از خشونت علیه زنان چه میدانیم؟
خشونت علیه زنان در اکثر جوامع وجود ارد اما اغلب ناشناخته مانده و به عنوان بخشی از امور عادی پذیرفته می شود. خشونت خانگی شایع ترین شکل خشونت علیه زنان در تمام کشورها است. در نقاط مختلف دنیا ۲۵-۱۶درصد از زنان از خشونت های جسمی توسط شرکای جنسی مذکرشان در رنج بوده و حداقل یک زن از هر پنج زن در طول زندگی خود مورد تجاوز و یا در معرض آن قرار گرفته اند. خشونت استقلال زنان را خنثی کرده و توانایی های آنها را به عنوان افراد یا اعضای جامعه تحلیل می برد.
قطعنامه مربوط به حذف خشونت علیه زنان که برگرفته از اجلاس عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۳ بود خشونت علیه زنان را به عنوان هر رفتار خشن و وابسته به جنسیتی که موجب آسیب جسمی، جنسی و یا روانی و یارنج زنان شود، تعریف کرده است. چنین رفتاری می تواند با تهدید، اجبار یا سلب مطلق اختیار و آزادی صورت گرفته و در جمع یا خفا رخ دهد. این مساله شامل موارد زیر بوده و محدود به آن نمی باشد:
خشونت جسمی، جنسی، روانی شامل ضرب و شتم، سوء استفاده جنسی از کودکان مونث در خانواده، خشونت وابسته به مهریه و جهزیه، تجاوز ازدواجی، ختنه دستگاه تناسلی و سایر رفتارهای سنتی مضر برای زنان، خشونت غیر وابسته به نکاح و عروسی و خشونت مرتبط با سوء استفاده و بهره برداری از زنان، خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعه ی اتفاق می افتد شامل تجاوز، سوء استفاده جنسی، حملات مکرر، ارعاب و خشونت جنسی در محل کار، موسسات آموزشی و سایر اماکن، قاچاق زنان و فحشای اجباری و خشونت جسمی، جنسی و روانی اعمال شده یا اغما ض شده توسط دولت است.
پیشگیری از خشونت به عنوان یک اولویت بهداشتی شناخته شده در اکثر کشورها است.
خشونت دارای تاثیر منفی و مستقیم بر موارد متعدد و مهم بهداشتی از جمله ایمنی و سلامت مادران، تنظیم خانواده و پیشگیری از بیماری های مقاربتی و ایدز است.
خشونت علیه زنان و دختران خطر سوء سلامت آنها را افزایش می دهد. عواقب جسمی در زنان به شکل قتل، آسیب های جدی ( کبودی ها، کوفتگی ها، شکستگی ها، معلولیت های مزمن و …) آسیب های دوران بارداری ( زایمان زودرس، حاملگی زودرس و ناخواسته) بیماری های مقاربتی از جمله ایدز، و نیز آسیب های کودکان، خودکشی و … شود.
عوارض روانی ناشی از خشونت شامل افسردگی، ترس، اضطراب، خود ضعیف بینی، مشکلات جنسی، مشکلات غذایی، آسیب وسواس اجباری، استرس پس از حادثه و … است.
