دستاوردهای دولت خاتمی در حوزه زنان،گفتگو با فخرالسادات محتشمی پور

” خاتمی علی رغم اعتقادی که به نقش و جایگاه زنان داشت و در مبانی نظری خود به برابری زن و مرد تاکید می کرد اما با توجه به ظرفیت های ایجاد شده برای افزایش مدیران زن یا مدیران میانی از این ظرفیت ها چندان استفاده نکرد. اگر خاتمی خود از بالا این اقدامات را شروع می کرد این حرکت در نهایت به سطوح میانی و پائینی جامعه سرایت می کرد. در کشورهای در حال توسعه چون جامعه مدنی خیلی ضعیف است و در قاعده هرم معمولاً اتفاقی نمی افتد من معتقدم حرکت از بالا بسیار مهم است یعنی یک اقداماتی را دولت باید انجام دهد…”

کانون زنان ایران -ترانه بنی یعقوب :فخر السادات محتشمی پور مدیرکل دفتر امور بانوان وزارت کشور مثل همیشه با انرژی و شاداب است و در طول مصاحبه با حوصله پاسخ تمام سئوال هایم را می دهد. در طول گفتگویم با او مدام با این سئوال کلافه اش می کنم که آیا برنامه های دولت اصلاحات در حوزه ی زنان در دولت آینده ادامه خواهد یافت یا نه و ما شاهد توقیف و کندی پیشرفت زنان نخواهیم بود؟ که او هر بار با امیدواری زیاد پاسخم را می دهد. وقتی برای چندمین بار این پرسش را از او می پرسم اما قانع نمی شوم با لحنی جدی رو به من می گوید: ما زنان هرچه بخواهیم همان می شود ما آن قدر توانمند هستیم که مسائل این حوزه را رهبری کنیم. اگر ما مایل به حفظ دستاوردهای به دست آمده باشیم حتماً موفق خواهیم شد.
محتشمی پور، هر چند کندی در حرکت رو به جلوی زنان در آینده را می پذیرد، اما می گوید:” من به نهادها و جامعه مدنی خیلی امیدوارم”. گفتگوی ما با او را بخوانید:

مهم ترین اتفاق در دولت اصلاحات برای زنان چه بود؟
مهم ترین اتفاق در دولت خاتمی برای زنان ظرفیت سازی و نهاد سازی به ویژه در عرصه های غیر دولتی بوده است.

لطفاً منظورتان را از “ظرفیت سازی” شفاف تر بیان کنید؟
بعد از پیروزی انقلاب فرصتی ایجاد شد تا زنان به صورت گسترده در عرصه های عمومی ظاهر شوند. این حضور فقط با تلاش ویژه زنان شکل گرفت. اما چندان هم برنامه ریزی شده نبود طی این هشت سال دولت اصلاحات در حوزه های دولتی تشکیلات زنان را تثبیت کرد تا زنان بتوانند در عرصه های تصمیم گیری حضور یابند.

خانم محتشمی پور! لطفاً به صورت واضح تر و ملموس تر دستاوردهای دولت اصلاحات در حوزه زنان رانام ببرید؟
در دوره قبل از اصلاحات فقط یک دفتر امور بانوان در ریاست جمهوری وجود داشت که ارتباط خیلی نزدیکی هم بین این دفتر و مجموعه ریاست جمهوری و حتی خود رئیس جمهور وجود نداشت اما در دوره آقای خاتمی دفتربه مرکز امور مشارکت زنان ارتقا یافت و حتی تغییر عنوان آن دستاورد بزرگی بود یعنی دیگر یک دفتر امور بانوان مطرح نبود که در گوشه ای کاری انجام دهد بلکه مرکزی شکل گرفت که هدفش توسعه مشارکت زنان بود و رئیسش هم عضو کابینه بود من ایجاد ظرفیت سازی را امری بسیار مهم می دانم علاوه بر آن وزارت کشور در حوزه مسائل زنان مقدم بر ریاست جمهوری است زیرا دفتر امور بانوان ان قبل از دفتر ریاست جمهوری شکل گرفت و اینکه اتفاقی ویژه هم در این حوزه رخ داد.
چه اتفاق ویژه ای در حوزه امور زنان وزارت کشور رخ داد؟
کمیسیون های امور بانوان در این دوره از شکل مشورتی در استانداری ها و فرمانداری ها تبدیل به کار گروه هایی شدند که زنان در آن نقش فعال دارند و به عنوان دبیر کار گروه برای زنان استان شان نقش فعال ایفا می کنند. .به طور خلاصه مسایل زنان را در استانشان راهبری می کنند و در کنار این مساله پست های امور بانوان هم افزایش یافت و اکنون حدود ۴۰۰پست امور زنان داریم و امیدواریم که تحصیل کرده ها ی رشته های مرتبط با مسائل زنان در این پست ها قرار گیرند. همچنین ایجاد دفتر امور زنان در وزارتخانه هایی چون آموزش و پرورش، نیرو و جهاد کشاورزی از دیگر دستاوردهای دولت اصلاحات در حوزه زنان است.

