بیشترین تعداد زنان خیابانى در گروه سنى ۲۰ تا ۳۰ سال قرار دارند

شرق,بنفشه سام گیس :

در روزهاى پایانى بهمن ماه، سردار اسماعیل احمدى مقدم _ فرمانده نیروى انتظامى- در جمع خبرنگاران وعده داد که طرح جمع آورى زنان خیابانى در تهران و شهرهاى بزرگ از اسفندماه سال جارى توسط نیروى انتظامى اجرا خواهد شد. درحالى که هم اکنون هفت روز از ماه اسفند گذشته، هنوز هیچ خبرى از اجراى این طرح نیست و از آنجا که نیروى انتظامى هم اکنون اولویت فعالیت خود را بر اجراى طرح نجات سه هزار معتاد خیابانى پرخطر شهر تهران متمرکز کرده و در عین حال شنیده مى شود که این نهاد انتظامى موظف شده که تا پایان سال جارى، بازتاب موثرى از مبارزه با مواد مخدر را در کارنامه فعالیت هاى خود بگنجاند، اجراى طرح جمع آورى زنان خیابانى در ماه پایانى سال ۸۴ بسیار بعید به نظر مى رسد. مسکوت ماندن طرح جمع آورى زنان خیابانى در تهران و شهرهاى بزرگ در اسفندماه سال ۸۴ درحالى است که به گفته سردار احمدى مقدم این طرح از زیرمجموعه هاى سرفصل گسترده «مبارزه با اخلالگران امنیت اجتماعى» به شمار مى آید. در عین حال که جاى این تردید وجود دارد که قرار گرفتن در سایه این سر فصل گسترده، تفاوتى در ماهیت اجراى طرح نسبت به سال هاى گذشته ایجاد کرده باشد و شنیده مى شود که نیروى انتظامى در اجراى این طرح نیز همچنان با همان دید مجرمانه با زنان خیابانى برخورد کرده چنان که به تبعیت از روند سال هاى گذشته، این زنان در ابتدا توسط ماموران گشت هاى انتظامى دستگیر شده و پس از آنکه مجرمیت یا بى گناهى آنان از ارتکاب به جرم براى مسئولان قضایى محرز شد، به ندامتگاه ها یا مراکز بازپرورى سازمان بهزیستى تحویل مى شوند. درحالى که نتایج طرح هایى که سال هاى گذشته با عناوین متفاوت همچون «ساماندهى زنان خیابانى» به اجرا درآمده و مقایسه اى میان وضعیت امروز حضور و فعالیت «زنان خیابانى» با سال هاى پیشین، نشان مى دهد که برخوردهاى مجرم مدار با پدیده روسپیگرى موفق نبوده و نه تنها موجب کاهش تعداد زنان خیابانى در سطح شهرها نشده بلکه فعالیت و حضور آنان را به شبکه هاى زیرزمینى هدایت کرده است. در واقع پیش قدم شدن نیروى انتظامى در برخورد با زنان خیابانى از این منظر که «آنان، مجرم و مخل نظم اجتماعى هستند و نیروى انتظامى موظف است که امنیت و نظم را براى شهروندان فراهم آورد» اگرچه که در کوتاه مدت و در اثر همان برخوردهاى مقطعى منجر به پاکسازى چهره شهر از وجود زنان و دخترانى شده که جامعه ایران رفتار آنان را برنمى تابد اما این حذف فیزیکى و ظاهرى، به معناى حذف کامل پدیده روسپیگرى نبوده و این برخورد غیرعقلانى طى سال هاى گذشته نتیجه اى جز افزایش تعداد زنان و دخترانى که جذب باندهاى بى شمار فحشا شده اند، کاهش سن روسپیگرى به ۱۳ و ۱۴ سال، مخفى ماندن و پناه گرفتن باندهاى فحشا و زنان روسپى در چهاردیوارى خانه ها و آسیب پذیرى هر چه بیشتر زنان و دختران جذب شده به باندهاى فحشا را در پى نداشته است.

