مسکن مناسب مهمترین دغدغه زنان سرپرست خانوار
سرمایه _مریم رحیمی سجاسی:
فراهم شدن مسکن مناسب، پرداخت مستمری و ایجاد اشتغال، مهمترین دغدغه و درخواست زنان سرپرست خانوار است.
براساس پژوهش «مطالعهء وضعیت رفاهی زنان سرپرست خانوار شهر تهران» که توسط «رقیه شکاری آلانق» در سال ۱۳۸۴ انجام گرفت، زنان سرپرست خانوار به لحاظ رفاهی در وضعیت مناسبی قرار ندارند.
در این پژوهش وضعیت رفاهی زنان قبل و بعد از سرپرستی خانوار از سه بعد اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی مورد بررسی قرار گرفته است. با این نتیجه که در هر سه بعد اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی، وضعیت زنان بعد از سرپرستی به مراتب بدتر و وخیمتر از قبل از سرپرستی بوده است.
این پژوهش که با روش پیمایش تعداد ۲۰۱ نفر از زنان مورد حمایت سازمان بهزیستی شهر تهران را مورد سنجش قرار داده، نشان میدهد، ۳/۷۱ درصد زنان سرپرست خانوار فاقد شغل بوده و بقیه نیز در مشاغل پارهوقت و کم درآمد مشغول به کار هستند.
براساس نتایج این پژوهش تعداد و نسبت زنان سرپرست خانوار در سه دههء اخیر افزایش یافته است. به طوری که در حال حاضر۹درصد سرپرستان خانوار زن هستند و این در حالی است که بررسی فقر برحسب جنسیت نیز نشان میدهد که در طول دههء گذشته همواره درصد فقر در خانوادههای زن سرپرست بیش از خانوادههای مرد سرپرست است.
زنان سرپرست خانوار در قبل و بعد از سرپرستی از کالاهای اساسی مثل یخچال، تلویزیون و فرش ماشینی برخوردار بودند. اما از کالاهای لوکس و گران قیمت مثل کامپیوتر، فرش دستباف، مایکروفر، چرخگوشت، چاقوی برقی و موبایل برخوردار نبودهاند.
علاوه بر این، اکثریت زنان بر فقدان امکانات اقتصادی برابر بین زنان و مردان تاکید دارند. به طوری که ۵/۹۶ درصد آنها میگویند، علت اصلی نابرابری امکانات اقتصادی بین زنان و مردان، مردسالار بودن جامعه و وجود قوانین نابرابر به نفع مردان در جامعه است.
از بعد فرهنگی نیز زنان بعد از سرپرستی خانوار در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. هر چند ۶۰ درصد آنها اظهار داشتهاند که بعد از سرپرستی احساس توانمندیشان افزایش یافته است. با این وجود نتایج تحقیق بیانگر میزان بالای پرخاشگری، عصبانیت و احساس ناامیدی بالا در دورهء پس از سرپرستی است.
از بعد اکولوژیکی وضعیت جغرافیایی مسکن آنها در موقعیت بدی قرار دارد. به طوری که براساس نتایج این تحقیق فقط ۴/۱۳ درصد ایشان دارای مسکن ملکی بودهاند. بقیهء افراد به دلیل عدم توانایی مالی مستاجر هستند. به علاوه، وضعیت مسکن نیز از نظر تعداد اتاقها، نورگیری، وضعیت محیطی و… بیانگر اوضاع نامساعد در دورهء پس از سرپرستی است.
براساس نتایج این تحقیق، از نظر سلامتی نیمی از پاسخگویان از سلامت خود قبل از سرپرستی راضی بودند، اما بعد از سرپرستی این نسبت به ۹/۸ درصد کاهش یافته است. یعنی مسوولیت سرپرستی خانوار باعث کاهش سلامتی آنها شده است.نکتهء قابل توجه دیگر در این تحقیق این است که بیش از نیمی از پاسخگویان در هشت سال اخیر مسوولیت سرپرستی خانوار را بر عهده گرفتهاند و از آنجا که ۳/۲ درصد آنها طلاق را علت سرپرستی خود دانستهاند، میتوان به این نتیجه رسید که طلاق نیز در این هشت سال رشد صعودی داشته است. در نهایت این تحقیق با ارایهء پیشنهادهایی به پایان میرسد: «از آنجا که نیاز اصلی اکثر زنان مسکن مناسب است، در برنامههای مربوط به وضعیت رفاهی باید مسکن آنها در اولویت قرار گیرد. همچنین به دلیل بیکاری اکثریت زنان سرپرست خانوار، نبود درآمد و در نتیجه نبود تغذیهء مناسب و وضعیت بهداشتی نامناسب و بیماری فراوان، پیشنهاد میشود، برنامههایی جهت اشتغال زنان در اولویت قرار بگیرد و از آنجا که شاخصهای کیفی رفاه (ابعاد اجتماعی، فرهنگی و روانی) در جامعه مورد بررسی در حد بسیار نازلی بوده، بنابراین شیوع بیماریهای فرهنگی، اجتماعی و روانی در این افراد بسیار بالاست. (هر چند بسیاری از زنان از نظر فردی احساس توانمندی بالایی دارند) اما باید مصرف کالاهای فرهنگی و اجتماعی تقویت شود.»
