مها ابوخلیل؛ مقاومت، مراقبت و زیست یک «مبارز اندیشهورز» در زمانهٔ استعمار
آزاده ثبوت
مها ابو خلیل، مبارز، دانشگاهی و کنشگر اجتماعی هشتاد ساله، در شامگاه هفدهم آوریل ۲۰۲۶، تنها دقایقی پیش از اعلام آتشبس موقت، در پی حملهٔ هوایی رژیم صهیونیستی به ساختمان مسکونیاش در شهر قلیله در جنوب لبنان به شهادت رسید. در این حمله، علاوه بر او، دستکم سیزده نفر دیگر کشته، دهها نفر زخمی و شماری نیز مفقود شدند. پیکر او صبح روز بعد از زیر آوار بیرون آورده شد؛ پایانی که بهطرزی تلخ، ادامهٔ همان تاریخی بود که زندگیاش را شکل داده بود.

مها در اواسط دههٔ ۱۹۴۰ در جبل عامل متولد شد و در کودکی، با پیامدهای نکبت ۱۹۴۸ و کوچ اجباری فلسطینیان به لبنان مواجه گردید. این تجربهٔ بنیادینِ از دست دادن خانه و مواجهه با آوارگی، برای نسل او صرفاً یک خاطره نبود، بلکه به بستر شکلگیری آگاهی سیاسی بدل شد.
در اواخر دههٔ ۱۹۶۰،مها به «جبههٔ مردمی برای آزادی فلسطین» پیوست؛ سازمانی که مبارزهٔ فلسطین را در چارچوبی گستردهتر، بهعنوان بخشی از نبرد جهانی علیه استعمار و امپریالیسم، صورتبندی میکرد. در این سنت مارکسیستی- لنینیستی، عمل و نظر از یکدیگر جدا نبودند؛ مبارزهٔ مسلحانه، سازماندهی سیاسی و تولید آگاهی، اجزای یک پروژهٔ واحد به شمار میآمدند.
مها ابوخلیل از نسل نخست زنانی بود که در صفوف این جنبش، نه صرفاً بهعنوان نماد، بلکه بهعنوان کنشگر عملی حضور یافتند. اگر چه مشارکت زنان در عملیاتها، که نمونهٔ شناختهشدهاش لیلا خالد است، مرزهای جنسیتی را در درون جنبشهای انقلابی به چالش کشید، بسیاری از زنانی که در چنین فعالیتهایی نقش داشتند، از جمله ابو خلیل، در حافظهٔ عمومی کمتر دیده شدهاند؛ کمنماییای که خود بخشی از مسئلهٔ بزرگترِ «سیاست حافظه» در تاریخنگاری مقاومت در منطقه است.

فاز فدایی: مقاومت بهمثابه رخداد
نام مها ابو خلیل نخستینبار در سال ۱۹۶۹ مطرح شد؛ زمانی که در ۲۲ سالگی، در چارچوب فعالیتهای جبههٔ مردمی برای آزادی فلسطین، در تلاش برای ربودن یک هواپیمای شرکت «العال» از آتن مشارکت داشت. این اقدام بخشی از استراتژی گستردهتر برای بینالمللیسازی مسئلهٔ فلسطین و فشار برای آزادی اسرای فلسطینی بود. در آن دوره، عملیاتهایی از این دست تنها کنشهایی نظامی تلقی نمیشدند، بلکه تلاشی برای شکستن سکوت جهانی و وارد کردن مسئلهٔ فلسطین به صحنهٔ بینالمللی بودند.
این عملیات ناکام ماند و مها در یونان بازداشت شد، اما در سال ۱۹۷۰ در چارچوب تبادل اسرا آزاد شد.

این زن کلیشههای جنسیتی «مبارز» را به چالش کشید
تصویری که از او در هنگام بازداشت باقی مانده، تصویر زنی است که در دادگاه با آرامش، وقار و لبخند ظاهر میشود؛ چهرهای که کلیشههای جنسیتی دربارهٔ «مبارز» را به چالش میکشد و به یکی از تصاویر ماندگار حافظهٔ مقاومت بدل میشود. این دوره، آن چیزی را مجسم میکند که میتوان «مقاومت بهمثابه رخداد» نامید؛ لحظهای که در آن، بدن مبارز خود به رسانهای سیاسی تبدیل میشود و نظم موجود را مختل میکند اما آنچه زندگی مها ابو خلیل را متمایز میکند، مسیر پس از این لحظه است. اگر عملیات آتن را بتوان نمونهای از «مقاومت بهمثابه رخداد» دانست، زندگی پس از آن نمونهای از «مقاومت بهمثابه فرآیند» است.

