باز هم «آفساید»؛ زنان را به استادیوم راه ندادند

خبرگزاری انتخاب : حدود ‪ ۳۰‬تن از علاقه‌مندان زن به فوتبال قصد داشتند با حضور در ورزشگاه آزادی تهران از نزدیک دیدار تیم‌های ایران و کاستاریکا را مشاهده کنند که این امر با ممانعت مسوولان امنیتی مواجه شدند و بار دیگر فیلم «آفساید» جعفر پناهی را در شکل و شمایل دیگر، به نمایش گذاشتند.

به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، سایت زنان ایران در این مورد نوشت: این اتفاق در حالی رخ داده که گوینده شبکه رادیویی ورزش در ساعت ۱۸.۳۰ضمن بازگویی اخبار بازی امروز، به راه یافتن زنان مشتاق تماشای فوتبال به استادیوم خبر داده و می گوید: امیدواریم از این پس زنان علاقمند به فوتبال مثل امروز به استادیوم راه یابند!

آنچه این گوینده به آن اشاره نکرده داشتن امتیاز ورود به استادیوم (V.I.P) است که شامل صدها و بلکه هزاران زن عادی که مشتاق تماشای مستقیم بازی فوتبالند، نمی شود. در واقع مساله فقط تبعیض جنسیتی نیست بلکه تبعیض طبقاتی و قشری نگری نیز هست که موجب می شود مثلا برخی از زنان هنرپیشه امتیاز حضور در استادیوم در زمان بازی فوتبال را بیابند، اما این امتیاز شامل دختران جوانی که سراپاشور تشویق تیم ملی شان هستند، نشود!بنابراین بهانه همیشگی اینکه ” ما نمی توانیم امنیت شما را در استادیوم تضمین کنیم” همینجا منتفی است.

آنچه در کنار این ممانعت غیر قانونی (زیرا حتا اگر این ممانعت، مقررات باشد، شکل قانونی ندارد) عجیب به نظر می رسد، برخورد نیروی انتظامی با این زنان است که با حضور ایشان در استادیوم ، با پیش فرض اینکه مخل امنیت استادیوم هستند، با برخورد فیزیکی و لفظی مقابله می کند.

چنین برخوردی که با هیچ منطقی توجیه نمی شود، شاید تنها نشان از یک واقعیت دارد و آن اینکه اصولا برخورد نظامی وامنیتی اولین و آخرین و البته راحتترین راه برای مواجهه و مقابله با زنانی است که جز طبیعی ترین حقوق انسانیشان چیز دیگری نخواسته اند.

نشریه الکترونیک روز نیز نوشت: درپی فراخوانی که در یک وبلاگ گروهی درج شده بود، زنان و دختران که پیش از این موفق شده بودندنیمه دوم بازی تیم ملی ایران و بحرین را تنها چند روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری، درخرداد ماه سال جاری در جایگاه ویژه استادیوم آزادی تماشا کنند، با تهیه بلیط های جایگاه ویژه از دو ساعت قبل ازآغاز بازی روبروی درب غربی ورزشگاه تجمع کردند و خواهان حضور در استادیوم شدند.

دختران که اکثرا روسری های سفید بر سر کرده و پرچم کشور را در دست داشتند ازهمان دقایق اولیه با برخورد و ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شدند. ماموران مستقر در لندکروز های سیاه رنگ نیروی انتظامی که پیش از آمدن زنان در محل مستقر شده بودند، تجمع کنندگان را تهدید به بازداشت کردند. ماموران سپس به دور گروه تجمع کنندگان که پلاکاردهایی باشعارهایی چون”ورزشگاه آزادی: ورزشگاهی صد هزار پسری” و “ما هم می خواهیم تیم ملی محبوب مان را تشویق کنیم” یا ” فوتبال بدون تی وی، حق مسلم ماست” در دست داشتند، حلقه زدند ومانع حرکت آنها شدند.

