“پی رو” شاعرهای در پنجاب
گورپریت بال
کانون زنان ایرانی
ترجمه: سونیا غفاری
در پنجاب قرن ۱۹ دو دوره تاریخی قابل تفکیک از یکدیگر وجود داشت: دوره سلطه مهاراجه رانجیت سینگ و دوره آغاز استعمارگری بریتانیا. پنجاب به طور عمده ایالتی کشاورزی بود و نود و یک درصد جمعیت آن در روستاها زندگی میکردند. مردم در این منطقه به دو دسته هندو و مسلمان تقسیم شده بودند و سیکها در سرشماری سال ۱۸۵۵ در دسته هندوها قرار گرفته بودند. هندوها ۵۴ درصد و مسلمانان ۴۶ درصد از جمعیت را تشکیل میدادند. در سرشماری همان سال نزدیک به سیصد مرکز شهری در اندازهها و اهمیتهای مختلف در پنجاب وجود داشتند و امریتسار، لاهور و ملتان از مهمترین مراکز تجاری محسوب میشدند. سطح سواد پایین بود و آموزش دختران عملا امری ناشناخته بود. در سرشماری سال ۱۹۰۱ هند ۶.۴ درصد مردان و ۳ درصد زنان باسواد بودند و نسبت جنسی مردان به زنان بیشتر بود.
زنان در این دوره به اشکال مختلف تحت ستم قرار داشتند و این فرودستی فارغ از نوع مذهب افراد در میان تمامی اقشار و طبقات اجتماع دیده میشد. کشتن نوزادان دختر که امری رایج و دلیل تعداد بیشتر مردان در جامعه هند بود و تحت تعقیب کیفری قرار نمی گرفت یکی از انواع این ستم مشترک به شمار میرفت. ازدواج میان کاستها و قبایل مختلف به شدت نهی میشد و ازدواج مجدد زنان بیوه در میان هندوها ممنوع بود. اگرچه سیکها و مسلمانان در مذهب خود این ممنوعیت را نداشتند اما ازدواج زنان بیوه در میان آنها نیز امری غیر معمول تلقی می شد.
پی رو:
پیرو(peero) در ۱۸۳۲ در یک خانواده زمیندار و مسلمان در پنجاب متولد شد. والدین پیرو تا مدتها پس از ازدواجشان صاحب فرزندی نمیشدند. آنها اعتقادی قوی به صوفیان داشتند و گمان میکردند پیرو به علت دعای خیر آنها به دنیا آمده ، از این رو نام او را پیرادی تی (دادۀ پیران) گذاشتند که البته این نام ممکن است شکل کوتاه شده پیربانو و پیرالنسا نیز باشد. زمانی که پیرو کوچک و تنها فرزند خانواده بود مادر خود را از دست داد و زحمی بر روح او به جای ماند. پدر او فردی مذهبی بود و همواره “پیران و فقیران ” به خانه آنها رفت و آمد داشتند و تأثیر همیشگی خود را بر پیروی کوچک به جا می گذاشتند. او آموزشهای ابتدایی خود را نزد روحانی محل زندگی خود گذراند. پیرو در دوازده سالگی شیفته یکی از مردان مقدس شد و با او به لاهور گریخت. زمانی که این مرد بعد از چند سال درگذشت پیروی جوان و زیبا خود را در جامعهای غریب تنها یافت. شرایط او را ناچار کرد تا به دنبال سرپناه از یک فاحشه خانه سر دربیاورد و همان جا رقصیدن و آواز خواندن را بیاموزد. او بعد از مدتی تصمیم گرفت زندگی به عنوان یک فاحشه را به پایان برساند و خود را وقف خدا نماید. او که از دیر یکی از فیلسوفان و نویسندگان معروف دوران خود بسیار شنیده بود تصمیم گرفت نامه ای بنویسد و از “گلاب داس” که از مردان مقدس نیز به شمار میآمد تقاضا کند او را در دیر خود بپذیرد حتی اگر به او پایینترین وظایف را محول نماید. گلاب داس قبول کرد که مرشد او باشد. پیرو از محل زندگی خود گریخت و تبدیل به یکی از پیروان مرشد خود شد.