پس از آزادی، او به لبنان بازگشت و مبارزه را در قالبی دیگر ادامه داد. او در اواخر دههٔ ۱۹۷۰ در دانشگاههای پراگ تحصیل کرد و در رشتهٔ رسانه دکترا گرفت. سپس سالها در حوزههای آموزش، روابط عمومی و کار اجتماعی، بهویژه در مؤسسات مرتبط با امام موسی صدر، فعالیت کرد.
از سلاح به جامعه، از عملیات به نهادسازی
این گذار، نه عقبنشینی از مبارزه، بلکه دگرگونی شکل آن بود؛ از سلاح به جامعه، از عملیات به نهادسازی، و از کنش استثنایی به بازتولید روزمرهٔ مقاومت. مها را میتوان نمونهای از «مبارز اندیشهورز» دانست؛ سوژهای که اندیشه را نه صرفاً در متن، بلکه در زیست، در آموزش و در بازسازی اجتماعی تولید میکند. در این مرحله، مقاومت در قالبهای جدیدی ظاهر میشود؛ آموزش بهعنوان انتقال حافظه و آگاهی، کار اجتماعی بهعنوان بازسازی بافت جمعی، و حضور در میان مردم بهعنوان شکلدادن به افق آینده.

مها در سال های بعد در حوزههای آموزش، روابط عمومی و کار اجتماعی نقش مهمی ایفا کرد. به نزدیکی با فقرا، یتیمان و خانوادههای شهدا شناخته میشد و در دردها و شادیهای آنان شریک بود. در طول جنگهای مکرر اسرائیل علیه لبنان، از ترک جنوب خودداری کرد و تا آخرین لحظه در همان جایی باقی ماند که آن را خانه و میدان مبارزهٔ خود میدانست.
در اینجاست که زندگی مها ابوخلیل از یک تجربه فردی فراتر میرود و به نقطهٔ تلاقی چندین سنت تاریخی و نظری بدل میشود؛ سنت فدایی جبههٔ مردمی برای آزادی فلسطین، میدان اجتماعی-سیاسی جنوب لبنان (جبل عامل)، و پروژهٔ نهادسازی و عدالت اجتماعی که با سنت امام موسی صدر پیوند خورده است. زندگی او نشان میدهد که مقاومت در منطقه، صرفاً یک کنش نظامی نیست، بلکه شبکهای از مبارزه، مراقبت، نهادسازی، حافظه و بازتولید حیات جمعی است.
جبل عامل و فلسطین: میدان مشترک مقاومت
زندگی مها ابوخلیل را نمیتوان بدون توجه به زمینهٔ جنوب لبنان و منطقهٔ جبل عامل فهمید. پس از نکبت، جنوب لبنان به یکی از مهمترین پایگاههای حضور و سازماندهی نیروهای فلسطینی تبدیل شد و بهتدریج به «میدان مشترک مقاومت» بدل گردید. در این فضا، مرز میان «لبنانی» و «فلسطینی» در سطح تجربهٔ مبارزه محو شد. هویت دیگر نه صرفاً مقولهای حقوقی، بلکه امری تاریخی، اجتماعی و مبارزاتی بود. مها ابو خلیل دقیقاً در این تقاطع قرار داشت؛ از یک سو، بخشی از نسل فدائی فلسطینی و عضو جبههٔ مردمی بود، و از سوی دیگر، در سنت اجتماعی و نهادی جبل عامل و مؤسسات امام موسی صدر ریشه داشت. او نه «فقط فلسطینی» بود و نه «فقط لبنانی»، بلکه سوژهای منطقهای در شبکهای فراملی از مقاومت بود. به تعبیر روجیه أصفر، مها ابوخلیل شخصیتی است که در زیست خود، سنت چپ انقلابی و مارکسیستی جبههٔ مردمی را با سنت اجتماعی، نهادی و عدالتمحور امام موسی صدر در جنوب لبنان به هم پیوند زده بود.
