آیا “نه مادرها”خطر محسوب می‌شوند

لاله حسین پور: برای برخی، آنها، (زنان بدون فرزند) مسئول زوال ملت هستند. برای برخی دیگر، آنها مصرف کننده هایی بی ملاحظه هستند. برای زنان و مادران، آنها خط قرمز محسوب می شوند. آنها زنانی خودخواه و موجوداتی غیرزنانه به شمار می آیند. آنها سرزنش می شوند که نسل آتی را از بین می برند. تعداد مادرها نسبت به تعداد کودکان در مقایسه با گذشته هرچه بیشتر می شود.

درگذشته هر مادر سه تا هفت کودک داشت و امروزه هریک یا دو کودک دارای یک مادر هستند نه مادرها ما در دوره بسیار جالبی زندگی می کنیم. زنان دیگر دختران چشم و گوش بسته ای نیستند که از خانه پدری به خانه شوهر بروند و گوش به فرمان اوامر شوهر باشند. امروزه هر دختری شغل ایده آل خود را جستجو می کند ود یگرزندگی زناشوئی زنجیری به پای او نیست. رابطه جنسی نباید الزاما به باردار شدن بیانجامد و هم جنس گرائی دیگر بیماری محسوب نمی شود. امروزه هر زنی می تواند بیوگرافی و سرنوشت خود را با اراده خود تأمین کند.

آیا این تمامی حقیقت است؟ هنوز نه! زنی که برای زندگی خود، بدون فرزند برنامه ریزی می کند، از جوانب مختلف طرد می شود و باید با بادهای مخالف به مقابله برخیزد. او را به عنوان جاه طلب و یا ناتوان از به عهده گرفتن نقش مادری می شناسند. برخی او را غیرعادی و غیرطبیعی و تصمیم او را مبارزه با طبیعت قلمداد می کنند. واقعیت این است که امروزه تقریبا یک سوم زنان جوان مایلند که بدون فرزند زندگی کنند و ۴۰ درصد زنان تحصیل کرده تصمیم به عدم باروری می گیرند.

مادر شدن اما، همچنان نرم جامعه است. رسانه ها پر است از مصاحبه ها و نشست هایی که با افراد سرشناس و معروف در رابطه با برنامه بچه دار شدن آنان یا درباره فرزندان آنان، در باره احساس مادرانه و درباره توان هماهنگی فعالیت بیرونی و نگهداری فرزندشان، انجام گرفته است. باردارشدن به عنوان یک عمل کرد شایان تحسین توسط زنان محسوب می شود. و عدم بارداری ناخواسته زنان، یک فاجعه قلمداد می گردد. زن بدون فرزند یک موجود ناقص و ترحم برانگیز تلقی می شود و اگر با اراده خود از داشتن فرزند سرباز زند، از دیدگاه جامعه به طبیعت خود پشت پا زده است و قادر نیست به قله خوش بختی دست رسی یابد. او بزرگ ترین شانس زندگی خود را از دست می دهد و هرگز نمی تواند شخصیت خود را با نقش مادرانه تکمیل کند. مطرح می شود، این زنان بچه داری را کار سختی می دانند و نسبت به خواب شب خود ارزش بیشتری قائلند تا نگه داری از فرزند خود. آنها تنها به خود و لذات خود فکر می کنند، تنبل هستند و تفریح و گردش خود را به مسئولیتی که در قبال جامعه دارند، ترجیح می دهند.

جالب این جاست که جامعه نسبت به مردانی که تصمیم می گیرند بدون فرزند زندگی کنند، چنین داوری نمی کند.بسیاری از زنان آرزوی داشتن فرزند دارند، اما نه همه زنان! این واقعیت را باید دریافت که همه زنان به طور اتوماتیک بچه دوست ندارند و تمایلی به نگه داری از نوزاد ندارند.برخی حتی نسبت به نوزاد خود نیز احساسی ندارند. با تمام اینها هنوز از غریزه مادری صحبت می شود. ریشه چنین تلقی ای در قرن ۱۹ نهفته است.