مرشدِ پیرو در سال ۱۸۰۹ در روستایی نزدیکی منطقه امریتسار در خانوادهای زمیندار و پیرو آیین سیک متولد شده بود.او مردی خوش بنیه و زیبا بود و مدتی در ارتش خدمت کرده بود اما خدمتش دیری نپایید و به زودی به شاگردی یکی از صوفیان درآمد. او جستجوگر سیری ناپذیر دانش بود و هرگز خود را به فرقهای محدود نساخت و در آخر، خود در دوران مهاراجه رانجیت سینگ ایجادگر فرقهای شد به نام گلاب داسی. اکثر دیرهای این فرقه در زمان ایجاد کشور پاکستان رها شد. یکی از اعتقادات این فرقه عدم پذیرش هرگونه مکان مقدس مذهبی برای زیارت بود. گلاب داس ویژگیها و فلسفه عجیب خود را به پیروانش منتقل نمود که بیشتر با اخلاق اپیکوری همسانی داشت. هواداران او در آن زمان تنها ۳۰۰ نفر بودند و کتاب خاص خود و لباسهای مخصوص خود را می پوشیدند. آنها افراد را از تمامی کاستها می پذیرفتند و انجام مراسم و آیینهای مذهبی را برای خود ممنوع کرده بودند.
زمانی که پیرو از دنباله روان گلاب داس شد، فاحشه خانه یکی از ستارگان خود را از دست داد. بنابراین تمام تلاشها به کار گرفته شد تا او را به فاحشه خانه بازگردانند . پیرو به زور برگردانده شد و در اطاقی تاریک در طبقه بالای یک ساختمان در وزیرآباد حبس گردید. او با امتناع از غذا خوردن وقت خود را با از بر خواندن تصنیفهایی در ستایش خدا میگذراند. دو زن نگهبان او از وضعیت پیرو متأسف شدند و تصمیم گرفتند به او کمک کنند، آنها از فردی خواستند تا وضعیت و جای پیرو را برای گلاب داس بنویسد. بسیاری در دیر داوطلب شدند تا پیرو را نجات دهند ودر آخر دو تن از وفادارترین پیروان گلاب داس مأمور شدند تا او را به دیر بازگردانند. بدین ترتیب پیرو توانست ده سال آینده را در دیر بگذراند و به مقام ماتا یا مادری برسد. حتی بعد از مرگ پیرو زنان بسیاری برای اعلام بیعت خود بر سر قبر او میرفتند.
عکسی وجود دارد که گلاب داس و پیرو را بر سکویی در زیر یک سایبان نشان میدهد در حالیکه کنار هم نشسته و جمعی از پیروان آنها پایینتر از آن دو حضور دارند. این تصویر جایگاه پیرو را در دیر به خوبی نشان میدهد و همچنین این سوال را بوجود میآورد که آیا این دو رابطهای عاشقانه داشتند و یا رابطهای مرید و مرشدی؟ پیرو در چهل سالگی از دنیا میرود و گلاب داس با اندوه و تنهایی در دیر باقی میماند. گلاب داس وصیت میکند که پس از مرگش او را نسوزانند و در کنار پیرو دفن نمایند. او یکسال بعد از پیرو از دنیا میرود.
سرگذشت پیرو نشان میدهد که او یعنی زنی جوان در پنجاب قرن ۱۹ در مقابل فضای محدودی که برای زنان ساخته شده بود ایستاد ، در جامعهای که چند همسری و قتل نوزادان دختر امری رایج بود. او توانست اندگ راههای فرار را کشف کند و تمسخر و اعتراض خود را از طریق اشعارش بیان نماید.
کشف پیرو:
اشعار پنجابی به شکل حماسی از نیمه اول قرن نوزدهم شروع به گسترش کرد و تا پایان قرن نیز ادامه پیدا کرد. برخی از شاعران ان دوره مانند امام بخش و احمدیار اشعار حماسی خود را بر پایه داستانهای عاشقانه سرودند. داستانهایی که در آن عشاق در نهایت زندگی خود را قربانی می کنند. روح گرایی حاکم در این اشعار نشأت گرفته از سنت صوفیان است.
اشعار پیرو صبغه مذهبی داشتند و از روی آنها میتوان به پایگاه یک زن پنجابی در آن دوره پی برد. این اشعار عاشقانه در ستایش خدا سروده شدهاند و نه تنها ملایم نیستند بلکه کاملا قوی و موکد بوده و گاهی تهاجمی و آمیخته با احساس هستند. بخشی از اشعار او از بین رفتند و باقیمانده آنها تاریخ سروده شدن نامعلومی دارند ولی گفته میشود بخشی از این اشعار در فاحشه خانه سروده شدهاند.