تجربهٔ او یادآور این حقیقت است که هویت انسان ها را بیش از تابعیت شان، میدان مبارزه شان است که شکل میدهد. در این چارچوب، جبل عامل و فلسطین نه دو فضای جدا از هم، بلکه یک میدان مشترک ضد استعماریاند؛ فضایی که در آن، مقاومت فقط در قالب نظامی تعریف نمیشود، بلکه در آموزش، نهادسازی، عدالت اجتماعی و مشارکت اجتماعی نیز تداوم مییابد.

زنان، اندیشه و بازتعریف مقاومت
زندگی مها ابو خلیل ما را ناگزیر میکند که مفهوم «اندیشهٔ انقلابی» را بازتعریف کنیم. در روایتهای رایج، مردان اغلب بهعنوان نظریهپرداز و زنان بهعنوان کنشگر معرفی شدهاند؛ اما تجربهٔ زنانی چون مها نشان میدهد که این تمایز بیش از آنکه واقعی باشد، محصول سیاستهای حافظه است. در سنت مقاومت ضد استعماری، اندیشه صرفاً در قالب نوشتار تولید نمیشود، بلکه در پیوند با عمل شکل میگیرد. در این معنا، زندگی مها ابو خلیل خود یک متن نظری است؛ از عملیات و زندان، تا آموزش و بازسازی اجتماعی.
این همان چیزی است که مفهوم مُناضِل – متفکر یا مبارز- اندیشهورز را شکل میدهد؛ سوژهای که از خلال زیست و پراتیک، معنا تولید میکند.
جملهٔ او پس از آزادی از زندان در سال ۱۹۷۰، سه مؤلفهٔ کلیدی اندیشهٔ انقلابی را در خود فشرده میکند:
«اینکه من به مبارزه ادامه می دهم به این دلیل است که به حق سرزمینم ایمان دارم، به این دلیل است که به حق مردمم ایمان دارم… به این دلیل است که باور داریم باید مبارزه کنیم و مبارزه کنیم. شاید ما نتیجه را نبینیم، اما مبارزه ادامه خواهد داشت.»
این جمله بیانگر نوعی زمانمندی استعمارزداست؛ فهم مبارزه بهعنوان فرآیندی بینانسلی، نه رویدادی فوری. در این نگاه، مقاومت به لحظهٔ حال محدود نمیشود، بلکه در امتداد نسلها معنا پیدا میکند. در همین چارچوب، حضور زنان در مبارزهٔ مسلحانه نه یک استثنا، بلکه بخشی از منطق درونی سنتهای ضد استعماری است. زنانی چون لیلا خالد و عایشه عوده نیز این پیوند را در سطح جهانی به نمایش گذاشتند. عایشه عوده در خاطرات خود مینویسد:
« پروژهٔ من ساختن یک وطن بود، نه فقط یک خانه»
این جمله همان منطقی را بیان میکند که در زندگی مها ابو خلیل نیز دیده میشود؛ گسترش مفهوم مراقبت از خانواده به ملت، و از ملت به افقی جهانی. از این رو، آنچه زنان مبارز انجام میدهند را میتوان شکلی از «مراقبت فمینیستی استعمارزدا» دانست؛ مراقبتی که نه فردمحور، بلکه جمعی، تاریخی و ضد استعماری است.
حق حیات، بهرسمیتشناختهشدن و مشروعیت مبارزه
در قلب جنگ کنونی در لبنان، پرسشی بنیادین قرار دارد: حق حیات
الگوهایی که در این جنگ دیده میشود، از آوارگی گسترده تا ویرانی خانهها، زیرساختها و نظامهای درمانی، نشان میدهد که زندگی نه فقط تهدید، بلکه بهصورت ساختاری تضعیف میشود. تخریب شهرها و روستاهای جنوب لبنان و عدم بازنمایی کامل این خشونت در روایتهای مسلط، نوعی محو شدن را رقم میزند که صرفاً فیزیکی نیست. در چنین بستری، مسئلهٔ مبارزهٔ مسلحانه نه یک بحث انتزاعی ایدئولوژیک، بلکه پاسخی به شرایطی است که در آن هم «زندگی» و هم «بهرسمیتشناختهشدن» در معرض تهدید قرار دارند.
