آنچه فلسطین را از دیگر ساختارهای ستم متمایز میکند
آزاده ثبوت
در فلسطین شبکهای پیچیده از نژادپرستی، استعمار مستعمره نشین، نئولیبرالیسم و نظامیگری همزمان در کار است. رژیم آپارتاید اسراییل در حال حاضر بر اساس تمام معاهدات و قوانین معتبر بینالمللی بخش وسیعی از زمینهایی را که به موجب مصوبههای سازمان ملل بایستی در اختیار فلسطینیان باشد در اشغال خود دارد. اسرائیل همچنین بر خلاف هشدارهای مکرر جامعه بینالمللی مبنی بر تداوم اشغال و ساخت شهرکهای مستعمره نشین در این زمینها با سرعت بیشتری به گسترش این شهرکها ادامه میدهد. نه تنها در مورد درد و رنج فلسطینی ها سکوت جهانی وجود دارد، بلکه پذیرش جهانی نیز وجود دارد که این وضعیت قرار نیست تغییر کند.
تفاوت فلسطین با دیگر ساختارهای ستم بر جمعیت های اقلیت سازی شده در دنیا این است که این ستم به طور قانونی و مورد حمایت نهادهای بین المللی و دولت های دموکراتیک است یا دست کم در برابر آن هیچ عملی صورت نمی گیرد. مثلا برای متوقف ساختن جنایت های دولت چین در مورد اویغورها، دولت های دیگر اقدام خاصی انجام نمی دهند اما در حمایت از چین هم ناو جنگی به دریای چین نمی فرستند کاری که کشورهای غربی برای اسراییل می کنند. به عنوان مثال، مجموع کمکهای ایالات متحده به اسرائیل از آغاز تأسیس این رژیم تا به امروز حدود ۳۱۰ میلیارد دلار بوده که شامل کمک های اقتصادی و نظامیمی شود. اسرائیل در این هشت دهه بزرگترین دریافت کننده کمک های خارجی ایالات متحده بوده است.
از سوی دیگر اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر نژاد در ابعاد گسترده با انقیاد فلسطینیان گره خورده است. این اقتصاد ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهان امروز را شکل می دهد، از مراکز دانشگاهی گرفته تا لابراتوارهای داروسازی، فناوری های دیجیتال، شرکت های لوازم آرایشی و بهداشتی، پوشاک و مواد خوراکی، بانک ها، مراکز پولی و حتی صندوق های حقوق بازنشستگان در کشورهای شمال جهانی سرمایه گذاران شرکتهایی هستند که اقتصاد نظام آپارتاید در اسرائیل از آن منتفع می شود.
اگر در خارج از ایران به تحصیل، پژوهش و یا تدریس اشتغال داشته باشید احتمال زیادی هست که دانشگاه شما مناسبات مالی با کارخانه های تسلیحاتی و فناوری اسرائیلی داشته باشد یا در جایگاه یک کارمند یا کارگر، صندوق بیمه بازنشستگی شما در شرکت های مالی سود رسان به رژیم صهیونیستی سرمایه گذاری کرده باشد. بسیاری از دانشگاهیان و موسسات پژوهشی و سیاست گذاری که نظریه پردازان «تروریسم» در جهان استعماری هستند اقتصاد زیست شان به بهای دهه ها ستم بر جمعیت های اقلیت سازی شده و در معرض نابودی از جمله فلسطینی ها ممکن شده است. چه در ایران و یا هر جای دیگری از جهان، زندگی روزمره شما به اقتصاد آپارتاید گره خورده است. از آب معدنی که می نوشید، برند نوشابه ای که استفاده می کنید، برند غذایی که به کودکتان می دهید، شامپو، خمیر دندان و لوازم آرایشی که می خرید، برند لباس هایتان و برند جواهراتتان (اسرائیل بیش از آنکه اسلحه صادر کند الماس به دنیا صادر می کند)، داروهایی که برای درمان مصرف می کنید، هواپیمایی که برای سفر انتخاب می کنید، فناوری های دیجیتالی که از آن بهره می برید، همه و همه به اقتصاد آپارتاید در سرزمین های اشغالی گره خورده است. در چنین موقعیتی مسوولیت پذیری، خود انتقادی و تعهد اخلاقی برای پیوستن به جنبش تحریم و واگذاری کالاهای اسرائیلی و پایان دادن به همدستی در نسل کشی نه یک امر بشردوستانه که یک مسوولیت اخلاقی و سیاسی است.
از سوی دیگر تشکل های ایجاد شده در همبستگی با فلسطینی ها به شدت جرم انگاری می شوند و هرگونه تظاهرات و تجمع اعتراضی نسبت به این جنایات و همدستی های بین المللی سرکوب می شود. سازمان های حقوق بشری که در حوزه حقوق فلسطینیان کار می کنند هم با عنوان تروریسم حقوقی و فکری فعالیت هایشان متوقف میشود. محققانی که درباره فلسطین می نویسند از مراکز پژوهشی و دانشگاه ها اخراج می شوند.
و بالاخره اینکه، پناهندگان فلسطینی وضعیت قانونی جداگانه ای از سایر دسته های پناهندگان دارند. آنها بیش از هفت دهه است که در یک وضعیت حقوقی مجزا و نابرابر نگهداشته شده اند. مهمترین و اصلی ترین سازمان حمایت از حقوق پناهندگان در جهان (کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد)که وظیفه اش حمایت حقوقی و سازمانی از پناهندگان است در قبال پناهجویان فلسطینی هیچ مسوولیتی به عهده ندارد. اساسا آوارگان فلسطینی در آمار سالانه پناهجویان و پناهندگان این سازمان به حساب نمی آیند. اقدامی که آوارگان فلسطینی را خارج از حداقل حمایت های بین المللی در دسترس برای سایر گروه های پناهنده در جهان قرار می دهد.
منبع: صفحه ایده فلسطین

