بلای جان زنان عراقی (بخش دوم)، ژیلا بنی‌یعقوب

با «مرینا» زن ۳۶ ساله عراقی در یک کافی نت مدرن در خیابان سعدون بغداد گفت و گو کردم. او که زنی از اقلیت مذهبی مسیحی است ، در رشته دکوراسیون داخلی منازل تحصیل کرده اما با همه علاقه ای که در خود نسبت به رشته تحصیلی اش احساس می کند، در زمینه کاری متفاوتی فعالیت دارد. او در یک شرکت تبلیغاتی کارت ویزیت و انواع تقویم ها را طراحی می کند، در شرکتی که همسرش یکی از سهامداران اصلی است. او گفت: «مردم عراق ترجیح می دهند کار دکوراسیون خانه هایشان را به مردها بسپارند نه به زن ها؛ اغلب مردم ما اعتمادی به کار زن ها ندارند.»

تنها استفاده ای که او این روزها از تخصصش می کند، طراحی و دکوربندی خانه های دوستانش است. البته آن هم به طور افتخاری و بدون دریافت هیچ گونه دستمزدی.

با خنده ای هم گفت: « دکوراسیون خانه خودم را هم زود به زود تغییر می دهم. تا خیلی غیر مفید بودن تحصیلاتم را احساس نکنم.» به گفته مرینا: «بیشتر عراقی ها، پسران خود را به دختران ترجیح می دهند البته این روحیه فقط مختص به عراقی ها نیست و تقریبا همه مردم خاورمیانه به ویژه اعراب چنین روحیه ای دارند، تا حدی که حتی اغلب خانواده های روشنفکر و با فرهنگ عراقی هم اگر فرزند اولشان دختر باشد، از این موضوع خیلی ناراحت می شوند.»

مرینا از وضعیت نامناسب زنان در عراق مثال های فراوان دارد: «کتک زدن زنان توسط مردان در اینجا خیلی رایج است. متأسفانه زنان کتک خورده اقدام به شکایت علیه شوهران خود نمی کنند، آنها به خاطر حفظ آبروی خود و خانواده همواره سکوت می کنند و به این ترتیب سال های متمادی کتک می خورند بدون اینکه لب از لب باز کنند. می دانید! اگر در جامعه عراق یک مرد اشتباه کند، کسی بر او خرده نمی گیرد اما زن ها بارها در خانه، محیط کار و جامعه به خطاهای گوناگون متهم می شوند بدون اینکه اصلا اشتباه و یا خطایی انجام داده باشند. اگر مردی راه به خطا برد. فوری همه می گویند حتما یک زن او را به اشتباه انداخته است و بیچاره آن مرد تقصیری ندارد. فکر می کنم این نوع تفکر در بسیاری از کشورهای جهان سوم رواج دارد.»

به عقیده او، اگرچه زنان مسیحی نیز در کشور عراق مشکلاتشان تا حد زیادی شبیه به مسائل زنان مسلمان است اما می شود گفت در مواقعی، وضع بهتری دارند: «به عنوان مثال اگر یک زن مسیحی از شوهرش کتک بخورد اگرچه به دادگاه مراجعه نمی کند اما شکایت او را به کلیسا می برد و کشیش برای آن مرد دادگاه تشکیل می دهدکه ممکن است نتیجه چنین دادگاهی گرفتن طلاق آن زن از شوهرش باشد. یعنی اگر کلیسا تشخیص بدهد که مرد قصد ندارد دست از آزار و اذیت بی رحمانه همسرش بردارد حکم به جدایی مرد می دهد. اما زن مسلمان فقط تحمل می کند و تحمل. البته این را هم بگویم که بعضی از زنان مسیحی هم مثل زنان مسلمان فقط تحمل می کنند و حتی از مرارت های خود برای کشیش ها هم حرفی نمی زنند. راستش را بخواهید در همه این سال ها آنقدر حکومت عراق به مردم ظلم روا داشته بود که ما زنان به خودمان می گفتیم وقتی حکومتی به این مستبدی و ظلم هایش را تحمل می کنیم پس چرا شوهرانمان را تحمل نکنیم.»

