زهرا حیدریزاده، پژوهشگر: نگاه زنان نخبه چندان واقعی نیست
سرمایه -فعالان جنبش زنان باید یک بار دیگر عرصههای عمومی را فعال کنند. گفتمان حقوق زنان، مبارزه با تبعیضها و تحقق اهداف مورد نظر باید در عرصههای عمومی و با تاکید بر آگاهسازی تودهها پیگیری شود.»
الهه رستمی، از فعالان و پژوهشگران حوزهء زنان که به تازگی از افغانستان راهی ایران شده است، همچنین میگوید: «وضعیت زنان در ایران نباید به همان راهی برود که جریانهای فمینیستی در غرب. نوعی بایکوت و ایست در فعالیتهای مبارزهطلبانه در جهت احقاق حقوق زنان.
رستمی در سومین نشست هماندیشی زنان گزارشی از سفر اخیر خود به افغانستان دربارهء وضعیت زنان آنجا ارایه کرد.
«وقتی در کوچههای افغانستان گام برداری مفهوم امنیت و پوشش برایت معنای دیگری مییابد. در افغانستان زنان همچنان برای گشت و گذار در کوچه، پسکوچههای شهر باید از برقع استفاده کنند. انواع آزارهای خیابانی از جمله متلکگوییها به چشم میخورد. وضع اقتصادی و معیشتی مردم نیز نابسامان است. نبود امکانات آب، برق، آموزش مناسب و راههای آمد و شد. در این میان زنان بیش از دیگر قشرهای اجتماعی آسیب میبینند، چه در موارد بهداشتی، چه در موضوعات آموزشی، اقتصادی و اجتماعی.»
استاد دانشگاه لندن همچنین میافزاید: «۳۵ سال است که در خارج از ایران زندگی میکنم و تجربهء زیستن در کشوری با فرهنگ متفاوت به ویژه در حوزهء زنان برایم جالب توجه بود. جنبش فمینیستی این روزها در غرب و به ویژه در انگلستان به گونهای در ابعاد اکتیویستیاش متوقف شده است و به نهادهای آکادمیک و پژوهشهای علمی محدود شده است. باید از این تجربهها استفاده کنیم و به راهی برویم که جنبش زنان را به سمت و سوی انزوا هدایت نکنیم. جنبش زنان در ایران این روزها نیازمند ارتباطگیری با عرصههای عمومی است. در راهپیماییهایی که با عنوانهای مختلف در شهر برگزار میشود، شرکت کند و به مخاطبشناسی خود بپردازد. زنان از گروهها و طیفهای مختلف مخاطب جنبش زنان ایران هستند و رفتارهای اجتماعی-فرهنگیشان باید در تصمیمگیریها و برنامهریزی فعالان حوزهء زنان مورد نظر قرار گیرد.»
زهرا حیدریزاده، پژوهشگر که در زمینهء شناسایی رفتار زنان در جمعهای مذهبی مطالعه میکند در ادامه میگوید: «زنان در چنین جمعهایی بسیار قدرتمند و حتی در مباحث فقهی و حقوقی پیشرو هستند و آرای تازهای دارند. همبستگی بالایی میان زنان در این جمعها وجود دارد. نگاه زنان نخبهء ما به چنین جمعهایی چندان واقعگرایانه نیست. ما در حقیقت به ارزشها و پتانسیلهایی که در اختیار داریم، بیتوجه هستیم. جمعهای زنانه در ایران پتانسیل بالایی برای هدایت و تغییر رفتار دارد.»
اعظم تراب، استاد دانشگاه در انگلستان که از مهمانان برنامهء نشست سوم زنان هماندیش بود نیز تاکید میکند: «جمعهای مذهبی زنان باید بیشتر از گذشته بررسی شود، زنان در این جمعها قدرتمند به نظر میآیند. عرصههای قدرت زنانه، در ایران باید باز تعریف شود.»
الهه رستمی نیز نظری مساعد با تراب دارد، او نیز میگوید: «قدرت زنان به ظاهر سنتی در خانوادهها جالب توجه است. اگرچه شاید ساختار خانواده در ایران مردسالار تلقی شود، اما زنان نیز در آن تاثیرگذارند. زنان با ابزار خاص خود میتوانند کانون خانواده را مدیریت کنند.»