درحالى که نیروى انتظامى هیچ گاه حاضر به اعتراف به شکست در برخورد با پدیده زنان خیابانى نشده هم اکنون از اجراى طرح جدیدى _ صرفاً با چهره جدید و نه با ماهیت متفاوت- براى مقابله مجدد با زنان خیابانى خبر مى دهد. درحالى که این پرسش هنوز از سوى هیچ مسئول انتظامى، قضایى یا حمایتى پاسخ نگرفته که آیا با حذف حضور فیزیکى این زنان از سطح شهر معضل روسپیگرى در ایران حل خواهد شد یا «پاکسازى چهره شهر از وجود زنان خیابانى» صرفاً عمل کردن به شرح وظایف مدون و مکتوبى است که دریافت بودجه نهادها را توجیه مى کند؟

• زنان روسپى استان تهران چه کسانى هستند

دکتر محمد نفریه مدیرکل بهزیستى استان تهران در گفت وگو با شرق درباره وضعیت زنان خیابانى استان تهران با تاکید بر این نکته که سازمان بهزیستى صرفاً در مورد آن گروه از زنان خیابانى قادر به اظهار نظر است که توسط نیروى انتظامى بازداشت شده و به مراکز بازپرورى سازمان بهزیستى ارجاع مى شوند یا به صورت داوطلب به این مراکز مراجعه مى کنند مى گوید: «بیش از ۵۰ درصد از زنان آسیب دیده که در مراکز بازپرورى سازمان نگهدارى مى شوند دچار اختلالات روانى قابل کنترل با دارو هستند، حدود ۱۰ درصد آنان اعتیاد به مواد مخدر دارند و بیش از ۷۰ درصد این زنان در اثر مشکلات خانوادگى به سمت روسپیگرى سوق داده شده اند. در عین حال که فقر، بیکارى، نابسامانى خانواده و اعتیاد اعضاى خانواده هم در گرایش آنان به فحشا موثر بوده است. کمتر از پنج درصد آنان آلوده به HIV بوده و درصدى بیشتر به هپاتیت مبتلا هستند.

بیش از ۵۰ درصد زنان خیابانى شهرستانى هستند که عمدتاً از ترمینال ها وارد شده اند درحالى که اکثر دختران و زنان در معرض آسیب ساکن تهران هستند. زنان خیابانى که در مراکز بازپرورى سازمان بهزیستى نگهدارى مى شوند در گروه سنى ۱۴ تا ۴۰سال قرار داشته و بیشترین تعداد در گروه سنى ۲۰ تا ۳۰ سال هستند.» استان تهران تاکنون با در اختیار داشتن هشت مرکز بازپرورى در سه سطح یک، دو و سه پذیراى زنان خیابانى، دختران فرارى و زنان آسیب دیده بوده که از هفته گذشته و با تعطیلى تنها مرکز سطح سه متعلق به این سازمان توسط بنیاد مستضعفان (مرکز امیدوار) تنها مرکز ویژه نگهدارى و بازپرورى زنان خیابانى در استان تهران تعطیل و مددجویان این مرکز در مراکز سطح یک و دو سازمان که صرفاً به نگهدارى زنان در معرض آسیب و دختران فرارى یا در معرض خشونت اختصاص داشته، توزیع شده اند. نفریه مى گوید: «پنج مرکز سطح یک که به اورژانس هاى اجتماعى معروف هستند تمامى مددجویان را در بدو ورود پذیرش کرده و دختران در معرض آسیب به چهارخانه سلامت و زنان در معرض آسیب به سه مرکز اسکان موقت هدایت مى شوند. زنان و دختران آسیب دیده را در دو مرکز سطح دو هدایت مى کنیم و مرکز سطح سه که همان مرکز امیدوار بود و با حکم بنیاد مستضعفان تعطیل شد تنها مرکزى بود که زنان آسیب دیده شدید و در واقع زنان آسیب دیده را بازپرورى مى کرد. البته از مجموع ورودى هاى ما تعداد اندکى به مرکز سطح سه هدایت مى شوند و عموماً پس از طى مدت هاى نگهدارى در مراکز یک و دو بازپرورى و بازتوانى شده و یا به خانواده بازمى گردند یا با ایجاد زمینه اشتغال، مشغول به کار یا ادامه تحصیل داده یا تشکیل خانواده مى دهند.» وى با تاکید بر این نکته که این تعداد مراکز به هیچ وجه براى استان تهران کافى نبوده و بهزیستى استان تهران صرفاً در حد بضاعت خود موفق به راه اندازى هشت مرکز فوق شده است اشاره مى کند که هر ساله به طور متوسط حدود سه هزار نفر در تمام مراکز تحت پوشش سازمان بهزیستى استان تهران نگهدارى مى شوند که درصدى از آنان زنان خیابانى هستند. «تعدادى از مددجویان ما دختران فرارى هستند که مى توانیم در دو گروه آنان را طبقه بندى کنیم. گروهى که به محض متوارى شدن از خانه به سمت مراکز بهزیستى مى آیند یا توسط نیروى انتظامى دستگیر و به مراکز ما تحویل مى شوند که این افراد در زمره خوش شانس ترین گروه دختران قرار دارند. متاسفانه در تمام اماکن عمومى از جمله پارک ها و زیارتگاه ها و ترمینال ها و حتى در سطح خیابان ها، اعضاى باندهاى فحشا براى جذب این دختران حضور داشته و فعال هستند.»

