قربانيان آزار جنسی نگرانند که مورد سوءظن و تنبيه قرار بگيرند

شهين عليايی زند، بنيانگذار”موسسه پيشگيری از آزار جنسی کودکان و نوجوانان در ايران” در باره آزار جنسی کودکان و نوجوانان توسط اقوام و نزديکان و در محيط خانوادگی چنين می گويد:

من به طور تصادفی و در جريان تهيه مقاله ای در زمينه رشد کودک به ويژه تکامل جنسی او در اين دوران، با ابعاد معضل سوءاستفاده جنسی از کودکان در ايران آشنا شدم.

به دنبال چاپ اين مطلب (در نشريه ای که با آنها همکاری داشتم) من با نزديک به صد نفر از گوشه و کنار ايران، درباره تجربه های شخصی آنها از آزار جنسی در کودکی، به طور حضوری گفتگو کردم. اين دست از گفتگوها هميشه ميسر نيست و تقريبا غيرممکن بوده است.

صحبت با اين افراد باعث شد که من به تحقيقاتم در اين زمينه با جديت تمام ادامه دهم چون به اين باور رسيده ام که هيچ آسيبی به اندازه سوءاستفاده جنسی در کودکی در تعيين مسير زندگی يک فرد تاثير منفی به جای نمی گذارد.

آزار جنسی هم شامل آزار جسمی است هم آزار عاطفی پس ابعاد تاثيرگذاری (منفی) آن همه جانبه است. شايد بتوان بی مهری ها و تهاجم های بدنی را فراموش کرد، اما آزار جنسی را کمتر فردی است که بتواند فراموش کند.

آثار مخرب آزار جنسی در کودکی به گونه های مختلف دامن گير فرد و جامعه می شود. وقتی از من خواسته شد که در زمينه زنان روسپی تحقيق کنم، با آماری مرتبط و ترس آور مواجه شدم: بيست و سه درصد از زنان روسپی که با آنها گفتگو داشتم در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی اطرافيان خود قرار گرفته بودند.

من نهايتا موفق شدم نتيجه تحقيقاتم را – که برای متخصصان و دانشگاهيان بسيار حيرت آور بود – در سال 1378 و در چند کنفرانس مطرح کنم.

اين گونه مشاهدات جای ترديدی برای من باقی نگذاشت که مواجهه با اين معضل اجتماعی بايد از جنبه تحقيقات و مقالات فراتر برود و به اقدامی سازماندهی شده تبديل شود. اما من با ديوارهای بلندی روبرو بوده ام. نه فقط در ارتباط با کسب مجوز برای تاسيس “موسسه پيشگيری از آزار جنسی کودکان و نوجوانان” بلکه حتی برای مجاب کردن متخصصان که اين معضل وجود دارد و بايد درباره آن به طور باز صحبت کرد.

پس از چند سال پيگيری مداوم و تحمل مشقات زياد سرانجام در اوايل سال 1383 موسسه پيشگيری از آزار جنسی تاسيس شد.

جايگاه آزار جنسی کودکان در تاريخ ايران

بخشی از هجده سال مطالعه و تحقيق من در زمينه سوءاستفاده جنسی از کودکان، رديابی اين موضوع در تاريخ اجتماعی ايران بوده است. اما چون تاريخ نويسی ايران را کم رنگ و ضعيف ديدم به ناچار برای يافتن تاريخچه و گذشته اين موضوع به ادبيات کهن پناه بردم.

در قالب ادبيات کهن ايران به اين نتيجه رسيدم که سوءاستفاده جنسی از کودکان در ايران پيشينه ای عيان و حجيم دارد: پسر بچه هايی که بزک می شدند و در لباس دخترانه همراه با مطربان از مکانی به مکان ديگر برده می شدند.

برخی اشعار قديمی ما و شواهدی که از رفتار برخی از پادشاهان برجای مانده حاکی است که ظاهرا ارتباط با بچه ها در تاريخ ايران جايگاه پراهميتی داشته است. البته اگر به جهان شرق نگاه بکنيم، همه جای ردپای سوءاستفاده جنسی از کودکان می بينيم. برای نمونه اين موضوع در چين و جهان عرب نيز ثبت شده است.

جهان غرب هم هرگز از اين موضوع مستثنی نبوده و اکنون نيز سوداگری کودکان توسط گروه های مافيايی شرق و غرب به طور هولناکی در جريان است.

آمار کودک آزاری در ايران

آمار دقيق و قابل اعتماد از سوءاستفاده جنسی از کودکان نه فقط در ايران بلکه در هيچ کجای دنيا وجود ندارد. چون سوءاستفاده جنسی از کودکان همواره يک تابو و انگ اجتماعی اساسی جوامع مختلف بوده است. وقتی صحبت کردن درباره آن بسيار دشوار است آمار که جای خود دارد.

