سهم زنان از مالکیت سرمایهها تنها پنج درصد است
سرمایه
مهرزاد غنیپور
سهیــــلا جلـــودارزاده، فارغالتحصیل رشتهء مهندسی نساجی دانشگاه امیرکبیر و نمایندهء مجلس هفتم معتقد است که زنان تنها پنج درصد از مالکیت سرمایهها را در کشور در اختیار دارند. او به عنوان مسوول سابق کمیتهء اشتغال زنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی و مشاور وزیر کار در دولت قبلی، در بررسی نحوهء بهبود وضعیت اقتصادی زنان، بیشتر بر ارتقای سرمایههای زنان و افزایش میزان مشارکت آنها تاکید دارد. او همچنین درصدد تاسیس بانک زنان است. بانکی که به عقیدهء او مشارکت زنان را در اقتصاد کشور نهادینه میکند.
موانع مشارکت اقتصادی زنان را در چه میبینید؟
متاسفانـــه زنان درصـــد کمـــی از مالکیتسرمایهها (زمین، سهام بورس و حساب بانکی) را در کشور دارند. به طوری که در کشور ما سهم زنان از منابع ثروت، چهار یا پنج درصد است در حالی که این رقم در سایر کشورهای در حال توسعهء دنیا به ۲۰ تا ۲۵ درصد میرسد. به همین خاطر زنان به دلیل نداشتن سرمایه، از منابع مالی، تسهیلات و اعتبارات نیز کمتر بهرهمند میشوند.
از طرف دیگر به دلیل فسادی که دامنگیر اقتصاد ما شده، سرمایهگذاریها سودآور نیستند و شاید فقط سرمایهگذاریهایی که از نوعی رانت استفاده میکنند، از امنیـــت و سودآوری برخوردار باشند و از آنجا که ارتباط و اتصال زنان به جایگاههای سیاســــی و جایگاههـــای اقتدار کم است، در نتیجه از این تحتالحمایگی هم خیلی کمتر بهرهمند میشوند.
چگونه حضور زنان در بخشهای اقتصادی پررنگتر میشود؟
اگر بخواهیم زنان را به لحاظ اقتصادی ارتقا دهیم، باید همزمان در دو زمینه کار کنیم: ابتدا در زمینهء ارتقای جایگاه زنان و افزایش میزان مشارکت آنها و دوم ارتقای سرمایههای زنان و ارتقای درصد مالکیت زنان بر منابع. برای افزایش میزان مشارکت زنان، زنان ابتدا باید در احزاب و در سطوح مختلف مدیریتی جایگاه پیدا کرده و صندلیهای خالی دولت و مجلس را پر کنند. از طرف دیگر با افزایش مشارکت صنفی زنان و تعریف جایگاههای مدیریتی برای آنها، زنان به عنوان درصدی از مدیران کشور مطرحکنندهء نیازها و منافع جامعهء خود خواهند بود. پس از آن باید سهم زنان از مالکیت سرمایهها را افزایش دهیم. به این صورت که به سرمایههای خرد آنها یک هویت کلان ببخشیم تا آمادهء رقابت در بازار شوند. چرا که با سرمایههای خرد در اقتصاد امروز دنیا اصلاً نمیتوان محلی از اعراب داشت اما اگر برای این سرمایههای خرد هویتهای کلانی به صورت شرکتهای سرمایهگذاری، اتحادیهها و تعاونیهای پول و اعتبار تعریف شود، زمینههای بهرهبرداری زنان از منابع ثروت در کشور فراهم خواهد شد. چرا که اگر سرمایهدار ۲۰ درصد منابع مالی سرمایهگذاری را در اختیار داشته باشد، میتواند ۸۰ درصد منابع مالی پروژهء سرمایهگذاریاش را از منابع ملی، اعتبارات بانکی و صندوقهای ذخیره دریافت کرده و کارآفرینی کند.
برای افزایش مشارکت زنان در بخشهای اقتصادی تاکنون چه کارهایی کردهاید؟
در حال حاضر طرح تجاری یک بانک خاص زنان را تهیهکردهایم و با اتحادیههای صنفی زنان مذاکراتمان را انجام دادهایم به طوری که این اتحادیهها با خرید شرکتهای سرمایهگذاری به عنوان یک شخصیت حقوقی وارد تابلوی بانک شوند.