وى در پاسخ به این سئوال شرق که آیا شایعه «جذب دختران فرارى به باندهاى فحشا کمتر از یک ساعت» صحت دارد مى گوید: «بعید مى دانم و این زمان طولانى تر از یک ساعت است. در عین حال از چند سال گذشته که نیروهاى موظف در بحث ساماندهى کودکان خیابانى، در مبادى ورودى شهر تهران مثل ترمینال ها و پارک ها فعال بوده اند، موفق شده اند که تعدادى از زنان خیابانى که در همین مراکز حضور دارند را شناسایى و جذب کنند در عین حال که هم اکنون نقاط شایع حضور اعضاى باندهاى فحشا هم تا حدى از سوى نیروى انتظامى و سازمان بهزیستى شناسایى شده است و بنابراین این افراد زمینه محدودترى براى فعالیت هاى جذب دختران فرارى به باندهاى فحشا پیدا کرده اند.»

• شهروندان با ایجاد مراکز بازپرورى مخالفند

تنها مرکز بازپرورى زنان خیابانى هفته گذشته با حکم بنیاد مستضعفان و در پى درگیرى شدید مسئولان مرکز و ماموران بنیاد تعطیل شد.

این مرکز که یک باغ بزرگ واقع در خیابان فرمانیه غربى بود سال ها بدون هیچ گونه تابلو و نشانى از وابستگى به سازمان بهزیستى یا توضیح درباره فعالیت هایش، زنان خیابانى را پشت درهاى بسته نگهدارى مى کرد و صرفاً در ایامى خاص مثل اعیاد یا مراسم سوگوارى، نصب چراغ هاى رنگى یا پرچم سیاه این احتمال را قوت مى داد که این مرکز، وابسته به دولت و نهادى خاص است و بس. هفته گذشته که این مرکز تعطیل شد شاید پس از ۲۵ سال، اهالى خیابان فرمانیه متوجه شدند که در همسایگى آنان چه مرکزى فعال بوده و چه کسانى زندگى مى کرده اند.

نفریه در پاسخ به این سئوال شرق که آیا جایگزینى یا احداث یک مرکز براى نگهدارى زنان خیابانى (مرکز سطح ۳) تا پایان سال ۸۴ امکان پذیر خواهد بود یا به سال ۸۵ موکول مى شود، مى گوید: «ما مجبوریم که یک مرکز سطح ۳ براى نگهدارى زنان آسیب دیده دایر کنیم که فکر مى کنم یکى از مراکز سطح ۱ یا ۲ را به طور موقت به مرکز سطح ۳ تبدیل خواهیم کرد. مشکل اصلى ما در ایجاد مرکز سطح ۳ و حتى اورژانس هاى اجتماعى، مخالفت اهالى محله با ایجاد این مراکز است. مرکز امیدوار طى ۲۵ سال گذشته در محله اى واقع شده بود که حساسیت هاى خاص خود را داشت و ما با مشکل زیادى مواجه نبودیم اما تشکیل یک مرکز سطح ۳ در هر نقطه از تهران و به خصوص در مناطق شلوغ و سنتى شهر بسیار دشوار است چرا که مقاومت هاى فراوانى در برابر ایجاد این مراکز از سوى اهالى محل و حتى گروه هاى خاص ایجاد مى شود و متاسفانه نگرش مردم این است که مثلاً در این مرکز زنان ویژه را جاى داده اند. با وجود آنکه مراکز ما هیچ گاه براى اهالى محل مزاحمتى ایجاد نکرده اند اما متاسفانه محلات تهران به هیچ وجه پذیراى مراکز ما نیستند.»

