زنی سوری که رویاهایش را به ایده‌های واقعی تبدیل کرد

می‌سکاف، زنی بازیگر و کنشگر سوری که رویاهایش را به ایده‌های واقعی تبدیل کرد معتقد بود که مقاومت در برابر رژیم سوریه و مقاومت در برابر اشغال فلسطین و بلندی‌های جولان توسط اسرائیل غیرقابل تفکیک هستند.

مهگان فرهنگ

کانون زنان ایرانی

«این سوریه‌ی بزرگ است نه سوریه‌ی…»

این روزها با تکرار جمله‌ی معروف می سکاف، بازیگر و کنشگر سوریه‌ای، به این فکر می‌کنم که دیدن سرزمین آزاد چه رویای بزرگی برای بسیاری از خاورمیانه‌ای‌هاست. می سکاف در ۱۳ آوریل ۱۹۶۹ در دمشق در خانواده‌ای با پدری مسلمان و مادری مسیحی به دنیا آمد.

او از دوران جوانی احساس می‌کرد که باید از اقلیت مسیحی سوریه حمایت کند، تلاشی دشوار در زیر سلطه‌ی رژیم اسد. در جوانی تحت تأثیر عموی خود، سعدالله ونوس، نمایشنامه‌نویس سوری، قرار گرفت که او را پدر معنوی خود می‌دانست. مانند بسیاری از هم‌نسلانش، او نیز از سنین پایین زبان فرانسوی آموخت و ادبیات فرانسه را در دانشگاه خصوصی الشام (ASPU) در دمشق به‌صورت آکادمیک خواند. تشویق‌های سعدالله ونوس باعث شد او در دوران دانشجویی به بازیگری بپردازد. از همان دوران دانشجویی وارد عرصه‌ی بازیگری شد و در چند نمایش در تئاتر مؤسسه‌ی فرهنگی فرانسه در پاریس ایفای نقش کرد، جایی که به‌سرعت مورد توجه کارگردانان فیلم و تلویزیون سوری قرار گرفت. موفقیت او در سال ۱۹۹۲ با بازی در سریال محبوب تلویزیونی سوری «جنایت در حافظه» Crime in Memory (1992) رقم خورد که اقتباسی از رمان جنایی آگاتا کریستی «قتل در خواب» بود و شخصیت خانم مارپل در آن حضور داشت. در سال ۱۹۹۳، او اولین فیلم خود را بازی کرد.

در سال ۱۹۹۶، او در نقش تایما – نقشی که به گفته‌ی منتقدان عرب، نقش‌آفرینی دوران زندگی‌اش بود – در سریال تلویزیونی العبابید که به‌طور مشترک توسط سوریه و دبی تولید شد، ظاهر شد. این سریال داستان پادشاهی سوری پالمیرا در قرن سوم را از دیدگاه یک خانواده‌ی ثروتمند روایت می‌کند. او در سریال معروف عمر که در ۲۰۱۲ ساخته شد، نقش هنده همسر ابوسفیان را بازی می‌کند.

او یک بار نقش مادری مجرد را بازی کرد که به تنهایی دخترش را بزرگ می‌کرد و در برابر شوهر آزارگرش ایستادگی می‌کرد. در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰، او برای رشد تئاتر و تأسیس گروهی جدید پرداخت، گروهی تئاتری که طیف وسیعی از کلاس‌های بازیگری ارائه می‌داد و نمایش‌هایی را در خانه‌ای قدیمی در محله‌ی قنوات در شهر قدیم دمشق به روی صحنه می‌برد. در سال ۲۰۰۶، او گروه «کودکان تئاترو» را به‌طور ویژه برای بازیگران کودک راه‌اندازی کرد. اما پس از مشارکتش در اعتراضات سال ۲۰۱۱، تمام فعالیت‌های تئاترو توسط رژیم تعطیل شد. او امیدوار بود بتواند در پاریس، به همراه دیگر تبعیدیان سوری، این فعالیت‌ها را احیا کند.

می سکاف در بیشتر نقش‌های خود، زنانی قدرتمند، شورشی و جنگجویانی بی‌باک برای حقوق خود و دیگر زنان را به تصویر کشید.

می‌سکاف هنوز به دنیا نیامده بود که اسرائیل در جنگ شش روزه‌ی ژوئن ۱۹۶۷ ارتش‌های عرب را شکست داد و نوار غزه و صحرای سینا را از مصر، بلندی‌های جولان را از سوریه و کرانه‌ی باختری و بیت‌المقدس شرقی را از اردن اشغال کرد.اشغال سرزمین‌های عرب توسط اسرائیل تأثیر عمیقی بر او داشت و او به حامی پرشور فلسطینیان تبدیل شد. پس از قیام سال ۲۰۱۱ علیه اسد در سوریه، او معتقد بود که مقاومت در برابر رژیم سوریه و مقاومت در برابر اشغال فلسطین و بلندی‌های جولان توسط اسرائیل غیرقابل تفکیک هستند.