اما همه آنچه شما به آن اشاره کردید افزایش ظرفیت حوزه زنان درمراکز دولتی بود آیا چنین افزایش ظرفیتی را در بخش غیردولتی هم شاهدبودیم؟
بله در عین حال دولت تلاش کرد که در بخش غیر دولتی هم ظرفیت هایی ایجاد کند و ما شاهد شکل گیری و افزایش NGOهای کشور بودیم.
((photo1))
آیا دولت در بحث ظرفیت سازی در تمام حوزه ها موفق ظاهر شد؟
دولت در ظرفیت سازی به ویژه در حوزه های سیاسی کمتر موفق بود. حتی این مساله را ما به وضوح در وزارت کشور هم دیده ایم برای مثال ما سعی کردیم سهمیه یارانه احزاب را افزایش دهیم به ویژه برای احزابی که عضو زن بیشتر یا رکنی از زنان یا فعالیتی خاص برای زنان دارند که متاسفانه به تصویب نرسید. این چنین تجربه هایی در سایر کشورها وجود دارد مثلاً در آفریقای جنوبی سهمیه بندی وجود دارد و احزاب سهمیه مشخصی را به زنان اختصاص میدهند اما متاسفانه این مساله در کشور ما جا نیفتاده. اما در سایر بخش های فرهنگی- اجتماعی بحث توانمند سازی در حوزه های غیر دولتی زنان به خوبی دنبال شد.

نقطه ضعف دولت اصلاحات در حوزه زنان را چگونه ارزیابی می کنید؟
آقای خاتمی علی رغم اعتقادی که به نقش و جایگاه زنان داشت و در مبانی نظری خود به برابری زن و مرد تاکید می کرد اما با توجه به ظرفیت های ایجاد شده برای افزایش مدیران زن یا مدیران میانی از این ظرفیت ها چندان استفاده نکرد. اگر آقای خاتمی خود از بالا این اقدامات را شروع می کرد این حرکت در نهایت به سطوح میانی و پائینی جامعه سرایت می کرد. در کشورهای در حال توسعه چون جامعه مدنی خیلی ضعیف است و در قاعده هرم معمولاً اتفاقی نمی افتد من معتقدم حرکت از بالا بسیار مهم است یعنی یک اقداماتی را دولت باید انجام دهد و از سویی دیگر نهادهای مدنی هم گسترش یابند. در کشور ما جامعه و نهادهای مدنی حرکت بیشتری انجام داده اند تا راس هرم تصمیم گیری .

دلیل این ضعف دولت اصلاحات و سایر ضعف های آن در حوزه مسائل زنان را چگونه ارزیابی می کنید؟
استفاده نکردن از مدیران زن و سایر مشکلات زنان به نگاه مرد سالارانه حاکم بر جامعه مان باز می گردد. البته این نگاه مردسالارانه بر کل جهان و کل بشریت حاکم است و فقط مختص ما نیست ما نمی توانیم یک مدیر زن داشته باشیم بدون اینکه ابزار و لوازم مدیریت او را فراهم کنیم.