ضرورت تشکیل این بانک چیست؟
اکنون مشارکت زنان در اقتصاد نهادینه نشده، اما با این کار مشارکت زنان در اقتصاد نهادینه میشود. بانک زنان یک بانک زنانه نیست بلکه بانک همه است، اما میتواند مشارکت زنان را نهادینه کرده و با تسهیل ایجاد فرصتهای شغلی به صورت کلان منجر به فقرزدایی و توسعهء فرهنگی شود.
این اقدام اکنون در چه مرحلهای است؟
ما دانش فنی آن را کسب کرده و نیروهایش را تدارک دیده بودیم. شرکتهای جانبی بانک را مشخص کرده و حتی تابلوی بانک هم آماده بود; اما به دلیل عدم تعادل و ثبات در قوانین ارزی و بانکی مجبور شدیم سرعت کارمان را مدتی کند کنیم و در زمان و شرایط بهتری وارد عرصهء اقتصاد شویم. چرا که اکنون بانکهای خصوصی با تغییر ناگهانی نرخ سود و تغییرات روز به روز قوانین و بخشنامهها مواجه میشوند و از آنجا که بانک یک کارگزار اقتصادی و رابط بین جامعهء تولید و مصرف و فعالکننده در بازار اقتصادی است، بنابراین در زمانی که بازار تعادل نداشته باشد، حرکت بانکها مانند بند بازی است و مهارت و توانایی زیادی میخواهد. در حالی که بانک زنان تنها در صورتی باید تاسیس شود که تجربهء موفقی از آب درآید.
وارد فعالیتهای اقتصادی خاصی هم تاکنون شدهاید؟
فقط به جهت شناسایی در دو سه مقوله وارد شدیم و چون در عرصهء کار و تولید شناخت داشتـــم، در کـــار بازرگانی وارد شدم; اما متاسفانه به دلیل ناامن بودن بازار و انحصارطلبی موجود در اقتصاد و به ویژه در بخش بازرگانی از پلهای به بعد دیگر هیچکس نمیتواند بالاتر برود.
پس تجربهء شما با شکست مواجه شد؟
نه با شناخت مواجه شد. من شناخت را شکست نمیدانم. هنوز هم فعالیت خود را کنار نگذاشتهام. این برایم مانند آزمایشگاهی است که در آن میتوانم نقاط آسیبدیدهء اقتصادمان را شناسایی کنم و سیاستهایی که منجر به کاهش این آسیبها میشود را پیدا کنم.
متوجه چه مشکلاتی در زمینهء فعالیتهای زنان بازرگان شدید؟
اول این که زنان سرمایهدار بسیار اندک هستند و در صورت داشتن سرمایه به تنهایی نمیتوانند وارد عرصهء اقتصاد شوند. چرا که باندهای قوی و باسابقهء اقتصادی در عرصهء خرید و فروش در همین جمهوری اسلامی ریشه دواندهاند که خیلی زود میتوانند از همهء گذرگاهها عبور کنند. دوم، مسالهء قاچاق در داخل کشور است که این قاچاق به طور تحتالحمایه یا انفرادی انجام میشود. به عنوان مثال یکباره عوارض یکسری کالا برداشته و این کالاها وارد میشوند، اما وارد کردن آنها توسط عدهء خاصی که از قبل اطلاع دارند، انجام میشود و دسترسی زنان به این اطلاعات امکانپذیر نیست. البته این اتفاق ممکن است در یک اقتصاد آزاد هم اتفاق بیفتد، اما تا زمانی که اقتصاد آزاد سالم نباشد، افراد نمیتوانند از میزان سرمایه و استعدادشان بهرهمند شوند.
در بودجهء سال ۸۶ به چه میزان به ارتقای نقش اقتصادی زنان توجه شده است؟
من تنها دو ماه است که وارد مجلس شدهام، اما در بودجهء سال ۸۶ مورد _قابل توجهی در زمینهء افزایش توانمندی اقتصادی زنان ندیدم; تنها کاری که انجام میشود کار پژوهشی در زمینهء زنان است که به نظر میرسد بعد از گذشت ۳۰ سال با توجه به بیفایده بودنش دیگر کافی باشد
