خاموش کردن زنان؛ سرمقاله نیویور ک تایمز
نیویورک تایمز: محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران، و متحدان تندروی او به آمریکا و دیگر دشمنان خارجی خشمگینانه میتازند ولی چیزی که حقیقتاً آنها را میترساند، شهروندان ایرانی هستند.
رئیسجمهور و حامیاناش روزبهروز نگرانتر میشوند که مبادا در انتخاباتِ ماهِ آیندهی مجلس شورای اسلامی و انتخاباتِ ریاستجمهوری سالِ آینده ببازند. راه حل بزدلانه شان؟ رقیبانِ بالقوه را از صحنهی انتخابات حذف کردن و ساکت کردنِ همهی کسانی که میتوانند صدای مردمِ ایران باشند—مثلِ مجلهی زنان، مهمترین نشریهی زنانِ ایران و شهلا شرکت، مدیر مسئول شجاع آن.
دولت ایران هفتهی گذشته مجوز مجلهی زنان را لغو کرد.
آقای احمدینژاد—به پشتوانهی محافظهکارترین بخشِ روحانیون—برندهی انتخابات سالِ ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) شد با شعارِ اصلاحاتِ اقتصادی و پایان دادن به فسادِ سیاسی. او در هر دو زمینه شکست خورده است. در زمانهای که نفت بشکهای ۱۰۰ دلار فروخته میشود مردم ایران با کمبود مواد غذایی و آمار زیاد بیکاری و تورم روبهرشد روبهرو هستند.
او تلاش کرد با تهدید کردنِ اسرائیل، نفی کردنِ هولوکاست، و مواجهه با شورای امنیت سازمان ملل متحد بر سر جاهطلبیهای هستهای توجهها را از شکست در برنامههایش منحرف کند. اما مردم ایران به این راحتی گول نمیخورند.
از ترسِ همین، احمدینژاد و متحدانش به هیأتهای نظارت فشار میآورند که خیلی بیشتر از معمول راه میانهروها و اصلاحطلبان را به صحنهی انتخابات ببندند. همین حالا هم به تعداد زیادی از اصلاحطلبان گفته شده است که به انتخابات راهی نخواهند داشت. بر اساس آمار دولت ۸.۱۶ درصد از کاندیداهای انتخابات مجلس زن هستند. این رقم از ۴ سال پیش که ۹.۸۹ درصد بود، کمتر شده است. تعدادی از زنان این روزها از این صحبت میکنند که با یک فهرست کاملاً زنانه از کاندیداها به انتخابات وارد میشوند تا با دولت که سعی دارد از دستِ زنان خلاص شود، مقابله کنند.
دستور بستنِ مجله زنان جدیدترین هجوم و نشانهای است از اینکه احمدینژاد و روحانیون از هرگونه بحثی میترسند.
خانم شرکت، یک سابقاً انقلابی مذهبی که حالا فمینیستی عملگراست، به رغم فشارهای مالی و سیاسی مجلهی زنان را ۱۶ سال، ۱۵۲ شماره، منتشر کرده است. او توانسته به خوانندگانش آگاهی دهد بدون آنکه روحانیون را دست کم تا حالا بیش از حد عصبانی کند. بر اساس گزارشها از ایران مقامهای مسئول گفتهاند که این مجله “تهدیدی برای امنیت روانی جامعه” بوده است. چون وضعیت زنان ایرانی را “سیاهنمایی” میکرده است.
واقعیت این است که این مجله با ارائه مقالههایی درباره سلامتی، نگهداری فرزندان، مسائل حقوقی، دستاوردهای زنان، و ادبیات به زنان ایرانی اهمیت میداده است. در یکی از مقالههای اخیر این مجله آمده بود که آن دسته از قوانین کشورهای اسلامی که ناظر بر رفتار نابرابرانه با زنان هستند، توجیهی از نظر شرع اسلام ندارد و میتواند تغییر کند. مجله زنان تنها علیه یک چیز تهدید روانی ایجاد میکرد: ماهیت ضدفمینیستی و تمامیتخواهانهی حکومت.
احمدینژاد شاید بتواند برای مدت زمان طولانیتری چراغ بحث را خاموش نگه دارد. اما اگر روحانیون فکر میکنند که او دارد با این روش کشور را قدرتمند میکند، مردم ایران را نمیشناسند.
