کجا رو باید امضا کنم ؟ / مهتاب مقیمی

صبح است و پاساژ خلوت، بوتیکی را انتخاب می کنم که فروشنده اش خانم جوانیست، سرش هم خلوت. سر صحبت را باز می کنم. از قوانین می گویم و از تبعییضاتش. فقط لبخند می زند. در حین صحبتمان دختر جوان دیگری سر می رسد که گویا فروشنده ی مغازه ی دیگریست. موضوع بحث را که می فهمد از مغازه بیرون می رود و با چند نفر دیگر بر می گردد. سوال می کنند، صحبت می کنند و اعتراض! کمی بعد هر کدام پیش می آیند تا برگه را امضا کنند. امضا می کنند و هر کدام به شکلی برای کمپین ارزوی موفقیت می کنند. می روند. من می مانم و دختری که در مغازه اش هستم. لبخند بزرگی بر روی لب دارم و سر خوش از امضاهایی که گرفته ام ولی …

دختر فروشنده را که می بینم قلبم منجمد می شود. اشک می ریزد. آرام وبی صدا. لب می گشاید و می گوید که لیسانس حقوق دارد و چند سالیست ازدواج کرده. بوتیک مغازه ی شوهرش است و شوهرش دست بزن دارد… امضا نمی کند. می ترسد باد به گوش شوهرش برساند. نمی خواهد امشب هم مثل هر شب کتک سر سفره اش باشد. پدر و مادرش معلم اند ولی معتقدند با لباس عروس می روی و با کفن می آیی …

چه کاری از من ساخته ست؟ دفترچه ای به او می دهم و تاکید می کنم که در دفترچه آدرس مراکز مشاوره وجود دارد. اگر خواست و توانست سری بزند…

دلم می خواست دیدنش رویایی بود ولی افسوس…

***

راهی شمال هستیم. من، شوهر و دخترم. سه نفری عقب ماشین نشسته ایم و منتظر تا کسی هم پیدا شود صندلی جلو سوار شود و تا شمال همسفرمان باشد. بعد از مدتی انتظار دختر جوانی همسفر ما می شود و پیش به سوی سبزی های بی نظیر و دریای بی بدیل…

من به همسر و دخترم مشغولم ولی دختر همسفر ما کاملن کلافه ست. گویا حوصله اش سر رفته و باری منه منتظر چه چیز بهتر از این. دفترچه ای در می اورم. به سویش دراز می کنم. با تعجب نگاهم می کند. چشمکی می زنم و می گویم بخون. دفترچه را از من می گیرد و شروع می کند.

همسرم ابرو هایش را بالا می اندازد و از خداوند طلب صبر می کند. می خندم. آرام می گوید: «به مردم رحم کن عزیزم، تو ماشین که نمی شه چیزی خوند.» و من فقط می خندم. می گوید: «می خوام امضام رو پس بگیرم که بتونم ممنوع الکار کنمت!» با هم می خندیم. دخترم را می بوسد و من فکر می کنم به راستی اگر همسرم منصف، با وجدان و آزاد اندیش نبود من زندگیم را باخته بودم… در افکارم غوطه ورم که با صدای دختر جوان به خودم می آیم و جمله ای را می شنوم که مدتیست برایم زیبا ترین جمله ی دنیا شده است: «کجا رو باید امضا کنم ؟»

منبع :www.weforchange.net/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.