• بازگشت یا تبرى؟

هنوز هیچ مقام مسئولى نتوانسته نسبت به تبرى دائم زنان خیابانى از حرفه روسپیگرى تضمین بدهد. ماهیت مالى این حرفه صرف نظر از آسیب هاى فراوانى که به دنبال دارد، چنان است که وسوسه را در این زنان تا پایان عمر زنده نگاه مى دارد. هیچ شغلى براى این زنان که اغلب از سطح پایین تحصیل و فرهنگ و معیشت برخوردارند، درآمدهاى ،۱۰۰ ۲۰۰ و ۳۰۰ هزار تومانى به دنبال ندارد. حداکثر تلاش سازمان هاى حمایتى در مدت بازپرورى چندماهه یا یک ساله زنان خیابانى، بازتوانى آنان در جهت یافتن مشاغلى بوده که حداکثر درآمد ماهانه آن از ۲۰۰هزار تومان هم تجاوز نمى کند. هر چند که فرض یافتن شغل دائم یا موقت هم براى این زنان چندان به واقعیت نزدیک نیست چرا که این زنان معمولاً فاقد آن پشتوانه هاى اعتماد و اعتبار هستند که کارفرمایان را به اشغال یک موقعیت شغلى راضى کنند. نفریه در پاسخ به این سئوال شرق که در بحث ساماندهى و بازپرورى زنان خیابانى در جهت ممانعت از بازگشت مجدد آنان به روسپیگرى کدام سازمان ها مسئول بوده اند و آیا در وظایف خود اهمال کرده اند مى گوید: «سازمان بهزیستى به هیچ وجه متولى آسیب هاى اجتماعى نیست. چرا که فقط خروجى آسیب ها برعهده این سازمان بوده در حالى که براى پیشگیرى از آسیب ها باید توسط سایر دستگاه ها برنامه ریزى شود. استاندارى ها، قوه قضائیه، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستى و شهردارى ها صرفاً متولى خروجى آسیب هاى اجتماعى هستند در حالى که کنترل ورودى و مبادى با دستگاه هایى همچون وزارت ارشاد، آموزش و پرورش، وزارت کار، وزارت اقتصاد و دارایى و وزارت بازرگانى است که با فرهنگ و باورهاى مردم سروکار دارند و نسل آینده را پرورش مى دهند. به نظر من تا به حال تمام دستگاه ها در حد بضاعت خود، بحث آسیب هاى اجتماعى را پیگیرى کرده اند در عین حال مشکل ما، عمل نکردن یا امتناع دستگاه ها به وظایف مقررشان نبوده بلکه مشکل اصلى هماهنگ نبودن نهادها در پیشگیرى یا پیگیرى آسیب هاى اجتماعى بوده است.»

