گزارشی از زندگی کشاورز نمونه زن:اگر صبح زود بیدار نشوم انرژی کیهانی ام را از دست می دهم
کانون زنان ایرانی:فاطمه ۲۴سال است که به طور مداوم کشاورزی و دامداری می کند. او هر روز ساعت چهار بیدار می شود و قبل از هر چیز حیاط خانه اش را آبپاشی می کند تا احیاناً کسانی که از در خانه اش عبور می کنند، خیال نکنند او خواب است.” از راحت طلبی و در خانه ماندن و کار نکردن متنفرم. از ساعت چهارصبح، همیشه در خانه ام را نیمه باز می گذارم تا همه بدانند که ما بیداریم.”
فاطمه ۴۲ساله، کشاورز نمونه، طوری از درختان باغش و بیماری آنها سخن می گوید که گویی از بیماری فرزندانش.
” بیچاره یکی از درختانم سرطان گرفته بود و از هر روش نوینی که برای درمانش استفاده کردم جوابگو نبود تا آنکه از روش های سنتی و کهن که از سال ها پیش آموخته بودم، استفاده کردم و با مقداری نمک طعام بیماری درختم را درمان کردم.”
فاطمه نجاتی کشاورز نمونه در کشت گیاهان دارویی به عنوان زن کشاورز پیشرو ” خرمدره ” از توابع استان زنجان شناخته شده است.
فاطمه ۲۴سال است که به طور مداوم کشاورزی و دامداری می کند. او هر روز ساعت پنج صبح بیدار می شود و قبل از هر چیز حیاط خانه اش را آبپاشی می کند تا احیاناً کسانی که از در خانه اش عبور می کنند، خیال نکند او خواب است.
” از راحت طلبی و در خانه ماندن و کار نکردن متنفرم. از ساعت چهار صبح، همیشه در خانه ام را نیمه باز می گذارم تا همه بدانند که ما بیداریم.”
او نیمی از روز را با یک داس در دست کار می کند و شاید به همین خاطر است که به قول خودش ورزش کردن از برنامه های اصلی روزانه اش شده است.
چون کار کردن با یک سمت بدن موجب خشکی بدن و آرتروز می شود و کشاورزی که ورزش نکند مشکلات جسمی زیادی خواهد داشت.
بعد از ورزش روزانه رسیدگی به حیوان ها و رسیدگی به باغ، وجین، آبیاری، سمپاشی و هرس کردن درختان از فعالیت های روزمره ی اوست.
فاطمه! هیچ وقت شده صبح ها تا دیر وقت بخوابی؟ در جوابم تقریباً با فریاد می گوید:” ای وای! نه! اگر صبح زود بیدار نشوم انرژی کیهانی ام را از دست می دهم. چون انسان صبح زود از طبیعت انرژی می گیرد و به ویژه وقتی در زمین مشغول کشاورزی است.”
فاطمه شیرین ترین تجربه ی کاری اش را کشت گیاهان دارویی و کدوی پوست کاغذی می داند. می گوید:” وقتی به دانه های درشت و براق گیاهانم نگاه می کنم، واقعاً لذت می برم.”
اما فاطمه فصل پاییز را دوست ندارد. به قول خودش در این فصل ” بیچاره برگ ها” می افتند. فقط آن موقع است که کمی کسل و ناراحت است.
فاطمه پشت تراکتور هم می نشیند. او به هیچ عنوان قبول ندارد که تراکتور وسیله یا ابزار کار مردان است و زنان توان کمتری برای استفاده از ماشین های سنگین دارند.
لبخند می زند و می گوید:” با این حرف ها می خواهند ما زنان را بترسانند.”
او فقط گاهی نگران می شود، آن هم مواقعی که مجبور است شبها برای رسیدگی به مزرعه راهی صحرا شود، فقط آن موقع است که او احساس نگرانی می کند.
زنان بیش از مردان از فاطمه گلایه مندند:” خیلی اوقات زنان به من می گویند توبرای ما مشکل سازی، چون با دیدن تو شوهرانمان از ما متوقع می شوند و می گویند ببینید این زن چقدر کار می کند.”
فاطمه آهی می کشد و می گوید:” اما این حرف ها اصلاً برایم مهم نیست من عاشق کار کشاورزی ام.”