مردان عراقی عادت ندارند به همسران خود در انجام کارهای خانه و نگهداری بچه کمک کنند و اگر مردی هم پیدا شود که همسر خود را در این امور یاری کند آنقدر برای دیگران عجیب به نظر می رسد که زبانزد عام و خاص می شود.

مرینا دوستی دارد که شوهرش فقط یک روز در هفته آن هم در جمعه ها به او کمک می کند. مرد هر جمعه به زنش می گوید که تو امروز یک ملکه هستی و همه کارها را من انجام می دهم. زن و مرد هر دو شاغل هستند و به یک اندازه در خارج از خانه کار می کنند اما شوهرش فقط یک روز به او کمک می کند و به خاطر همین یک روز هم زبانزد تمام دوستان و بستگانش شده و خیلی ها هم به این دلیل به او انتقاد می کنند.

به گفته او در عراق نه فقط مردان بر زنان خود حکمروایی می کنند که برادران نیز بر خواهرانشان حکومت می کنند و اگر یک برادر علاقه مند به ادامه تحصیل خواهرش نباشد آن دختر بیچاره مجبور به ترک مدرسه و خانه نشینی می شود و پدر و مادر هم اغلب اعتراضی به پسرشان نمی کنند. چرا که پسر است و حق دارد برای دختران خانواده تصمیم بگیرد.

مرینا اعتقاد دارد پیش از جنگ عراق با کویت و بعد هم حمله آمریکا به عراق وضع زنان بهتر بود: « بعد از وقوع جنگ و تحریم گسترده اقتصادی علیه عراق بسیاری از فرهنگیان، روشنفکران و نخبگان عراقی از کشور مهاجرت کردند، رفتن آنها وضع زنان را بدتر کرد، چرا که تقریبا اغلب آنها که برای زنان احترامی قائل بودند، رفتند. علاوه بر این سخت تر شدن شرایط اقتصادی، وضع زندگی زنان را بدتر و بدتر کرد. وضع مالی خانواده ها آنقدر بد شد که حتی بسیاری از آنها مجبور شدند ماشین های لباسشویی شان را هم بفروشند و همینطور دیگروسایل رفاهی خود را. زن ها مجبور شدند هم به جای شوهرانشان در کارخانه ها و مزارع کار کنند و هم بدون امکاناتی همچون ماشین لباسشویی در خانه بیشتر و بیشتر کار کنند. تعداد مردانی که در جنگ کشته یا مفقود شدند آنقدر افزایش یافت که به تدریج تعدد زوجات ( چند زنی) در عراق رواج پیدا کرد. روش های حکومتی صدام نیز بعد از جنگ خلیج فارس نسبت به زنان عوض شد. صدام در سخنرانی هایش می گفت که زن باید مقتصد باشد و برای کمک به اقتصاد خانواده باید در خانه نان بپزد و …»

مرینا آهی کشید و افزود: «جنگ های پی در پی در عراق وضع همه مردم را بد کرد و از همه بدتر شرایطی بود که برای زنان به وجود آورد. بسیاری مردان کشته شدند و حالا زنان باید به تنهایی زندگی خود و فرزندانشان را تأمین کنند و از همه ناگوارتر شرایط زندگی زنانی است که مردانشان در جنگ معلول شدند و حالا نه فقط باید زندگی فرزندان خود را تأمین کنند که هزینه های سنگین نگهداری از همسر معلول شان را هم باید فراهم کنند.

آه! که این جنگ ها چه آسیب هایی به زنان عراقی وارد کرده است و این روزها هم که نا امنی مهمترین دردسرها زنان و دختران شده است. در چند ماه گذشته «بعد از اشغال عراق» زنان و دختران زیادی ربوده شده اند. این روزها ما حتی می ترسیم از خانه هایمان خارج شویم و جایی نیست که این روزها احساس ترس نکنیم یعنی همیشه و همه جا احساس ناامنی می کنیم و همه چیز و همه کس می ترسیم. این روزها زندگی سختی داریم ما زنان!»

Baniyaghoob@hotmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.