بحث بر این که فمینیسم ایدئولوژی است یا نظریه با پرسش مینو مرتاضی آغاز شد. او از رستمی خواست دربارهء این که «در صحبتهایش فمینیسم را ایدئولوژی عنوان کرد، توضیح دهد.»
«اگر فمینیسم ایدئولوژی باشد، باید یکسری بایدها و نبایدها را با خود به همراه داشته باشد. سوال دیگرم نیز این است که آیا سرمایهداری در انفعال جریانهای فمینیستی غرب تاثیرگذار بوده است یا نه؟»
رستمی با تاکید بر این که فمینیسم را ایدئولوژی میدانم»، افزود: «فمینیسم یک ایدئولوژی است اما هر کس از زاویهء دید خود به آن مینگرد. نمونهء جالب این موضوع را در نشستی که اخیرا در آن شرکت کرده بودم از نزدیک دیدم. از یک زن آفریقایی سوال شد که فمینیسم چیست و او نیز در پاسخ گفت: «فمینیسم یعنی، آب تمیز» حالا شاید یک زن عراقی یا افغان فمینیسم را صلح بداند و دیگری آن را با مفهوم مادری تعریف کند، بنابراین نمیتوان فمینیسم را محدود کرد.»
این پژوهشگر در حوزهء زنان همچنین میافزاید: «در حال حاضر از سوی فعالان زن در کشورهای مسلمان و در کشورهای آفریقا نسبت به مدل فمینیسم متداول غربی سفیدپوست انتقاداتی وجود دارد و تلاش میشود تا این مدل در دیگر کشورها بسط نیابد و البته قاعدتا مدلهای جایگزین در این کشورها برای پیگیری مطالبات زنان پیشنهاد میشود.»
بحث دربارهء موضوع مادری و این که آیا نقش مادری بیشتر تحت تاثیر ساختار اجتماعی است یا فیزیولوژی، زن از دیگر موضوعاتی بود که در نشست هماندیشی زنان مطرح شد.
مرتاضی لنگرودی در این باره میگوید: «مادری نقشی است که با فیزیولوژی زن پیوند خورده است، اگر من بخواهم بین کار و فرزندم یکی از انتخاب کنم، قطعا فرزندم را انتخاب خواهم کرد.»
تراب نظری دیگر دارد، او میگوید: «شاید همهء شما نیز در چنین انتخابی، به همین رویه رفتار کنید. مادری و باورپذیری در جنسیتی در جوامع غالبا تحت تاثیر ساخت اجتماعی است که شکل میگیرد. چنانچه برخی فیلسوفان و اندیشمندان از جمله فوکو نیز بر اجتماعی بودن نقشهای جنسیتی تاکید داشتهاند.»
رستمی در ادامهء این نشست بر همگرایی بیشتر فعالان زن در کشورهای منطقه تاکید میکند: «باید یک شبکه قدرتمند از فعالان زن در منطقه شکل بگیرد. دغدغهء زنان پاکستانی، افغان، هندی و عراقی نسبتا دغدغههای یکسانی است که البته باید از ابعاد مختلفی به آن نگریست.»
وی برپایی نشستها، سمینارها و جلسههای رایزنی را پیشنهاد میکند: «برای نمونه سمینار بینالمللی زن در تاریخ اسلام که خانم محتشمیپور در یزد برگزار خواهند کرد، فرصت خوبی است تا زنان پژوهشگر دیگر کشورها نیز در آن حاضر شوند، افرادی چون نادیا العلی، لیلا احمد و دیگر فعالان حوزهء زنان در کشورهای همسایه.»
به گفتهء رستمی، ایجاد یک شبکهء بینالمللی فعالان زن در مناطق آسیایی و آفریقایی به تولید ادبیات تازهای در حوزهء مطالبات زنان در این سوی جهان خواهد انجامید. آنچه براساس نیازها و خواستههای بومی زنان در این مناطق ارایه خواهد شد.»
وی در ادامه تاکید میکند: «در حال حاضر فعالان زن در ایران نمونهای است برای فعالان زن در سایر کشورها، چرا که زنان ایران توانستهاند در چارچوب اسلام به یکسری حقوق برسند و برای رسیدن به حقوق بیشتر نیز مبارزه کنند.»