اشعار پیرو تا دهه ۱۹۷۰ شناخته نشده بودند .شاید بتوان علت کم توجهی به اشعار پیرو را به دلیل ارتباط او با گلاب داس یافت، فردی که پایه گذار فرقهای غیر قابل قبول از نظر بسیاری از دیگر ادیان و فرقهها بود. از سوی دیگر در بیشتر دوبیتیهای پیرو از زبان دشنام استفاده شده بود که خود نوعی تخطی از آنچه روشنفکران طبقه متوسط صحیح میپنداشتند تلقی میشد. البته علت ساده دیگری هم بود و اینکه نشریهای به زبان محلی هنوز ایجاد نشده بود و پیرو این اشعار را برای خود و نه استفاده عموم سروده بود و نیز یافتن فضایی برای یک زن شاعر در دنیای مردانه به حدی سخت بود که یک قرن و نیم طول کشید.
محتوای اعتراضات پیرو:
پیرو معمولا شعر را با نام خود شروع می کند که گرچه یک سنت صوفیانه است اما زنان نویسنده از آن اجتناب میکردند. این عمل پیرو از او زنی ترسیم میکند با اعتماد به نفس و مستقل. بخشی از اشعاری که گفته می شود در فاحشه خانه سروده شدهاند کاملا نشان دهنده حس تمایل به ترک آن فضاست. او به شدت از تلف شدن زندگی خود که آن را ارزشمند می داند وحشت دارد. بنابراین میگوید:
پیرو به پا خیز/ زمان بیدار شدن است/ تنها در این زندگی است که می توانی با پروردگارت یکی شوی/ دیگر هرگز چنین موقعیتی از آن تو نخواهد شد/ از همه نزدیک تر خداست، کسی که نتوانستم بشناسمش …
او جستجوی خود را از ساختن خود و دیگری آغاز میکند. دیگری برای او مردان و مذاهب اسلام، هندویسم و آیین سیک است. او از پذیرش هنجارهای رایج جامعه خود سرباز میزند. او مردان همه مذاهب را به دلیل جایگاهی که برای خود در مذاهب و اجتماع ساختهاند مورد حمله قرار میدهد و آنها را مسئول انقیاد زنان میداند. پیرو خشمگین است چرا که معتقد است مردان خود را نمادهای ظاهری مذاهب کرده و آن را برای خود امتیاز قرار داده و زنان را از اعمال مذهبی محروم میکنند. او بر این باور بود که خدا انسان را کامل آفریده و مردان در مقابل اراده خدا قرار گرفتهاند . او هویت زنان را در اشعارش هویتی جهانی می دانست و معتقد بود در حالیکه مردان از طریق مذهب برای خود هویت سازی میکنند هویت زنان در زن بودن آنها است. او میگوید همه مذاهب در اصل یکی هستند و درباره ارتباط مستقیم با خدا به استدلال میپردازد. او در حقیقت نه خود را مسلمان می دانست و نه هندو.
هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد پدر پیرو او را به دلیل فرارش با یک غریبه طرد کرده اما همین که نتوانسته به محل زندگی خود بازگردد و مجبور شده در یک فاحشه خانه و سپس در یک دیر اقامت کند نشان میدهد که اجتماع او را یک زن رسوا و بی آبرو میدانسته و او مجبور بوده زندگی جدیدی را انتخاب کند که در آن راحتی و آرامش وجود نداشته است.
در هر صورت پیرو زنی بود که تلاش کرد مسأله زنان را در پنجاب قرن ۱۹ مطرح کند. او به عنوان نماد یک طغیان دو انتخاب را برای زنان مطرح کرد : رنج بردن در جامعه ای ارتدوکس و یا رنج بردن در جنبشی ارتدوکس به عنوان یک طغیانگر که ممکن است به آزادی منجر شود یا نشود. اما قطعاً پیرو زنی بود که لازم است در خاطرها باقی بماند.
A 19th-century Woman Poet of Punjab: Peero, Indian Journal of Gender Studies 2003
The online version of this article can be found at:
http://ijg.sagepub.com/cgi/content/abstract/10/2/183