اما جای اميد است که اين تابوها در ايران شکسته شود: تاسيس انستيتوی ما – که شايد در خاورميانه منحصر به فرد باشد – رسانه های ايران را ترغيب کرده تا بيشتر و بازتر به اين مسئله بپردازند.

يافته های تحقيقات سال 1378

تجربه های فردی که اساس تحقيقات سال 78 من قرار گرفت، زوايای دردناکی از سوء استفاده جنسی در کودکی را آشکار می کرد: بسياری از دختران برای مخفی نگاه داشتن آزار جنسی که در کودکی تحمل کرده بودند چاره ای نديده بودند جز رد خواستگار خود و امتناع از ازدواج.

آنچه اين تجربه را برای تمام دخترانی که با آنها مصاحبه کردم، سخت تر می کرد اين بود که نمی توانستند آزار جنسی از سوی نزديکان و آشنايان را برای کسی بازگو کنند حتی مادرشان. چون از اين بيم داشتند که خودشان مورد سوءظن و تنبيه قرار بگيرند.

من نتيجه تحقيقاتم را وقتی با تحقيقات ملل ديگر مقايسه کردم، ديدم که اين وضعيت عموميت دارد و در بسياری از موارد حتی مادران از سوءاستفاده جنسی فرزند دختر يا پسر خود مطلع هستند اما به روی خود نمی آورند. ظاهرا آنها می خواهند به اين ترتيب کانون خانوادگی را حفظ کنند!

در اينجا بد نيست از از آزار جنسی پسران هم بگوييم چون اگر دختران طعمه آزارهای جنسی قرار می گيرند به همان ميزان هم پسرها مورد سوءاستفاده جنسی قرار می گيرند.

وقتی من مصاحبه با دختران و پسران را تفکيک کردم ديدم که دخترها به ويژه وحشت داشته اند مورد سرزنش قرار بگيرند که خود زمينه ساز سوءاستفاده جنسی بوده اند.

يافته های دردناک تحقيقات من و تحقيقات در انستيتوهای مختلف داخلی و خارجی ابعاد زيادی دارد از جمله اين که سوءاستفاده از کودکان عقب مانده ذهنی در سطح گسترده ای صورت می گيرد.

اين وضعيت به خاطر زندگی غريزی اين کودکان به شدت تشديد می شود. چون خود آنها به مرور به سمت اين رويداد گرايش پيدا می کنند.

سوءاستفاده جنسی از کودکان در خانه و خانواده می تواند از سوی پدر، برادر، عمو، دايی و هر خويشاوند مردی صورت گيرد. من در جريان کارم با دو مورد سوءاستفاده جنسی از سوی پدربزرگ هم برخورد کرده ام.

غفلت عاملی برای آزار جنسی کودک

آزار جنسی کودک در خانواده گاه سهوا و گاه به عمد رخ می دهد. سهوا زمانی است که آزار جنسی کودک به خاطر غفلت پدر و مادر اتفاق افتاده است. محول کردن نگهداری از بچه به ديگران از جمله اين غفلت هاست. پدر و مادرها وقتی می خواهند از منزل خارج شوند گاه فرزند کوچک تر را به پسر بزرگتر می سپارند. اين خود می تواند فرصتی برای يک پسر تازه بالغ و غرايز جنسی او باشد.

در خانواده هايی که زن شاغل است و نگهداری فرزندان به عناصر مختلف محول می شود نيز آزار جنسی کودک زياد ديده می شود. پدر و مادر ممکن است که از همه لحاظ خيلی مواظب بچه باشند اما مثلا اگر او را به خانه همسايه بفرستند باز احتمالا زمينه برای آزار جنسی کودک فراهم شده است. يکی از عناصر سوءاستفاده گر از کودک خود همسايه ها هستند.

در حالی که همه جوامع با معضل آزار جنسی کودک روبرو هستند اما عادات زندگی و فرهنگ های متفاوت باعث می شود که برخی از انواع آزار جنسی در برخی کشورها بيشتر ديده شود. يکی از آنها هم همين عادت فرستادن بچه به خانه همسايه است که در ايران شايد بيشتر از غرب مرسوم است يا در روستاها استفاده ابزاری از کودکان در زمين های کشاورزی.

برخلاف تصور عمومی سوءاستفاده جنسی در روستاها زياد ديده می شود. از بچه ها در اين مناطق برای کار در مزرعه استفاده می شود و تنها بودن او با يک بزرگتر برای ساعات طولانی می تواند زمينه ساز سوءاستفاده های مختلف از جمله جنسی شود.

شکل ديگری از سوء استفاده جنسی که در جوامع سنتی و همچنين ايران مکررا ديده می شود ازدواج اجباری دختران کم سال با مردهای بزرگتر است. دختربچه ای را وادار می کنند با مردی ده ها سال بزرگتر از خودش ازدواج کند.