به رسمیت شناختن رنج و حق دفاع، تنها یک امر نمادین نیست؛ بلکه شرطی سیاسی و اخلاقی است که از طریق آن، امکان پاسخگویی و عدالت شکل میگیرد. هنگامی که خشونت عادیسازی میشود، کمتر گزارش میگردد، یا مقاومت مشروع بهعنوان خشونتی نامشروع بازنمایی میشود، کسانی که در معرض آن قرار دارند نهتنها از حمایت، بلکه از بهرسمیتشناختهشدن تجربهٔ خود نیز محروم میشوند.
در چارچوب حقوق بینالملل و حق تعیین سرنوشت، مردمانی که تحت اشغال قرار دارند حق مقاومت دارند. اما فراتر از چارچوبهای حقوقی، مشروعیت مبارزهٔ مسلحانه در لبنان ریشه در واقعیتهای زیسته نیز دارد؛ نبود حفاظت مؤثر، تداوم تجاوز، و قرار گرفتن مداوم جمعیتهای غیرنظامی در معرض خشونت. این عناصر نشان میدهند که مقاومت در لبنان را باید پدیدهای چندلایه و ریشهدار در تاریخ فهم کرد؛ مقاومتی که نه فقط از طریق رویارویی نظامی، بلکه از طریق حفظ جامعه، تثبیت حضور، و امتناع از محو شدن عمل میکند. در این معنا، مقاومت صرفاً واکنشی به خشونت نیست، بلکه نیرویی سازنده در کشاکش بر سر زندگی، تاریخ و امکان آینده است.
در چنین بستری، آنچه زنانی چون مها ابوخلیل انجام میدهند را نمیتوان صرفاً «مشارکت در مبارزه» دانست؛ بلکه باید آن را شکلی از «مراقبت جمعی از زندگی» فهمید. در این نگاه، مراقبت نه امری خصوصی و نه صرفاً عاطفی، بلکه عملی سیاسی است؛ حفظ امکان زیستن در شرایطی که زندگی بهطور مداوم تهدید میشود. از این منظر، مبارزهٔ مسلحانه و کار اجتماعی دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو بُعد از یک پروژهٔ واحداند؛ حفظ و بازتولید حیات جمعی.
زندگی مها ابوخلیل دقیقاً این پیوند را مجسم میکند؛ از فدائیگری به نهادسازی، از کنش مسلحانه به تولید معنا، بدون ترک افق مقاومت. تجربهٔ مها ابوخلیل همچنین یکی از بنیادیترین دوگانههای اندیشهٔ لیبرال، یعنی «خشونت/عدم خشونت»، را به چالش میکشد. در اندیشه های ضد استعماری، این دوگانه فرو میریزد، زیرا خودِ استعمار شکلی از خشونت ساختاری و مداوم است. در چنین شرایطی، دفاع از زمین و مردم صرفاً یک کنش نظامی نیست، بلکه شرط امکان زندگی است. بنابراین، مبارزهٔ مسلحانه و مراقبت اجتماعی نه در تقابل، بلکه در رابطهای دیالکتیکی عمل میکنند. آنچه در تجربهٔ زنان فلسطینی و لبنانی، از مها ابوخلیل تا عایشه عوده، میبینیم، نشان میدهد که زن مبارز هم از جامعه دفاع میکند، هم آن را بازتولید میکند، و هم حافظ حافظه و امکان آینده است.
جمعبندی: یک زندگی، یک سنت زنده
مرگ مها ابوخلیل تنها پایان زندگی یک فرد نبود؛ بلکه گشودن دوبارهٔ پرسشی بنیادین بود که دهههاست در بطن تجربهٔ فلسطین و لبنان جریان دارد: چگونه میتوان در شرایطی که خودِ زندگی هدف قرار گرفته، از آن مراقبت کرد؟
زندگی او، از مبارزهٔ چریکی تا زندان، از آموزش و کار اجتماعی تا شهادت زیر آوار، روایتی یکپارچه از همین پرسش است؛ روایتی که در آن، مبارزه و مراقبت نه در تقابل، بلکه در امتداد یکدیگر قرار دارند.