در دوره ای که پزشکی مردسالارانه زن را تنها از زاویه ازدیاد نسل می نگریست. در آن دوره چنین بیان می شد که رحم یک زن به عنوان ارگان ازدیاد نسل، کلیه جوانب شخصیت او را هدایت می کند. در رحم زنان، توانایی های زنانه و خصوصیت های او رشد می کند. به این ترتیب است که خصیصه دل سوزی و مهربانی و اینکه زنان به تنهایی نفعی برای جامعه ندارند و با فرزند خود هویت می یابند، جزو ویژگی های زنان شمرده شده و به عنوان یک خصلت طبیعی و غریزی به زنان نسبت داده می شد. زنی که فرزندی به دنیا می آورد و مادر می شود، باید آن را به عنوان یک هدیه و غنیمت تلقی کند و کسی که چنین غنیمتی را رد می کند، “نرمال” نیست.

در یک تحقیقات، پزشکان انگلیسی رفتار مادران را درست بعد از زایمان زیر نظر قرار دادند و از نتیجه ای که گرفتند بسیار متعجب بودند. ۴۰ درصد مادرانی که اولین بار زایمان کرده بودند، در لحظات اولیه بعد از زایمان هیچ تمایلی به نوزاد خود نداشتند. این تمایل ابتدا بعد از تأثیرات محیط، اطرافیان و خود نوزاد بر مادر بوجود می آید.

اگر زنی تصمیم به عدم داشتن فرزند بگیرد، همه به او با سوءظن می نگرند و حداقل آنکه پشت سر او درباره روش عجیب زندگیش حرف ها خواهند زد. آیا او هم جنس گراست؟ حتما مرد مناسبی پیدا نمی کند و یا اینکه زنی خود خواه و جاه طلب است.

بحث بر سر سیستم بازنشستگی در آلمان، صراحتا چنین زنانی را که از بچه دار شدن سرباز می زنند مقصر اعلام می کند. آنها مقصرند که جامعه را پیر می کنند. بدون فرزند حق بازنشستگی نصف می شود و غیره. اما چه کسی می تواند تضمین کند که این فرزندان در آینده در خارج از کشور زندگی نکنند، یا به زیر خط فقر سقوط نکنند و یا هیچ گاه به صندوق بازنشستگی مالیات ندهند؟ نباید فراموش کرد زنانی که بچه دار می شوند، می بایست مدت ها در خانه بمانند و یا کارهای نیمه وقت به عهده گیرند. در حالیکه زن های بدون فرزند تمام وقت کار می کنند و بطور مرتب حق بازنشستگی پرداخت می کنند علاوه بر آن یک فرد مجرد و تنها می بایست بسیار بیشتر مالیات بپردازد. در حالی که برای یک بچه، دولت می بایست هزینه بالایی به عهده گیرد. پر واضح است که بحث چه کسی؟ به کجا؟ چه اندازه؟ و چگونه؟ می پردازد، بحث کاملا بی جا و بی ثمری است. باید این واقعیت را پذیرفت که سیستم بازنشستگی کارکرد خود را از دست داده و باید بجای مجازات زنان بدون فرزند، طرح دیگری برای سیستم بازنشستگی ابداع کرد. نه زنی که تصمیم به عدم داشتن فرزند می گیرد، خودخواه و خودپرست است و نه زنانی که بچه دار می شوند، می توانند سیستم بازنشستگی را از خطر برهانند.

برای زنی که تصمیم به عدم بچه دار شدن می گیرد، مسلما فاکتورهای مختلفی نقش بازی می کنند. تاریخچه و تجربیاتی که در فامیل و پیرامون زن وجود دارد، شرایط اجتماعی ای که بر او حاکم است، نقشه ها و برنامه هایی که برای آینده خود کشیده است، وضعیت و موقعیتی که زن در آن قرار دارد، ایده آل های زندگی و غیره.

