آیسان فرد نیست؛ نمادی از فرهنگی که ساختیم

آبان شعبانی

کانون زنان ایرانی

بیست‌وچهار نفر از دوستان و آشنایان صفحه‌ام، آیسان اسلامی را فالو دارند. نمی‌خواهم کسی را سرزنش کنم یا به آنفالو کردن دعوتشان کنم. فقط یک پرسش در من شکل گرفت: چرا؟
پیش‌فرضم این بود که پولدار بودنش برای هم‌نسلی‌های من جذاب است.

بارها در گفت‌وگوهایم گفته بودم که هیتلر فقط یک شخص نبود؛ باید او را در بستر تاریخی آلمان دید و تحلیل کرد.حالا هم به نظرم آیسان فقط یک فرد نیست؛ او نمادی‌ست از فرهنگی که ما ساخته‌ایم، یا دست‌کم پذیرفته‌ایم. ما با فالو کردن، به صداها قدرت می‌دهیم؛ همان‌طور که با سکوت یا تمجید، به ارزش‌ها مشروعیت داده‌ایم

در پاسخ به پرسشم، یکی از دوستان گفت:
«چون صادق بودنش برام جالبه.»

این جمله مرا یاد یکی از مصاحبه‌هایم انداخت.پارسال همین موقع‌ها، با زنی هشتادساله گفتگو می‌کردم. دختری شصت‌ساله داشت و از همسرش جدا شده بود—به‌خاطر سال‌ها خشونت شدید، حتی تا مرز کشتن.بعد از دهه‌ها زندگی مشترک و داشتن چند فرزند، نهایتاً از خانه رانده شده بود. در مورد همسرش گفت، این قسمت برایم تکان‌دهنده بود:

شاید باورت نشه، ولی اگه ببینیش، اصلاً فکر نمی‌کنی اون آدمِ خشنی باشه.
اگه پای حرفاش بشینی، احتمالاً فکر می‌کنی من دروغ می‌گم، اون راست می‌گه.انقدر شیک و قشنگ حرف می‌زنه که ممکنه حتی تو رو—به عنوان یه دختر جوان—تشویق کنه به آزادی و شجاعت. چون از ج.ا بیزاره. مخالف این چیزاست…

آن مرد برایم نماد تناقضی عمیق شد:
کسی که در خلوت خشونت می‌ورزد اما در جمع، فریبنده و روشنفکر به‌نظر می‌رسد.

حالا فکر می‌کنم او هم یکی مثل آیسان بود؛ فقط یاد گرفته است که بیرون، نقابی خوشایند داشته باشد تا آدم‌ها را جذب کند.اما آیسان فهمیده که صداقت، حتی اگر به شکل زهر باشد، باز هم جذب می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.