منظورتان از ابزار و لوازم مدیریت زنان چیست؟
همان بحث نگرش جنسیتی را می گویم چون مدیریت زنان با مردان متفاوت است و زنان نقش های چندگانه ای دارند ..برای اینکه بتوانند تعادلی بین نقش هایشان فراهم کنند احتیاج به تسهیلاتی ویژه دارند اما این مساله اصلاً در جامعه ما پذیرفته شده نیست ودرمدیریت و برنامه ریزی های کلانمان چنین اعتقادی وجود ندارد.

هیچوقت برای دولت اصلاحات برای این مشکل زنان یعنی اعطای” تبعیض مثبت” راهکارهای اندیشیده شد؟ آیا این مساله یکی از ضعف های دولت اصلاحات در زمینه مسائل زنان نیست ؟
متاسفانه چون چنین دیدگاهی نسبت به زنان در مدیریت کلان وجود ندارد. هیچگاه بحث تبعیض مثبت مطرح نشد چون بلافاصله شعار شایسته سالاری آقای خاتمی عنوان می شد و می گفتند در یک نظام شایسته سالار بنا به اصل شایسته سالاری و در شرایط برابر آنکه تواناتر است رشد می کند در حالیکه ما معتقدیم در شرایط برابر باید امکان دسترسی به فرصت برای زنان فراهم شود.

خانم محتشمی پور! شما ضمن صحبت هایتان به نگاه مردسالارانه در جامعه ما اشاره کردید؟ بحثی که خود آقای خاتمی هم آن را به عنوان مهم ترین مشکل زنان بر شمرده و حتی حل آن را با پست های مدیریتی زنان ممکن نمی دانند می خواهم بدانم دولت اصلاحات و آقای خاتمی برای حل این مشکل که عمدتاً مشکلی فرهنگی است چه کرده اند؟
نوع برخورد خاتمی با مسائل زنان ،منظورم نوع نگاه فردی و سیره عملی اش است، به نوعی یک فرهنگ سازی بود. احترام آقای خاتمی نسبت به زنان خود نوعی مبارزه با همان نگاه و فرهنگ مردسالارانه تلقی می شود که در پرسش تان به آن اشاره کردید . من مجبورم در اینجا از خاطرات شخصی ام برایتان بگویم من به عنوان یک مدیر وقتی با مدیران همطرازم روبرومی شوم از نوع نگاهشان می توانم بفهمم نظرشان نسبت به زنان و مسائلشان چیست و کمتر مدیر مردی هم می تواند بپذیرد که ما در شرایطی برابر با یکدیگر قرار داریم. اما آقای خاتمی این ویژگی را دارند و خانم شجاعی هم نقل می کنند که ایشان معمولاً بحث های زنان را در هیات دولت در راس سایر امور قرار می داد.
در سطح کلان چطور؟ آقای خاتمی برای مبارزه با این نگاه در این سطح چه کرده اند؟
در بدنه کلان چندان تاثیر گذار نبوده اند مگر درهمان مصوبات که خود اقدام بزرگی است. شاید من هم نتوانم همه کارهایی را که آقای خاتمی برای زنان انجام داده اند را اینجا گزارش کنم. حتی اطلاع رسانی دقیق در این حوزه انجام نشد. حتی ما چند بار در خواست کردیم که اقدامات آقای خاتمی را به صورت مکتوب به ما ارائه دهند اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد البته مسائل کلی را می دانم مثلاً آقای خاتمی در هر سفری یک اعتبار ویژه به زنان اختصاص داده اند و این یعنی اعتقادی که آقای خاتمی به مسائل زنان دارد.

نوع نگرش آقای خاتمی به مسائل زنان بر مدیران ارشد کابینه اش تاثیر گذار بوده است؟
بی تاثیر نیست اما تاثیر عمیقی هم نبوده است اما اثر گذاری مجلس ششم یعنی فراکسیون زنان این مجلس بر وزرا خیلی عمیق تر بوده است.

