوستانم با یک مرد کره‌ای ازدواج کرده و الان در سئول زندگی می‌کند. ما گاهی تلفنی حرف می‌زنیم. او خیلی خوش‌بخت است. می‌گوید سئول پر از است از آدم و ساختمان‌های بلند.»

او گفت نصف هم سن و سال‌هایش در ۲۲ سالگی ازدواج کرده‌اند. و وقتی که در انتظار ازدواج بود، والدینش که به او اجازه نمی‌دادند در مزرعه کار کند تا زیبایی‌اش لطمه نبیند، کارهای خانه را انجام می‌داده است.

زوج ازدواج خود را به ثبت رساندند و آزمایشات لازم پزشکی را انجام دادند و زوج ویتنامی – کره‌ای دیگری را تشکیل دادند.

آقای کیم جوان‌تر نامه‌ای به کره‌ای به نامزدش نوشت – تا هیجانش را تخفیف دهد و قول دهد که مواظبش خواهد بود و بر مشکلات فائق خواهند آمد – اما نتوانست آن را معنی کند. زن و شوهر یک فرهنگ زبان کره‌ای – ویتنامی خریدند و کوشیدند با اشاره به کلمات یا استفاده از انگلیسی دست و پا شکسته منظورشان را بفهمانند.

خویشاوندان

در حدود ۴۰ ساعت پس از فرود در هانوی، مردان کره‌ای با عروس‌های ویتنامی خود ازدواج می‌کنند. خویشاوندان عروس در رستوران‌های بزرگ چشم به راه‌اند.

تو مین سو، ۵۵ ساله، پدر وین، گفت: «امروز نه تنها روز پیوند دو آدم، بلکه دو کشور است. ویتنام و کره شباهات زیادی دارند ما هر دو کنفوسیوسی هستیم.»

نگوین تی نگویت، ۵۶ ساله، مادر توی، که کنار دختر و داماد جدیدش ایستاده است، می‌گوید: «این جا کشور فقیری است، اما شرایط در کره بهتر است. امیدوارم دخترم در آن جا زندگی بهتری داشته باشد.»

اما بوی وان ووی، ۵۲ ساله، پدر توی، ناراضی بود که دخترش با مردی که فقط یک سال از خودش جوان‌تر است، ازدواج می‌کند. شب قبل او به خانم آهن تلفن زده بود تا از فاصله سنی بین دخترش و آقای کیم شکایت کند.

او در حالی که دامادش به ترجمه خانم آهن گوش می‌داد، گفت: «من هنوز به خاطر این فاصله سنی خیلی نگرانم. الان که دامادم را دیدم کمی خیالم راحت‌تر شد. اما نمی‌توانم نگران نباشم.»

آقای کیم گفت: «نگران نباش، راجع به این موضوع نگران نباش.»

با این حال در طول مراسم، پدر گرفته به نظر می‌رسید.

آقای کیم به آقای آهن گفت: «بیا او را از قرارمان باخبر کنیم.» و منظورش ۱۰۰ دلاری بود که ماهانه خواهد فرستاد.

آقای آهن گفت: «بعداً، بعداً.»

پس از مراسم که پدر رستوران را ترک می‌کرد، نگاهی به اطراف انداخت تا دخترش را برای آخرین بار ببیند. او دو انگشتش را بر لبانش فشار داد و برای دخترش بوسه خداحافظی فرستاد.

بعداً خانم توی گفت: «من بچه محبوب پدرم بودم. او واقعاً مرا می‌پرستد و نگران است.»

خودش هم نگران بود. «من کره را فقط از تلویزیون می‌شناسم، اما باید با واقعیت خیلی خیلی فرق داشته باشد. نمی‌دانم خانواده جدیدم مرا دوست خواهند داشت ونمی‌دانم چطور خودم را تطبیق بدهم. خیلی نگرانم.»

آغاز فصلی جدید

دو روز بعد، زمان آن است که مردان کره‌ای به خانه‌هایشان بازگردند؛ همسرانشان پشت آن‌ها ایستاده‌اند تا کارهای قانونی برای الحاق به آن‌ها را تکمیل کنند.

در فرودگاه، خانم توی اعلام کرد که باید به همسرش چیزی بگوید و از آقای آهن خواست برایش ترجمه کند.

او گفت: «لطفاً سلام مرا به مادر و بچه‌ها برسانید.»

آقای کیم دستش را دراز کرد، اما دلالان او را هل دادند تا همسرش را بغل کند.

او گفت: «نگران من نباشید. من شروع می‌کنم یاد گرفتن کره‌ای و وقتی مرا دیدید، به خوبی صحبت خواهم کرد. ما زمان کوتاهی با هم بودیم. اما مهر و علاقه بین خودمان را احساس می‌کنم و دارم عاشق شما می‌شوم. وقتی به کره رسیدید، لطفاً به من تلفن کنید.»

او گفت: «دو روز دیگر تلفن خواهم کرد.»

دو زن سه ماه بعد هانوی را ترک کردند، همان کاری که نیم دوجین دیگر از عروس‌های ویتنامی، ویزا در دست، شب پیش کردند. بقیه فامیل دو عروس‌ از روستاها آمدند تا برایشان آرزوی خوشبختی کنند، برخی از آن‌ها هنوز کیسه‌های استفراغ برای ماشین‌گرفتگی را به همراه دارند.

بسیاری، به نظر می‌آید اولین بار است که فرودگاه را می‌بینند. برخی با پله برقی بالا و پایین می‌روند و چهره‌شان نشان از هیجان ناشی از تجربه جدید را دارد.

سپس با نزدیک شدن ساعت سوار شدن به هواپیما، در جلوی شیشه جمع شده و به اداره مهاجرت خیره گشتند؛ دماغ‌هایشان به شیشه چسبیده و برای عروس‌ها دست تکان می‌دهند و عروس‌ها که پاسپورت‌شان مهر خروج از ویتنام را می‌خورد، با چشمانی قرمز به کره جنوبی می‌روند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.