انسان صرفنظر از اینکه برای بچه دار شدن و یا عدم بچه دار شدن تصمیم گیرد، در هر دو حالت در وهله اول به “خود” فکر می کند و مسلما نقشه ای برای زندگیش می کشد که نفع” خود” را در آن ببیند و طبعا از آن راضی و خوشحال است. با تمام اینها زن بدون فرزند به خودخواهی و فردگرایی متهم می گردد و زنی که او نیز بخاطر میل و آرزوی ” خود” تصمیم به بچه دار شدن گرفته و فرزند خود را بزرگ می کند به شخصی فداکار و از خود گذشته تبدیل می شود. اما حقیقت چیز دیگری است.

تحقیقات نشان می دهد زنان و هم چنین مردان داشتن فرزند را نقطه قوتی برای خود می بیننند. بچه به مثابه یک ارزش محسوب شده و آن را مفهوم واقعی زندگانی خود لقب می دهند. دلایلی که اغلب برای داشتن فرزند عنوان می شوند، چنین هستند. بخاطر نگهداری فرزند، وضیفه ای به عهده دارم. زندگیم مضمون پیدا کرده است. بچه دار شدن را راه حلی در مقابل دعواهای زن و شوهر می بینند. به عنوان جلوگیری از طلاق، برای جاری کردن فضایی تازه به زندگی خسته کننده، به عنوان یک همدم زندگی، و یا کسی که نام مرا زنده نگه دارد و….

روانشناسان زنانی را که تمایل به بچه دار شدن ندارند، به سه دسته تقسیم کرده اند.

دسته اول زنانی هستند که بسیار زود و در جوانی به طور قاطع تصمیم می گیرند که هرگز بچه دار نشوند. آنها با آرزوی بچه دار شدن کاملا بیگانه هستند. این دسته یک سوم از زنانی را تشکیل می دهند که هرگز بچه دار نخواهند شد.

دسته دوم زنانی هستند که ابتدا مایل به مادر شدن هستند اما بعدا در این خواسته تجدید نظر می کنند. آنان می ترسند نتوانند مشکلاتی را که بچه بوجود می آورد، حل کنند. آنان غالبا استدلال می کنند که بچه رابطه با همسرشان را بهم خواهد زد، یا اینکه اتاقی برای بچه ندارند و یا اینکه از نظر شغلی نمی توانند بچه دار شوند. آنان بچه دار شدن را به زمانی دورتر معوق می کنند و بعد از اینکه مدت ها در تردید بسر برده و بعد از بحث های فراوان، در سنین ۳۰ تا ۴۰ سالگی، سرانجام تصمیم می گیرند که هرگز بچه دار نشوند. روانشناسان معتقدند چنین زنانی در اصل تحت تأثیر جامعه تمایل به مادر شدن دارند و در سنین بالاتر این تمایل از بین خواهد رفت.

دسته سوم زنانی هستند که همواره آرزوی مادر شدن دارند اما در عمل زندگی خود را به نحوی سازمان می دهند که امکان بچه دار شدن پیدا نمی کنند. هرچند که عقیده خود را تغییر نمی دهند و مشکلات پیرامونی را عامل بچه دار نشدن خود می دانند.

همانطور که می بینیم زنان بنا به دلایل مختلف و از زوایای متنوع، بدون فرزند باقی می مانند. آنان نمی توانند پیوند بین بچه و زندگی و شغل خود را تصور کنند. آنان به استقلال و عدم وابستگی خود افتخار می کنند.

“مادرخوب” چه مختصاتی دارد؟

مادران غیرشاغل اغلب از نقشی که تمام روز در خانه به عهده دارند، شرم زده هستند و مادرانی که کار نیمه وقت دارند نیز نمی توانند به معنی واقعی از بزرگ کردن فرزندانشان لذت ببرند، چون همواره به کار خود فکر می کنند و متأسف هستند که از عهده یک کار تمام وقت برنمی آیند. آنها برای اینکه “مادرخوب” باشند تلاش زیادی می کنند، اما هیچ گاه موفق نمی شوند خود را با الگوی “مادرخوب” تطبیق دهند.