همه این مواردی را که شما عنوان کردید مسائل اعتقادی و شخصی در زمینه مسائل زنان است اما می خواهم بدانم چقدر در زمینه توجه به مسائل زنان در دولت آقای خاتمی و اصلاحات نهاد سازی شده است؟ یعنی به چه میزان نهاد و یا ساز و کارهایی شکل گرفته که مدیران ملزم به رعایت مسائل خاص زنان شوند؟
بله – بعضی از مسائل کاملاً اعتقادی است اما باید الزاماتی ایجاد شود تا اشخاص علی رغم اعتقادات شخصی شان مجبور به انجام ان شوند. آقای خاتمی از ظرفیت های شخصی خود استفاده کرد اما اینها در دولت باید تبدیل به برنامه می شد. اما متاسفانه در بسیاری از حوزه ها مثل مدیریت زنان این اتفاق نیافتاد.
در دولت اصلاحات چقدر این کار یعنی نهاد سازی شکل گرفت؟
مثلاً مرکز مشارکت زنان یک آئین نامه اجرایی درباره مدیریت زنان تدوین کرد که بر اساس آن دستگاههای مختلف اجرایی موظفند از زنان تحصیلکرده در رده های مدیریتی استفاده کنند. که به موجب آن میزان مدیریت زنان افزایش می یابد که این طرح یا تصویب نشد یا اگر هم شد هرگز ابلاغ نشد.
حتی بسیاری از قانون ها ضمانت اجرایی ندارد و خیلی از مسائل به شکل سلیقه ای دنبال می شود. البته در بحث مدیریت زنان وضعیت بهتر شده بسیاری از مدیران ارشد فهمیده اند که استفاده از مدیران زن نه تنها به ضررشان نیست بلکه به نفعشان هم هست.

من از صحبت های شما این گونه نتیجه می گیرم که تمام دستاوردهای اصلاحات در حوزه زنان به عقب باز می گردد چون همین حالا هم هیچ راهکار نهادی برای اجرای دستاوردهای دولت اصلاحات وجود ندارد و همه چیز کاملاً فردی است؟
من
فکر نمی کنم این دستاوردها به عقب باز گردد چون ظرفیت هایی ایجاد شده است مثلاً ۴۰۰پست امور زنان شکل گرفته است.

اما منظور من پست نیست بلکه ادامه نگرش وبرنامه های دولت اصلاحات برای زنان است برای تثبیت برخی از نگرش ها و اهداف در حوزه زنان چه راهکاری اندیشیده اید؟
خب یعضی از مسائل مثل استفاده از مشارکت زنان هنوز نهادینه نشده است یعنی بین مردم این مسائل بیشتر نهادینه شده و مردم در انتخابات دوم شوراها این را نشان دادند و اکنون در شوراهای روستایی هم این تفکر ادامه دارد. و دلیل آن هم انتخاب ۱۰۰دهیار زن است. ظاهراً مردم جلوتر از دولت حرکت می کنند امیدوارم این اتفاق بیفتد که روزی بین بین مردم و دولت در این زمینه همسویی ایجاد شود.

شما در پست مدیریتی خودتان برای نهادینه کردن برخی نگرش ها و دیدگاه ها به مسائل زنان چه راهکاری اندیشیده اید یعنی نفر بعدی که به جای شما می آید چقدر دستاوردهای شما در حوزه زنان را دنبال خواهد کرد؟
در نظام سالم مدیریتی شبکه های کارشناسی وجود دارد که حرکت ها را رهبری می کند مگر مجموعه ای که سالم نباشد .مدیری که می آید فقط نظر خود را اعمال کند.
در اینجا ما یک شورای برنامه ریزی در حوزه های مختلف فرهنگی- آموزشی، پژوهشی داشتیم که برنامه هایشان را پیشنهاد می کردند. و پس از تصمیم گیری اجرا می شد . ما همواره با استانهای کشور ارتباط داشتیم و سعی می کردیم در حوزه زنان مساله شناسی کنیم. تا در نهایت ۶ محور اصلی از برنامه هایمان در حوزه زنان را یافتیم.
این شش محور عبارتند از مشارکت سیاسی، امنیت اجتماعی زنان خانواده، تقویت سازمان های غیر دولتی و تغییر نگرش مسئولان ما روی این شش محور کار کردیم البته یک مورد نیز به فعالیت هایمان اضافه شد و آن توسعه مراکز فرهنگی زنا ن است که دستاورد بزرگی محسوب می شود چون هیچ کس فکر نمی کرد که زنان نیز احتیاج به مراکز تفریحی فرهنگی دارند.

