اعلام بعضی خبرها جسارت می خواهد نه؟ خبرهایی مثل سنگسار یک مرد؟

آسیه امینی ،وارش

هیچ خبر رسمی خوشایندی نرسید و اخبار غیر رسمی حکایت از سنگسار جعفر در روستای دورافتاده ای به نام آقچه کند دارند. متاسفانه نتوانستم از آقای قاسمی مدیر کل دادگستری قزوین بیش از این بشنوم که : جوابتان را از سخنگوی قوه قضائیه بگیرید!

خبرها مایوس کننده اند. از این که می شنویم مردم عادی در مراسم شرکت نکرده اند لابد باید شاد باشیم. اما از این که مردم عادی نتوانسته اند اعلام کنند که ما نمی خواهیم اینان سنگسار شوند چه؟ باید زار بگرییم؟

تمام عصر امروز بغض ولمان نکرد. اوضاع مایوس کننده ای است و متاسفم که این را می گویم. از این که یاس را منتشر کنم بیزارم ولی خب وقتی حالم خوب نیست و مجبورم به نوشتن، بیش از این نمی شود انتظار داشت. از دیشب تا همین حالا منتظر بوده ام که یکی از دوستان قزوینی بالاخره زنگ بزند و بگوید که خبر شایعه بوده است. از دیشب تا به حال همه اش گفته ام نکند اصلا دامی باشد برای این که …. چه می دانم! از همین فکرهای احمقانه ی دلخوش کننده!

ولی هیچ کس چنین تماسی نداشت و در عوض دائم جزئیات بیشتری از چند و چون اجرای حکم می رسید. خبر رسمی خوشایندی در راه نبود و اصولا اخبار رسمی گویا جسارت رودررو شدن با مردم را ندارند!

ولی از همه، همه، همه ای که با یک کلمه حرف می توانند جلوی پرتاب یک سنگ را بگیرند خواهش می کنم اعلام کنند که این حکم “نباید” برای مکرمه ، همجرمی جعفر و زنی که او نیز در آستانه اجرای این حکم قرار دارد را بگیرند. وکیل مکرمه امروز می گفت او دو فرزند دارد و هر دو با مادرشان در زندانند!!

تعجب من از این است که وقتی جسارت انتشار یک خبر وجود ندارد چرا و چگونه اجرایش می کنند؟! آن هم در پستوی یک روستای دورافتاده؟ مگر قرار نیست سنگسار را آیینه عبرت مردم کنید؟ پس چرا در پس دورافتاده ترین روستاها و در حین اعتراض مردم روستا اجراش می کنید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.