وى در پاسخ به این سئوال شرق که آیا تایید مى کنید که به دلیل ممنوعیت فرهنگى و عرفى و شرعى و قانونى روسپیگرى در ایران، این زنان فقط در صورت مراجعات داوطلبانه به مراکز درمانى مورد حمایت قرار بگیرند، مى گوید: «ما مى توانیم فقط زمانى به این زنان کمک کنیم که آنها از ما کمک بخواهند. اجازه اجبار به هیچ فردى را نداریم در عین حال هنوز قوانینى براى اجبار این زنان به انجام آزمایشات مستمر یا دریافت خدمات درمانى وضع نشده است. اما مراکز سطح یک بهزیستى به طور شبانه روزى پذیراى این زنان بوده و به آنان کمک مى کند اما متاسفانه هنوز به این مرحله نرسیده ایم که این زنان به ما اطمینان کرده و به سمت ما بیایند در حالى که هیچ گاه هم برخورد قضایى نداشته ایم و صرفاً آنان را از منظر قشرى که به دلیل شرایط اجتماعى آسیب دیده اند نگاه مى کنیم. اکثر زنان خیابانى به دلیل مشکلات معیشتى، فرهنگى یا کمرنگ بودن اعتقادات مذهبى و حتى اختلالات روانى به سمت روسپیگرى کشیده شده اند بنابراین اگر براى این زنان حداقل هایى در حد شغل، مایملک مختصر، ودیعه مسکن یا حتى تامین روانى از بابت حمایت هاى اجتماعى فراهم شود امید به بازگشت این زنان به دامان جامعه بسیار افزایش مى یابد. ما در مراکز سطح ۲ دختران دانشجو داریم. دخترانى که خیابانى بوده اند یا آسیب دیده اند. اما وقتى زمینه برایشان فراهم شده استعداد تحصیلى خودشان را بروز داده اند و از آن حرفه روى برگردانده اند.»

• جامعه به زنان خیابانى بدهکار است

کارشناسان آسیب هاى اجتماعى هنوز پس از یک سال تلخى گزنده اظهارنظر عشرت شایق نماینده تهران را از یاد نبرده اند که معتقد بود «چنانچه یک زن خیابانى اعدام شود پدیده زنان خیابانى در کشور حذف خواهد شد.»

تا به حال این اتفاق مکرر افتاده که افراد غیرکارشناس در باب مقوله هایى که از آن کوچکترین اطلاعى ندارند اظهارنظر کرده و خود را کارشناس بدانند اما ورود به بحث حساسى چون آسیب هاى اجتماعى که اتفاقاً موفقیت یا شکست در بحث ریشه کنى آن نخستین نگاه ها را به سوى برنامه ریزى اعضاى خانه ملت مى گرداند چنان جراتى مى طلبد که حتى برخى کارشناسان آسیب هاى اجتماعى حیطه هاى اظهارنظر خود را تفکیک کرده و حاضر نیستند در این زمینه نظر کلى بدهند آن هم صرفاً به این دلیل که عنوان «کارشناس» در حکم سازمانى آنان ممهور شده است.

نفریه در پاسخ به این سئوال شرق که آیا از منظر کارشناسى آسیب هاى اجتماعى، حذف پدیده اى چون روسپیگرى ممکن است مى گوید: «البته اگر به مبادى ورودى آسیب ها درست توجه نکنیم، این امکان وجود دارد که خروجى و پایان راه آسیب اجتماعى و فرد آسیب دیده را مرکز بازپرورى بهزیستى یا حتى اعدام آن فرد آسیب دیده بدانیم. با حذف افراد هیچ معضلى حل نخواهد شد و حذف پدیده روسپیگرى یک تفکر آرمانى است. در عین حال من معتقدم که زنان خیابانى افرادى هستند که جامعه به آنان بدهکار است. چرا که شرایط جامعه به گونه اى بوده که آنان به سمت روسپیگرى سوق داده شده اند. زنان خیابانى انسان هایى هستند که در شرایطى قرار گرفته اند که اگر من و شما هم در آن شرایط قرار مى گرفتیم شاید بهتر از آنها عمل نمى کردیم. بارها وقتى بحث جمع آورى زنان خیابانى را مطرح کرده اند من اعتراض کرده ام که «جمع آورى» یعنى چه؟ مگر اینها زباله هستند که جمع شوند؟ اگر این زنان دوباره و دوباره به روسپیگرى بازگشته اند متوجه کم کارى ما بوده است. یادمان باشد پیشگیرى همیشه آسان است اما وقتى وارد گود شدیم باید هزینه اى چند برابر صرف کنیم که بتوانیم یک زن آسیب دیده را به دامن اجتماع بازگردانیم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.