می سکاف پس از سخنرانی در تجمع ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۱ که در آن خواستار کناره‌گیری بشار اسد یا برکناری او از قدرت شد، برای اولین بار دستگیر شد.

می سکاف، بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیونی سوریه‌ای و زنی پرشور و مبارز

سکاف در ادامه‌ی بازداشت، بازجویی و به خیانت متهم شد، اما پس از فشار گروه‌های بین‌المللی حقوق بشر آزاد شد. این نخستین مورد از چندین بازداشت او در طول چیزی بود که مخالفان آن را «انقلاب» سوریه می‌نامند. با سرکوب خشونت‌آمیز رژیم که به یک بحران نظامی منجر شد، اعتراضات از سال ۲۰۱۲ به یک درگیری بزرگ تبدیل شد.

پس از یکی از بازداشت‌ها، بازجوی سوری از او پرسید: «تو چه می‌خواهی؟ آزادی؟»

او با همان چالش‌طلبی همیشگی‌اش پاسخ داد: «من می‌خواهم پسرم تحت حکومت بشار اسد زندگی نکند.»

پس از دریافت چندین تهدید مرگ معتبر، سکاف در سال ۲۰۱۳ به همراه پسر نوجوانش ابتدا به اردن و سپس در سال ۲۰۱۵ به پاریس رفت و در آنجا ماند و به فعالیت‌هایش علیه رژیم اسد ادامه داد.

خبر درگذشت او اندکی پس از گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد دو فعال جوان سوری در زندان‌های دمشق زیر شکنجه‌ی نیروهای اسد جان باخته‌اند. این موضوع باعث شد برخی از وبلاگ‌نویسان در مورد طبیعی بودن مرگ او ابراز تردید کنند.

سعدیه مفرح، شاعر و منتقد کویتی، در توییتی در زمان مرگ او نوشت: «می سکاف امروز در تبعید درگذشت، اما روح آزادش همیشه به سوریه‌ی بزرگ، همان‌طور که خودش آن را می‌نامید، وابسته خواهد ماند. خداحافظ به او؛ کسی که در زمانی که بسیاری از هنرمندان به دنبال خرده‌ریزه‌های قدرت رفتند، به ما امید به هنرمندان را بازگرداند.»

او در یکی از مصاحبه‌هایش در پاریس گفت: «وقتی انقلاب سوریه شروع شد، من مثل یک نوزاد شدم که اولین قدم‌هایش را برمی‌دارد، دوباره خودم را کشف کردم و دوباره کشورم را کشف کردم. مثل تمام سوری‌هایی که به خیابان آمدند، من هم برای اولین بار صدای خود را پیدا کردم.»

او در همان مصاحبه گفت که دوست دارد در سوریه‌ی عزیزش بمیرد و از مردن در پاریس یا جایی دیگر در خارج از کشور می‌ترسد. او از همراهان معترض خود خواست: «نگویید اگر به سوریه برگردیم یا اگر رژیم سقوط کند. بگویید چه زمانی – زمانی که به سوریه برمی‌گردیم و زمانی که رژیم سقوط می‌کند. این لحظه خواهد رسید. باید برسد.»

جمال سلیمان، بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده‌ی سوری مقیم قاهره در ادای احترام به او گفت: «خداحافظ مای. هرگز در زندگی‌ام کسی را ندیدم که صادق‌تر و نجیب‌تر از تو باشد. یک بار در زمان فیلم‌برداری از من پرسیدی: کی به سوریه برمی‌گردیم؟ هر بار دروغ می‌گفتم: به‌زودی. مطمئن بودم که این پاسخی است که می‌خواستی بشنوی، حتی اگر به آن شک داشتی.»

می سکافسکاف، یک فرزند به نام جود الزعبی دارد و در ۲۳ ژوئیه‌ی ۲۰۱۸ در پاریس درگذشت. مقامات رسمی فرانسه سپس با صدور بیانیه‌ای توضیح دادند که اسکاف به دلیل خونریزی شدید مغزی فوت کرده است. هنگام تشییع پیکر او هزار گل رز سفید را به‌عنوان ادای احترام به هزاران زندانی که در زندان‌های سوریه در زیر شکنجه کشته شدند، روی تابوت او گذاشتند.

https://www.imdb.com/name/nm0803747/bio

https://www.independent.co.uk/news/obituaries/mai-skaf-may-scaff-syria-actor-assad-activist-exile-syrian-refugee-a8469876.html

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.