با حضور سرهنگ محمد حسن اسدی، فرمانده نیروهای گارد امنیتی ورزشگاه، لحن پلیس حاضر به تندی گرایید و عاقبت کار به خشونت کشیده شد. این سرهنگ نیروی انتظامی به محض ورود پرچم های دو تن از زنان را از دست آنها گرفت و زیر پا گذاشت. بعد با صدایی بلند به فحاشی پرداخت. وی آنگاه خطاب به ماموران تحت امر خود گفت: “با اینها حرف نزنید، همه شان را بزنید”. در ادامه نیز دستور متفرق کردن زنان و دختران را صادر کرد، و خود نیز شخصا وارد عمل شد و کوله پشتی نوجوان چهارده، پانزده ساله ای را با شدت کشید، به گونه ای که وی بر زمین افتاد. جناب سرهنگ سپس ضربه ای به این نوجوان وارد آورد و سراغ دختران جوان دیگر رفت.

درپی تماس با فدراسیون فوتبال کشور، نیروهای پلیس که لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده می شد از زنان خواستند به صف بایستند تا سردار طلایی راهی ورزشگاه شود و با آنها صحبت کند. این در حالی بود که دو مامور با لباس شخصی و دوربین از دو سو و بی توجه به اعتراض زنان ازآنها فیلمبرداری می کردند.

سرهنگ اسدی هم به چند نفر از زنان که مشغول عکس برداری بودند، تذکر های شدید اللحنی داد و از خبرنگار جوانی که مشغول نوشتن گزارش وقایع در دفتر خود بود، خواست تا کارت خبرنگاریش را نشان دهد. اما پیش از آنکه کارت به او داده شود، یادداشت های آن خبرنگار جوان را با زور از وی گرفت و تحویل نماینده شورای تامین استان تهران که داخل لند کروز سیاه رنگ نیروی انتظامی نشسته بود داد.

پس از آغازبازی مسئول شورای تامین استان تهران خواستار مذاکره با نماینده زنان شد. چند دقیقه بعد اتوبوسی در محل حضور یافت و نماینده شورای تامین، که خود را بانام موسوی معرفی کرد در حضور ماموران و زنان، به خدا و قرآن سوگند خورد که این اتوبوس زنان را به جایگاه ویژه تماشاگران خواهد برد. چند تن از ماموران نیز سوار این اتوبوس شدند، اما زنان را به جای جایگاه ویژه استادیوم آزادی، در میدان آزادی پیاده کردند.

اما عده ای از تجمع کنندگان با کرایه یک مینی بوس، بار دیگر به ورودی غربی ورزشگاه مراجعه کردند. این در حالی بود که شمار ماموران افزایش یافته و سرهنگ اسدی رو به زنان و دختران با صدای بلند می گفت: “اگر حکم داشتم تمام شما را کتک می زدم، دستگیر می کردم و به زندان می بردم”.

در ساعات پایانی نیمه دوم بازی، گزارشگر و تصویربردار شبکه خبر به میان زنان آمد و گزارشی از تجمع ناموفق آنها تهیه کرد. زنان حاضر بعد از پایان بازی در حالی که با صدای بلند اعلام می کردند که باز هم به استادیوم خواهند آمد محل را ترک کردند.

سایه دخترها با پلاکارد جمع شده بودند جلوی در غربی ورزشگاه. مامورین گارد ویژه به حالت آماده باش آنجا بوده‌ اند و شروع کرده‌اند به عقب راندن دخترها. یکی دونفر را کتک زده‌اند. بعد سعی کرده‌اند از در گفتگو وارد شوند که یک نفر آمده و خودش را نماینده دادستان معرفی کرده و قسم خورده که دخترها را با اتوبوس از در شرقی می‌برد داخل ورزشگاه. دخترها با ناباوری و تردید سوار می‌شوند. سوال می‌کنند که مگر تا در شرقی چه‌قدر راه است؟ طرف باز قسم می‌خورد. اتوبوس که راه می‌افتد، تردیدها کامل می‌شود. راننده بی‌سیم داشته و مامورها هم پریده بودند توی اتوبوس و به دخترها گفته بودند که هر جا دلمان بخواهد شما را می‌بریم. دخترها به این گمان می‌افتند که در راه بازداشتگاه هستند. آن‌قدر اعتراض می‌کنند که میدان آزادی پیاده‌شان می‌کنند. مینی‌بوس می‌گیرند و برمی‌گردند جلوی ورزشگاه. این بار تعداد سربازها بیشتر شده بوده. دخترها می‌نشینند جلوی روی سربازهایی که مدام تهدیدشان می‌کردند. آن قدر می‌نشینند تا آقای ریشویی می‌آید و می گوید اگر بمانید برایتان خیلی بد می‌شود، بازداشت می‌شوید و کتک می‌خورید و…..تمنا می‌کنیم که بروید. دیگر آخرهای بازی بوده. دخترها بلند می‌شوند. با پرچم‌هایشان و پلاکاردهایشان و صدای فریادهایی که در گوششان بوده، غریو تشویق صدهزار مرد از داخل استادیوم.