شما اکنون به تعدادی از دستاوردها و اهدافتان در حوزه زنان اشاره کردید می خواهم بدانم در آینده به چه میزان این دستاوردها دنبال می شود؟
بدنه کارشناسی زنان در سراسر کشور حول این محورها متمرکز شده و همه می دانند که باید برای مشارکت سیاسی زنان امنیت اجتماعی شان و … تلاش و برنامه ریزی کنند .اینها لزوماً در حوزه زنان به تنهایی اتفاق نمی افتد و تعامل با سایر دستگاهها نیز مهم است از سویی دیگر ما یک مراکز مرتبط به نام کانون ها فرهنگی – اجتماعی داریم که این کانون ها در این چند ساله با ما ارتباط بسیار نزدیکی داشته و به شکل غیر دولتی ثبت و هویت مستقل یافته اند، این کانون ها قبلاً غیر مستقل و در کنار استانداری یا فرمانداری ها فعال بودند اما به کمک ما اکنون به شکل غیر دولتی ثبت شده مرتبط با حوزه های زنان استانها و شهرستانهاهستند و جهت گیری کلی شان مشخص است اگر کانون ها وابسته بودند جهت گیری شان تغییر می یافت اما چون مستقل اند. محورهای اصلی کار را می شناسند .شبکه های حقیقی و مجازی برای ارتباط با یکدیگر دارند امیدواریم روند کارها دنبال شود.

-مجمع زنان مشاور استانداری ها در زمان آقای خاتمی شکل گرفت از اهداف شکل گیری آن و دستاوردهایش بگوئید؟
پست مشاور زنان در استانداری پستی است که همه امور مدیریتی زنان و حتی تقویت نهادهای مدنی زنان در استان ها را بر عهده دارد. ما اندیشیدیم که انباشت تجربیات این مشاوران به نوعی باید ساماندهی شود و شکل و قالبی منطقی بیابد به همین دلیل یک مجمع عمومی ادواری از همه مشاوران استانداری ها تشکیل داریم که اکنون هیات موسس آن شکل گرفته و امیدواریم به زودی ثبت هم بشود، مرکز خانواده سالم نیز طرح دیگر ماست که محصول طرح خانواده سالم است، انجمن زنان مدیر کارآفرین هم انجمن دیگری است که به ما به شکل گیری اش کمک کردیم این مرکز قابلیت های زیادی در بخش های اقتصادی و کار آفرینی دارد ما این مراکز و نهاد ها را ایجاد نکردیم بلکه بسیاری از ایده ها از این دفتر تراوش کرد. .ما فقط کمک کردیم که این ایده ها شکل بگیرد.
چقدر از اهداف تان در دفتر امور زنان وزارت کشور تا پایان دوره اصلاحات تحقق یافت؟
در نهاد سازی کاملاً موفق بودیم اما در توانمند سازی زنان اهدافمان صد درصد به نتیجه نرسید. مثلاً “توسعه سیاسی” یکی از کارهای اصلی ما در حوزه ، توانمند سازی بود که یک پژوهش ملی در این زمینه انجام دادیم که باید برای برنامه ریزی ها مد نظر قرار بگیرد این تحقیق احتیاج به یک تحلیل ثانویه دارد و من امیدوارم این پژوهش محور کار وزارت کشور در دوره بعدی شود. ما به طور کامل به آرمانهایمان نرسیدیم اما طبق امکاناتمان موفق بوده ایم.

خانم محتشمی پور هیچ وقت به خاطر زن بودنتان مدیر یتتان مورد تردید قرار گرفته است؟
در برخی موارد احساس کرده ام که می خواهند تحقیرم کنند اما این مساله هیچگاه بازدارنده فعالیتهایم نبوده است . من در این حوزه به نوعی خود را فراموش کرده ام تا بتوانم مسائل دیگران رابهتر ببینیم.
((photo2))



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.