دختری از ایران

“تصویری که ستاره از دوران کودکی اش می دهد عمارتی بزرگ همراه با زنان پدر است که در حرمسرا به خوبی در کنار یکدیگر زندگی می کردند. ستاره از روابط این همسران در فصل اول کتاب می نویسد: “در مجموعه عمارت فقط چهار تن از هشت همسر پدر زندگی می کردند. خانه مادرم و نیز خانه های بتول و فاطمه، که پدرم تقریباً همزمان با مادرم آن ها را نیز عقد کرده بود، در کنار هم قرار داشت …”

کتاب” دختری از ایران” بیان احساسات زنانه در دورانی است که نقش زنان در جامعه محو و در حاشیه بود. شرایط زمانه ای که از نگاه دختری کوچک در خانواده‌ای قجری کاملاً بر پایه قدرت مردانه بود. این کتاب خاطرات ستاره فرمانفرمائیان است که توانسته سوای بیان خاطرات تاریخ صد ساله ایران، نقش زنان آن دوران را به خوبی بازگو کند.

تصویری که ستاره از دوران کودکی اش می دهد عمارتی بزرگ همراه با زنان پدر است که در حرمسرا با خوبی در کنار یکدیگر زندگی می کردند. ستاره از روابط این همسران در فصل اول کتاب می نویسد: “در مجموعه عمارت فقط چهار تن از هشت همسر پدر زندگی می کردند. خانه مادرم و نیز خانه های بتول و فاطمه، که پدرم تقریباً همزمان با مادرم آن ها را نیز عقد کرده بود، در کنار هم قرار داشت. در گوشه ی دیگر باغ، خانه همدم خانم بود که پدرم او را در سال ۱۲۹۷ به عقد خود در آورده بود. ما با وی رابطه مستقیم نداشتیم. همسر اول پدرم، عزت الدوله که مسن تر از دیگران بود، همراه چهار پسرش در خانه ای مستقل در همسایگی مجموعه ی ما زندگی می کردند. دو همسر دیگر پدرم که بعد ها با آن ها ازدواج کرده بود، در شهر ساکن بودند. همسران ساکن در مجموعه، با فرزندان یکدیگر همچون فرزند خود رفتار می کردند و نامادری ها، بتول و فاطمه، از دوستان نزدیک مادرم بودند. ضمناً شاه زاده عزت الدوله و پسرانش را هم از اعضای خانواده خود می دانستیم. عزت الدوله هم به مادرم علاقه ی زیادی داشت و ما اغلب به خانه یکدیگر می رفتیم.”

ستاره و دیگران برادران و خواهران تنی و ناتنی اش هر جمعه به دست بوس پدر می رفتند. او در این باره می نویسد:” به اتاق انتظار شازده که می رسیدیم، تمام این اوهام و افکار جای خود را به شور و شوق دیدار و اضطراب انتظار می داد.”

او از ملاقات های با پدر با” لحظه موعود ” یاد می کند.

بیشتر ساعت های زندگی ستاره با مادران و زنان عمارت سپری می شد . اما جالب اینجاست که اولین جمله کتابش را به پدر اختصاص داده و نوشته است: “دریورش یادهای گذشته، پدرم بیش از همه حضور دارد.”

ستاره فرمانفرمائیان بر اساس دیده هایش در عمارت و تکیه ی زنان اطرافش به قدرت پدر، و او را خیلی خوب درک کرده بود او در جایی از کتاب نوشته:” فرهنگ مرد سالاری در جامعه ی ایران، به زن باورانده بود که اگر به مردی تکیه نکند و از سوی او حمایت نشود، نمی تواند روی پای خود بایستد و سرانجام در جامعه مضمهل خواهد شد.”

قدرتی که ستاره از آن یاد می کند چون با افکار سنت شکنانه و روشنفکرانه پدر همراه بود. جبر و تنش را نزد ستاره صد چندان می کرد. بطوری که این مرد مقتدر بی اعتنا به باور عمومی همواره می گفت که تحصیلات از زنان همسر بهتری می سازد. بطوری که همسرانش را مجبور به سواد آموزی کرده و شرایط ادامه تحصیل را برای دخترانش فراهم کرده بود. اما نوع تربیتی که ستاره از مادرش یاد می کند یادگیری” خویشتن داری بود “. مادر در هرفرصتی به او یاد آور می شد که حرف دلش را آشکار نکند.

و شاید این توصیه مادر در درجه اول به خاطر به خطر نیفتادن موقعیت همسر و پدر بچه هایش بود که مبادا خیانت اطرافیان یه خاطر حرف های بچه گانه، شازده و به کل زندگی شان را از هستی ساقط کند. او در این باره می نویسد:” اما دلواپسی مادرم و بتول،سلامتی پدرم بود . مادران ما عمیقاً شازده را دوست داشتند و او را مردی عادل و عاقل و شجاع و پرتوان و با گذشت می دانستند و آنها نگران رنج های وارده بر او بودند.”

یکی دیگر از ویژگی های یاد شده از مادر ستاره به ضعف عضلانی و اراده زنان است. ستاره درباره مادرش می نویسد:” از نظر مادرم یک دختر و زن خوب باید به گونه ای نامحسوس و تقریباً نامرئی زندگی کند و نباید حضورش را به رخ دیگران بکشد.”

اما جذابیت کتاب تلاش ها و فراز و نشیب هایی است که ستاره برای ادامه تحصیل در خارج از کشور متحمل می شود . ماجرا از گرفتن اجازه از پدر شروع می شود.

او در آغاز جوانی، سنت های متعصبانه را شکست و در میانه جنگ جهانی دوم از مرز ایران عبور کرد، از طریق هندوستان و اقیانوس آرام به ایالات متحده امریکا رفت و به نخستین دانشجوی ایرانی ثبت نام شده در دانشگاه کالیفرنیا بدل شد و در رشته مددکاری درس خواند . او با بازگشت خود اولین مدرسه مددکاری را در ایران تاسیس کرد و دائماً در کتابش هدف از تاسیس این مدرسه را حمایت از اقشار آسیب دیده عنوان کرد.

” دختری از ایران” جدای از اینکه خاطرات تاریخ صد ساله ایران است ، خیلی خوب توانسته نقش زنان آن دوران را بازگو کند.

این کتاب را ستاره فرمانفرمائیان” به همراه “دونامانکر” نوشته و با ترجمه مریم اعلایی در سال ۱۳۸۳ توسط نشر کارنگ به بازار عرضه شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.