اما اگر به تقسيم بندی آزار جنسی کودک سهوا يا عمدا باز گرديم می بينيم که در نوع عمدی آن پدر و مادر بزهکار چگونه از فرزند خود و کودکان ديگر برای فحشا سوءاستفاه می کنند.

فحشا در برخی خانواده های بزهکار در داخل خانه سازماندهی می شود. در جريان تحقيقاتی که در زمينه روسپی گری داشتم دختری برای من توضيح داد که اولين “مشتری” او را مادرش پيدا کرده است!

در کنار سوءاستفاده جنسی از کودک به خاطر غفلت برخی خانواده ها (سهوا) و به طور سازماندهی شده در ميان برخی افراد بزهکار (عمدا)، بدآموزی گروهی از مردان نيز اهميت ويژه ای در گسترش کودک آزاری دارد: به باور من در طول قرون همواره گروهی از مردان جامعه ما به لحاظ جنسی آزادی های غيرمتعارف داشته اند که با آن برخورد نشده است.

با اين گفته نمی خواهم دست داشتن برخی زنان در سوءاستفاده جنسی از کودکان را انکار کنم اما تعداد اين حوادث در مقايسه با مردان بسيار ناچيز است.

چگونه پيشگيری کنيم؟

زندگی بسياری از کودکان جامعه ما تحت الشعاع تابو و انگی است که گفتگو علنی درباره آزار جنسی کودک را بسيار دشوار کرده است. اما من شکاف در بدنه اين تابو را می بينم و به مرور مسائل مرتبط با آزار کودکان به طور علنی مورد بررسی قرار می گيرد.

با اين حال با توجه به ابعاد و انواع آزار جنسی کودکان در خانه، موضوع پيشگيری اهميت حياتی دارد.

تحقيقات و مشاهداتم به من نشان داده که دولت ها و جوامع همواره وقتی يک موضوع به معضلی بزرگ تبديل شد به فکر چاره و درمان می افتند. معضل اعتياد، روسپی گری و خيلی مسائل ديگر گواه اين مدعا بوده و آزار جنسی کودکان هم از جمله همين معضلات است.

اما من به پيشگيری اعتقاد دارم و در انستيتوی خودم آموزش را از دوره پيش دبستانی آغاز می کنم. به عنوان بخشی از همين آموزش ها اولين کتاب قصه را نوشته ام که با تکيه بر فرهنگ ايرانی به بچه ياد می دهد چگونه از خودش مراقبت کند. اين کتاب به زودی چاپ خواهد شد.

هدف از نگاشتن اين رشته کتاب ها، هم گفتگو با کودک است هم آموزگار و هم مادر و پدر. البته نبايد فراموش کرد که فرآيند پيچيده آموزش پيشگيری تا رسيدن به ثمر زمان زيادی می طلبد اما به واقع موثرترين راه حل است.

اين آموزش ها با ظرافت هايی بايد صورت بگيرد تا بدبينی و ذهنيت منفی در کودک ايجاد نکند. کما اين که در دورانی که من بزرگ می شدم معمولا زنان باتجربه تصوير منفی از مرد ترسيم می کردند که بعدا و در سنين بالاتر متوجه می شديم که مردها بد نيستند فقط گروهی از آنان آموزش های بدی داشته اند.

اگر آموزش ها به گونه ای باشد که ايجاد وحشت کند نه تنها کودک آسيب می بيند و دچار وسواس روحی می شود بلکه خود مادر هم در يک نگرانی دائمی بسر خواهد برد.

گرچه پيشگيری از درمان بهتر است اما نمی توان صبر کرد تا نتايج پيشگيری آشکار و موثر واقع شود. قانون بايد در همه سطوح ناظر و پشتيبان قربانيان آزار جنسی در خانه باشد و ما در اين زمينه است که با مشکل روبرو هستيم.

اما همان طور که توانسته ايم تابو را بشکنيم و با آزادی بيشتری درباره آزار جنسی کودک صحبت کنيم به همان ترتيب اميدواريم که بتوانيم هر چه زودتر ابزار حمايت از کودکان را افزايش دهيم.

اين ابزار شامل شناسايی و اطلاع دادن در مورد اين گونه آزار به مسئولان است. اما مرحله حياتی تر و مهم تر، بعد از شناسايی و اطلاع دادن آغاز می شود. پس از اعلام چنين رويدادی اين مسئولان هستند که بايد برای مقابله با آزار جنسی کودک زمينه مناسبی را فراهم آورند.

در صورت تمايل می توانيد با دکتر عليايی زند از طريق آدرس الکترونيک shahinoliyaeeza@yahoo.com تماس حاصل کنيد.

بي .بي.سي فارسي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.