او از شب هایی برایم می گوید که به هنگام زایمان گاوهایش تا صبح بالای سرشان می نشیند اما نه تنها از این کار ناراحت نمی شود بلکه خوشحال هم می شود.
” فقط هنگام تولد گوساله هایم است که خستگی یک شب کامل بیدار ماندن از تنم در می رود.”
او مهم ترین مشکل زنان جامعه را سردرگمی در یافتن اهدافشان می داند اینکه اصلاً از اصول ۱۷گانه موفقیت چیزی نمی دانند.”
و بعد برایم از اصول ۱۷گانه موفقیت مثل هدف، برنامه ریزی، پشتکار و … می گوید. فاطمه همیشه برنامه های روز بعدش را یادداشت می کند. فاطمه فقط یک کشاورز و دامدار نیست بلکه مشاور حقوقی و خانوادگی بسیاری از دوستان و همسایگانش نیز هست.
مهم ترین مشکل زنانی که به فاطمه مراجعه می کنند مشکلات خانوادگی و اختلاف با شوهرانشان است.
از او می پرسم در این مواقع مهم ترین توصیه ات به زنان چیست؟ سرش را بالا می گیرد و با غرور خاص زنان کشاورز می گوید: به آنها می گویم از خودتان شروع کنید و فقط به خودتان متکی باشید.”
او از وابستگی های زنان به ظواهرمادی رنج می کشد. از اینکه زنان روستایی به مد بیش از سایر مسائل زندگی توجه می کنند و دغدغه های اصلی زندگی شان را به فراموشی سپرده اند.
فاطمه انواع تقدیر نامه ها و گواهی نامه ها را دارد. به قول خودش کلکسیونی از مدارک مختلف.
در میان مدارک او، مدرک آرایشگری، خیاطی، امدادگری و هر چیز دیگر دیده می شود. اما بیش از همه دیپلم افتخار او در گذراندن دوره آموزشی سرویس و نگهداری تراکتور نظرم را جلب می کند.
وقتی در این باره از او می پرسم می خندد و می گوید:” من در زنجان تنها زنی هستم که این مدرک را دارم. در کلاس آموزش هم تنها زن شرکت کننده بودم.
کمی مکثمی کند و بعد می گوید: ” باور کنید زنان کشاورز منظم تر و صبور تر از مردان کشاورز هستند. مثلاً همیشه شوهرم زمان کشت دقیق گیاهان را فراموش و یا پشت گوش می اندازد و این من هستم که باید بی توجهی هایش را گوشزد کنم.”
او می گوید: حتی در کلاس های توجیهی وزارت جهاد کشاورزی نیز زنان بیشتر به مباحث درسی توجه می کنند. مردان در این کلاس ها سر به هوا هستند.
فاطمه نیز مثل بقیه زنان موفق معتقد است که در کارها یش از مردان موفق تراست.
چون زنان در انجام کارهایشان همیشه دقت و نکته سنجی بیشتری دارند.
فاطمه درباره خانه داری می گوید:” از خانه داری به تنهایی متنفرم و هیچ وقت نتوانسته ام تصور کنم که فقط یک زن خانه دار باشم هر چند سعی می کنم خانه داری را در کنار فعالیت های دیگرم به نحو احسن انجام دهم.”
او ادامه می دهد:” من هنوز نان مورد نیاز خانواده ام را خودم می پزم. لباس های زمستانی فرزندانم را خودم می بافم. ”
او به تازگی شروع به خواندن زبان انگلیسی کرده است. همچنین از دخترانش کامپیوتر یاد می گیرد.
” میترا و آذر، هر دو دخترم با وجود توصیه های من حاضر نشدند رشته کشاورزی را به عنوان رشته تحصیل دانشگاهی شان انتخاب کنند. شاید دلیل اصلی اش آن بود که در دوران کودکی ساعت های زیادی را در صحرا می گذراندم و فرزندانم تنها بودند.”
کشمش، لوبیا، گندم، انگور، گلابی، گیلاس و آلبالوهای باغ فاطمه زبانزد مردم ” خرمدره ” است.
او هنوز از فنون سنتی کشاورزی بهره می گیرد. به قول خودش هنوز از لباس های کهنه، بند یونجه درست می کند و نمی گذارد چیزی در چرخه ی کشاورزی و دامداری بیهوده هدر رود.
” شاید این کارهای من چندان مهم نباشد اما برای ما کشاورزان ارزشمند محسوب می شوند.”
