زندان لاکان، روایتی از محدودیت ها و تبعیض‌ها

کاوه مظفری

شد دو ماه که جلوه *در زندان است. به موجب حکمی ناعادلانه برای کنشگری مدنی. همانند ماه نخست خیلی موارد قطره چکانی می گذرد. مجموعه‌ای از کاستی ها، ناکارآمدی و برخوردهای سلیقه‌ای و متاسفانه مواردی از اجحاف و تبعیض باعث شده تا دشواری حبس دو چندان شود. البته اینها تنها یک سوی ماجراست، به موازات تحمل این سختی ها و کاستی ها، مسیر دیگری هم در جریان است، مسیر بردباری و همدلی و تلاش برای بهبود و تغییر.
 
با وجود پیگیری های مکرر از داخل و خارج زندان، در حال حاضر یک روز در میان تنها به مدت دو ساعت درب کتابخانه باز می شود، و روزهایی که نوبت کتابخانه نیست، امکان رفتن به هواخوری بزرگتر به عنوان فضای ورزش وجود دارد. امکانات اولیه برای آشپزی و تهیه غذا همچنان بسیار محدود است و غذای زندان نیز به تنهایی تامین کننده نیازهای تغذیه و سلامتی نیست.
 
یک نمونه از محدودیت ها و تبعیض های ناموجه مربوط به تماس تلفنی است. تنها روزی ده دقیقه آن هم در ساعتی محدود امکان تماس تلفنی وجود دارد. آنطور که متوجه شدم برای بند تشخیص** یا همان قرنطینه که همچنان جلوه و دیگر فعالان آنجا هستند، تنها یک دستگاه تلفن وجود دارد با زمان بندی محدود، صبح ها حدود دو ساعت و عصر هم حدود یک ساعت فرصت دارند تا آن سهمیه ده دقیقه ای را تماس بگیرند. مابقی زمان ها با اینکه همان یک دستگاه تلفن سر جایش هست، اما نمی دانم چرا از ساعت حدود یک تا شش بعد از ظهر حق تماس تلفنی ندارند. در حالی که با شرایط مشابه در بندهای دیگر و بویژه در بند مردان امکانات بیشتری برای تماس تلفنی وجود دارد.
 
در مورد دسترسی به کتاب هم همچنان با برخوردی سلیقه ای مواجهیم. انگار مقامات مختلف حاضر به پذیرش مسئولیت نیستند. اگرچه در گفتگوی شفاهی اظهار می کنند که مانعی وجود ندارد اما هر کدام امضای یک نامه معمولی را گردن دیگری می اندازد. بگذریم از اینکه سراغ هر کدام که می رویم درباره ممیزی کتاب ها هم نظری دارند، یعنی درباره همان کتاب هایی که از فرایند ممیزی اداره ارشاد گذر کرده و مجوز نشر گرفته و به صورت رسمی در کتاب فروشی ها در دسترس عموم قرار دارد، از نظر برخی مقامات، کتاب هایی هستند که اجازه ورود به زندان ندارند. میزان اعمال سلیقه و محدودیت تا جایی است که حتی ارسال کتابچه آیین نامه سازمان زندان ها به داخل زندان هم بلاتکلیف مانده.  
 
این روزها باور به وعده ها اصلا آسان نیست. بیش از یک ماه پیش بود که مسئولان زندان در خصوص دسترسی به کفش کتانی برای زمان ورزش وعده هایی دادند. مبنی بر اینکه می شود فقط برای زمان ورزش کفش کتانی در دسترس باشد. بچه ها هم بر اساس نمره پا به فروشگاه زندان کفش کتانی سفارش دادند، اما هنوز با گذشت بیش از یک ماه خبری از کفش کتانی نیست. یکی از کارمندان اداره کل زندان ها در این باره توضیح داد که کفش ورزشی چون خطر فرار را ایجاد می کند، محدودیت دارد. می گفت چرا بچه ها با همان دمپایی یا با پای برهنه روی آسفالت ورزش نمی کنند.
 
اخیرا یک مشکل دیگری به همه محدودیت های بالا اضافه شده، متاسفانه یکی از زندانیان عادی در بند تشخیص به دلیل بیماری، اختیار قضای حاجت ندارد. نمی تواند خود را کنترل کند و جاهای مختلفی در داخل بند یا راهرو یا مسیر سرویس بهداشتی را آلوده می‌کند. در آیین نامه برای چنین مواردی پیش بینی شده که لازم است زندانی از خدمات بهداشتی و پزشکی استفاده کند و تا زمان بهبودی بتواند در محیط جداگانه‌ای باشد. این موضوع در مورد افرادی که دچار سوءمصرف مواد هستند هم صادق است. برای ترک اعتیاد و بهبودی و بازتوانی لازم است افرادی که سوءمصرف دارند در شرایط بهداشتی و جداگانه باشند. اما با وجود چندین مرتبه پیگیری و مراجعه به مقامات مختلف، متاسفانه تاکنون اقدام مناسبی انجام نشده است.
 
مواد ۵۹ و ۶۰ آیین نامه سازمان زندان ها مربوط به چارچوب و مدت زمان نگهداری در «بخش تشخیص» است. مطابق مقررات، زندانی یا متهم بازداشتی، حداکثر سه هفته، در بخش تشخیص نگهداری می شود. در این مدت ضروری است که مورد معاینه پزشکی قرار گیرد و در صورتی که نگهداری زندانی در محیط زندان، همراه با مخاطرات جسمی و روانی برای او یا سایر زندانیان باشد لازم است تا مرجع قضایی تصمیم و اقدام مقتضی را اتخاذ کند. در غیر این صورت، پس از حداکثر سه هفته لازم است با رعایت مقررات مربوط به تفکیک جرائم به صلاحدید شورای طبقه بندی زندان، متهمان یا محکومان چه دارای حکم قطعی و چه غیر قطعی به بندهای اصلی به تفکیک جرائم منتقل شوند.
 
شاید تنها تصمیم نسبتا قابل قبولی که اخیرا اتخاذ شده، تعیین یک دادیار زن به عنوان قاضی ناظر زندان برای بند زنان باشد. امیدوارم دادیار جدید بتواند با رسیدگی بیشتر برای بهبود وضعیت داخل زندان جهت برخورداری از حقوق حداقلی پیش بینی شده در آیین نامه اقدامات موثری انجام دهد.

*جلوه جواهری، فعال حقوق زنان که در حال گذراندن دوران حبس خود در زندان لاکان رشت است.

**بند تشخیص یا قرنطینه

منبع:اینستاگرام نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.