جمع آوری داروهای سقط جنین از بازار آزاد و تعطیلی مراکز غیرقانونی سقط توسط وزارت اطلاعات/اختیاری شدن غربالگری

رئیس کمیسیون مشترک طرح جوانی جمعیت مجلس شورای اسلامی در مصاحبه ای گفته است که داروهای سقط جنین از باراز جمع خواهد شد و فقط در بیمارستان ها ارائه می شود، مراکز غیرقانونی سقط جنین از این پس توسط نهادهای امنیتی از جمله وزارت اطلاعات تعطیل خواهد شد.او تاکید کرده است که غربالگری حذف نشده اما دیگر اجباری نیست:«غربالگری به هیچ وجه از قانون حذف نشده بلکه تنها موضوع ما اجباری یا اختیاری بودن غربالگری بود و اجبار آن حذف شده است.»

ادامه

ابتکار:زنان تحصیل کرده از بیکاری و نبود فرصت شغلی رنج می‌برند

معصومه ابتکار در مراسم تجلیل از دور هشتم انتخاب زنان کارآفرین برتر با رای مردمی،گفت: می‌دانیم کماکان زنان تحصیل کرده از بیکاری و نبود فرصت شغلی در بسیاری از استان‌ها رنج می‌برند، افزود: از جمله محورهای سند ارتقاء وضعیت زنان و خانواده که در شورای برنامه‌ریزی هر استان به ثبت رسیده است؛ توجه به کارآفرینی و اشتغال زنان به ویژه زنان سرپرست خانواره و دختران فارغ التحصیل و زنان روستایی است.

ادامه

مریم اکبری منفرد؛ زنی که «جور خواهر و برادرش را می‌کشد»

مادری که در این سال‌ها از بچه‌هایش دور بوده علاقه‌مندی‌هایشان را نمی‌شناسد، دغدغه‌هایشان را نمی‌شناسد و اساساً فرصتی نیست که توی ملاقات ۲۰ دقیقه‌ای و ۱۰ دقیقه‌ای بشناسد. مریم برای ۱۱ سال محروم شده که مهر مادری خودش را نثار بچه‌هایش بکند و بچه‌ها محروم شده‌اند که این مهر را بگیرند. خیلی از ما هم‌بندی‌ها آرزو داشتیم -مطالبه اول ما آزادی مریم است- اما آرزو داشتیم لااقل بتواند چند روز در کنار خانواده‌اش باشد و اینها را تجربه کند. برای روز اول دبستان سارا از مدت‌ها قبل، مریم اقدام کرد که فقط به من چند ساعت مرخصی بدهید نه حتی یک روز که بتوانم روز اول مدرسه کلاس اول دختر ۷ ساله‌ام کنارش باشم این را هم از مریم دریغ کردند. از مریم دریغ کردند روزی که دخترش عمل جراحی داشت و مرخصی به او ندادند که وقتی این بچه از بیمارستان مرخص می‌شود، مادرش بتواند در خانه از او پرستاری کند

ادامه

آزار دیده جنسی چه باید بکند؟گفت و گو با شهرزاد پور عبدالله

تجربه آزار برای زنان و مردانی که در معرض آزار جنسی قرار می‌گیرند، پیامدهای روانی متفاوتی به همراه دارد. بارها از سوی روانپزشکان و روانشناسان بالینی توصیه شده، مراجعه به روان‌درمانگر جزء اولین اقداماتی است که آزار دیده باید انجام ‌دهد. از سوی دیگر جنبش‌هایی نظیر من هم me to، سئوالاتی را در زمینه وضعیتی که آزار دیده در‌آن قرار می‌گیرد به ذهن متبادر می‌کند. سئوالاتی که شاید تنها یک روان‌درمانگر بتواند پاسخگوی آن باشد. زنان و مردانی که در فضای مجازی و رسانه‌ها از ماجرای آزارشان پرده بر می‌دارند، از یک سو با حمله‌های احتمالی طرف می‌شوند و از سوی دیگر مورد قضاوت قرار می‌گیرند؟‌

ادامه

آزاده نامداری، عامل ایدئولوژی حاکم یا زنی که جنگید

نازلی کاموری:بازمانده او دخترش گندم است. نگارنده این مقاله امیدوار است که گندم روزی بداند که مادرش در درون سیستم با سیستم جنگید و زنی بود که اگرچه بسیاری او را به مبارز بودن نمی‌شناسند اما مبارزه کرد.

ادامه

احضار ژیلا مکوندی،جهت اجرای حکم زندان در روزهای نوروز

حکم شش سال حبس تعزیری ژیلا کرم زاده مکوندی که پیشتر به صورت غیابی صادر شده بود، پس از درخواست واخواهی از سوی این فعال مدنی، بار دیگر توسط دادگاه انقلاب تهران تایید شد.

ادامه

هشت مارس ۹۹: همبستگی زنان علیه نابرابری، فقر و خشونت

هشت مارس ۹۹ به‌رغم تمام محدودیت‌ها و حاکم بودن فضای امنیتی و سرکوب در کشور، زنان در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک دورهم جمع شدند و با برگزاری گردهمایی، گلگشت، حضور و سخنرانی در جمع مردم و همچنین انتشار و پخش دفترچه‌های ارتقا فرا رسیدن «هشت مارس» روز جهانی زن را مانند دیگر خواهران خود در سراسر جهان پاس داشتند.

ادامه

ژیلا بنی‌یعقوب و شیوا نظرآهاری:همه باید فمینیست باشیم

مسئله اینجاست که علیرغم اعمال تبعیض آشکار و سیستماتیک بر زنان در ایران، چرا هنوز ضرورت فمینیست و برابری‌خواه بودن در این کشور محل سوال و تردید است. دیده می‌شود که گاه حتی در میان منتقدان حکومت هم از «فمینیست» بودن به عنوان انگ استفاده می‌شود، در بزنگاه‌های مختلف تلاش‌های زنان برای مبارزه و چانه‌زنی برای احقاق حق‌شان تخطئه می‌شود و سعی می‌شود که برای آنان «اولویت» برای مبارزه تعیین شود تا این ایده را که این سوژه معترض به تنهایی توانایی تشخیص ضرورت‌ها و اولویت‌ها را ندارد، القا کنند.

ادامه

جنبش زنان دیگر: کارگران کارخانه در جهان در حال توسعه

با وجود همه این خطرات زنان واقعا می‌خواهند کار کنند و متوجه هستند که چه خطرات بزرگی در پی دارد. در ماه فوریه، برای مثال، من با زنی ۳۱ ساله در بنگلادش صحبت کردم که به من گفت از داخا با شوهرش (که در پانزده سالگی با او ازدواج کرده بود) آمده است تا آینده بهتری برای خانواده‌اش رقم بزند. شوهرش در بحرین مشغول کار ساختمانی بود و خودش از درآمد کار در کارخانه برای بزرگ کردن دو دخترش استفاده می‌کرد. روشن بود که چقدر به خودش افتخار می‌کند که می‌تواند با استفاده از این درآمد هم خرج دخترانش را بدهد و هم مستقلا برای آینده آنان تصمیم بگیرد. او به من گفت:”من اجازه می‌دهم دخترانم تا هر زمان که بخواهند به تحصیل ادامه دهند و مانند آنچه مادرم با من کرد، به زور شوهرشان نخواهم داد.”

ادامه