از طرف دیگر زنانی هستند که بعد از بچه دار شدن از زندگی با فرزند دچار پشیمانی شده اند. آنها می گویند، فرزندم برایم بسیار عزیز است، اما واقعیت این است که زندگیم را به عنوان یک مادر چنین تصور نمی کردم. بسیاری از مادران بعد از زایمان و هنگام مرخص شدن از بیمارستان، احساس کمبود، افسردگی و ترسی مبهم دارند.

مسئله تنها شب بیداری در ماه های اولیه، یا زحمت های اولیه نگهداری بچه نیست، بلکه مادر شدن یک برنامه دراز مدت و تعیین کننده است و مسلما تأثیر خود را بر زندگی شغلی زنان خواهد گذاشت. هم اکنون با اینکه مرخصی بعد از زایمان جهت نگهداری نوزاد، تنها مربوط به مادران نمی شود، بلکه پدران را نیز در بر می گیرد، اما هنوز ۹۸ درصد مرخصی ها را زنان استفاده می کنند. اکثریت قاطع زنان بعد از بارداری برای چندین سال با شغل خود خداحافظی می کنند. تنها ۵ درصد زنان در آلمان غربی و ۱۲ درصد درآلمان شرقی با وجود بچه زیر سه سال به کار تمام وقت می پردازند. در کشورهایی مثل فرانسه، انگلیس یا اسکاندیناوی، کمک هایی برای نگهداری فرزند از طرف دولت سازمان داده می شود. شغل نگهداری بچه در این کشورها رسمی تلقی می شود در حالیکه در آلمان چنین چیزی مرسوم نیست و حتی جوایز و مشوق هایی نیز به مادران پرداخت می شود تا از شغل خود کنار رفته و در خانه به نگهداری فرزند خود مشغول شوند. نصف زنان با بچه های زیر شش سال اصلا در بازار کار حضور ندارند و بقیه کارهای نیمه وقت به عهده می گیرند. آمار نشان می دهد از ۴۰۰ هزار مادری که به مرخصی بعد از زایمان می روند، نصف آنان دیگر به کار خود بازنمی گردند. مادرانی که با وجود فرزند کوچک به کار تمام وقت می پردازند، بطور دائم در راه کودکستان، خانه و کار در رفت و آمد هستند و در خانه نیز در آشپزخانه و حمام و اطاق خواب بچه مشغولند. آن ها در میان دست رسی به مقام و مدارج شغلی و مادر بودن دست و پا می زنند. البته مادری که با نوزاد خود در خانه می ماند نیز وضعیت بهتری ندارد. اما مادرانی که شغل خود را حفظ می کنند، بدینوسیله استقلال خود را تأمین می کنند و در زندگی خصوصی و اجتماعی خود موقعیت قوی تری برای خود ایجاد می کنند. آن ها دری بسوی دنیای خارج از خانه برای خود می گشایند. امروزه زنان شاغلی که تمایل به بچه دار شدن دارند، الگویی برای پا گذاشتن بر جای پای زنان هم سان خود ندارند. نسل های گذشته مادرانی بودند که تمام وقت خود را در خانه و برای بزرگ کردن فرزندان خود صرف می کردند. اما امروزه نسل جدیدی از مادران پا به عرصه وجود گذاشته اند که تمایل دارند شغل خود را با نگهداری فرزند پیوند زده و الگویی جدید بوجود آورند. بسیاری از زنان با همین دلایل بدون فرزند زندگی می کنند، هرچند که از طرف جامعه مورد سرزنش قرا می گیرند.

در هر حال تصمیم یک زن برای مادرشدن یا مادر نشدن قابل احترام است و هیچ یک شرمندگی برای زنان بوجود نمی آورد.

منبع:نشریه اما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.