حاشیه:

_ چند تا از دخترها که موهایشان را تراشیده بودند، همان اول وارد استادیوم شدند.

_ توسط یک فیلم‌بردار خودی از تک تک چهره‌ها فیلم‌برداری می‌شده، دخترها هم نامردی نکرده‌اند و تا دوربین را می‌دیدند علامت پیروزی نشان می‌داده‌اند.

_ ماموران دخترها را به عنوان بی‌تربیت‌هایی که روی زمین نشسته‌اند، خطاب می‌کردند و می‌گفتند اگر دخترهای ما مثل شما بودند، پوست از سرشان می‌کندیم.

_ در جواب سوال بچه‌ها که چرا به آنها در مورد اتوبوس دروغ گفته شد، ماموران جواب دادند که ما پلیس هستیم و کارمان دروغ گفتن است.

_ بعضی از ماموران ابراز تاسف می‌کردند که چرا حکم ندارند تا همه را راحت کتک بزنند.

_ به دخترها گفته شده که باید متشکر هم باشند که ماموران آنها را از آزار تماشاچیان مرد حفظ می‌کنند.

_ دخترها پلاکاردهایی را حمل می کردند با این عناوین: ما نمی خواهیم در آفساید باشیم؛ استادیوم صدهزار پسری؛ سلام آزادی؛ ما کجا فریاد بزنیم؟

از سوی دیگر، نویسنده وبلاگ «ژرف» می نویسد: زنان هم استادیوم می‌خواهند: تلاش ورود زنان به استادیوم در ایران چیز کم اهمیتی نیست. اهمیتش در نتیجه‌اش نیست بلکه در سمبولیک بودن قضیه است. اینکه ایندفعه نشد نباید کسی را مایوس کند. کسانی که تو این حرکت فعالیت می‌کنند دارند تاریخ کسب حقوق زنان ایران را می‌نویسند. پیروزی تو این ماجرا می‌تواند در اعتماد بنفس تمام زنان ایران تاثیر بگذارد. مردها هم باید کمک کند. این حرکت لزومی ندارد که فقط زنانه باشد. اطلاع رسانی به رسانه‌های جهانی را هم باید بهبود بخشید. فعالان اجتماعی در ایران به تماس مداوم با خبرنگاران داخلی و خارجی نیاز دارند. با پوشش بهتر جهانی کم کم این نکته که ایران و چند کشور دیگر بطور احمقانه‌ای زنها را به استادیوم راه نمی‌دهند به بحثی در حد فیفا خواهد ‌رسید و هزینه ممنوعیت ورود زنان را برای این نوع کشورها بالا خواهد برد.

به کسانی که به دم استادیوم رفتن تبریک می‌گم. می‌دانم که واقعا این کارها خیلی دلهره برانگیزه و انرژی‌بر است. ولی خوب در مقابل دست‌آوردهایی که ‌می‌تواند داشته باشد ارزشش را دارد.

زنانی که دیروز به استادیوم راه نیافتنددختران جوانی بودند که علاوه بر تلخی توهین، با یک تجربه و یک سوال به خانه هایشان برگشتند و اینکه چه کسانی و چرا نمی خواهند آنها به یک حق ساده و بسیار کوچک دست یابند؟ این هراس چیست و برای چه؟ ! آیا از این نیست که “حق تماشای مستقیم فوتبال” آنها را به یاد حقوق دیگری نیز خواهد انداخت که تنها به خاطر زن بودنشان از آن منع شده اند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.