مها نه تنها یک فرد، بلکه گرهی در شبکهای از تاریخ، مبارزه و اندیشه بود؛ نمونهای از سوژهای که نشان میدهد مقاومت یک لحظه نیست، بلکه فرآیندی تاریخی است که در آن، مبارزه و مراقبت، دفاع و بازسازی، بهطور جداییناپذیر به هم گره خوردهاند.
روجیه أصفر، از همکلاسیهای او در دانشگاه سن ژوزف بیروت، دربارهاش میگوید:
«قطبنمای او روشن بود. شاید در برخی دیدگاههای سیاسی با او اختلاف داشتم، اما نمیتوانم موضع قاطع او را فراموش کنم؛ وقتی در بحثی تند با مدافعان نظام اسد گفت: مهم نیست مواضع ما در بسیاری از امور چه باشد، نمیتوان از نظام بشار یا پدرش دفاع کرد.»
او در ادامه مینویسد:
«اگر بخواهم واژهٔ شهید را برای کسی به کار ببرم، برای مها برازنده است؛ زنی که بر همان ارزشها پایبند ماند، چه در مسیر جبههٔ مردمی، چه در تصویرش کنار جورج حبش، و چه در حضورش در مؤسسات امام موسی صدر»
زندگی مها ابوخلیل نشان میدهد که مقاومت، در عمیقترین معنای خود، تنها ایستادگی نیست، بلکه بازسازی نیز هست؛ فقط دفاع نیست، بلکه مراقبت هم هست؛ فقط کنش نیست، بلکه تولید معنا و امکان آینده است. در نهایت، این خوانش ما را به درکی گستردهتر از مبارزه در منطقه میرساند؛ مبارزهای که نه فقط برای آزادی سرزمین، بلکه برای بازتعریف خودِ زندگی، اجتماع، و آینده در شرایط استعمار و پساستعمار جریان دارد. در چنین افقی، سوژههایی مانند مها ابوخلیل صرفاً بخشی از گذشته نیستند، بلکه حاملان نوعی سنت زندهاند، سنتی که همچنان، از فلسطین تا لبنان و ایران، در اشکال مختلف مقاومت ادامه دارد.
و شاید پاسخ به پرسش آغازین، اینکه چگونه میتوان در شرایطی که خودِ زندگی هدف قرار گرفته، از آن مراقبت کرد، در همان جملهای نهفته باشد که از او باقی مانده است:
««شاید ما نتیجه را نبینیم… اما مبارزه ادامه خواهد داشت
منابع خبری و تاریخی دربارهٔ مها ابو خلیل
- Middle East Eye – Israeli strike kills 80-year-old Palestinian academic and former hijacker in Lebanon
گزارش مفصل دربارهٔ زندگی، عملیات آتن، فعالیت دانشگاهی و کشته شدن او در صور. - Palestine Information Center – Palestinian veteran activist Maha Abu Khalil assassinated in Israeli strike on southern Lebanon
دارای جزئیات مهم دربارهٔ نقش او در PFLP، تحصیل در پراگ، فعالیت در مؤسسات امام موسی صدر و روایت تشییع و شهادت. - Drop Site News – نقل بیانیه جبهه مردمی دربارهٔ مها ابو خلیل
برای استفاده از ادبیات سوگوارهای و روایت رسمی جبهه مردمی. - At the Cost of the Sun اثر عایشه عوده
یکی از مهمترین متون دربارهٔ تجربهٔ زن مبارز فلسطینی، زندان و مفهوم وطن - مها ابوخلیل: رفیق شهیدم، همان زنی که از لنین تا موسی صدر امتداد داشت اثر روجیه اصفر
https://www.instagram.com/p/DXXN3hFCI6p/?img_index=1
- The Palestinians and Lebanon – McGill PRRN Archive
منبع مهم برای فهم جنوب لبنان بهعنوان «میدان مشترک مقاومت» میان فلسطینیها و شیعیان جبل عامل

