گفتگوی خبرنگاران ترک با اعظم طالقانی/زن دیروز، زن امروز، زن فردا

خبرنگاران روزنامه زمان ترکیه:

“اعظم طالقانی” یکی از قدرتمندترین سیاستمداران زن ایرانی و نخستین زنی است که در تاریخ ایران برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرده. پدرش آیت الله طالقانی یکی از پیشگامان انقلاب ایران بود. طالقانی فعال حقوق زن، اصلاح طلب و منتقد سیاسی است. وی در عین حال ریاست یکی از انجمن های زنان ایران را هم به عهده دارد. اگرچه نشریه او توقیف شده، طالقانی در نشریه های مختلف به بیان دیدگاه هایش می پردازد. وی با وجود داشتن نوه و ناراحتی جسمانی ای که راه رفتنش را با دشواری روبرو کرده، گوشه نشینی اختیار نکرده است. طالقانی دارای ذهنیتی سازمان یافته است و مخالفت های ابراز شده توسط وی جنبه واکنشی ندارد.

——————————————————————————

شما انقلاب ایران و شرایطی که پس از پیروزی انقلاب ایجاد شد را چگونه ارزیابی می کنید؟

انقلاب سریع به پیروزی رسید. یکی از مهمترین دلایل این وضعیت پوسیده بودن رژیم سابق بود. نسل اول انقلابی ها نسل پرتلاش و بسیار دقیقی است. در همه جامعه ها توده مردم پشت سر روشنفکرها و رهبران شان حرکت می کنند. پس از وقوع انقلاب دیدگاه های متفاوتی از طرف نسل اول انقلابی ها مطرح شد و همین وضعیت باعث تغییر شرایط گردید. اینها شکاف هایی بود که در زمان حیات مرحوم پدرم، طالقانی، سر باز کرد. طالقانی موقعیت سیاسی بسیار قدرتمندی داشت. امام خمینی هم از مواضع و تئوری های وی حمایت می کرد. اگرچه آن موقع جریان هایی که مخالف راهکارهای انقلابی بودند، قدرت چندانی نداشتند، بعد از فوت طالقانی این جریان ها فرصت ظهور پیدا کردند. جریان های مذکور (…)، سرانجام موفق شدند سهم هایی از قدرت سیاسی را به خود اختصاص بدهند. حفظ قدرت مهم ترین هدف این طیف بود و به همین دلیل به طرح ها و برنامه های پایه ای توجه بسیار اندکی نشان دادند. (…) زنان هم جزو بخش هایی از جامعه بودند که بی برنامگی حاکم بر کشور روی آنها تاثیر گذاشت. نسلی که من به آن تعلق دارم و نسل انقلابی های بعد از ما معتقدند باید در ایران ماند و به کشور خدمت کرد، اما نسل های بعدی با چنین آرمان هایی فاصله دارند…

یکی از بحث انگیزترین مسایلی که در مورد انقلاب ایران مطرح می شود، مقوله اجباری شدن حجاب است. انقلاب ظاهر زنان ایرانی را تغییر داده است. در اینباره چه نظری دارید؟

من در اوایل انقلاب سفری به پاکستان داشتم. آنجا در یک گردهم آیی، چند نفر از علمای پاکستانی از ما انتقاد کردند. آنها می گفتند: «هر وقت بتوانید زن های تان را با حجاب کنید، آن موقع انقلاب تان به راستی اسلامی خواهد شد.» همین تفکر در ایران نیز به شکل دیگری بیان می شد: «جامعه اسلامی جامعه ای است که در آن زنان حجاب خود را رعایت کنند.» بر اساس چنین دیدگاهی انگار در یک جامعه اسلامی مسایلی همچون اختلاس، رشوه خواری، نقض حقوق شهروندی، جنایت و … به اندازه پوشش زنان مهم و حساس محسوب نمی شوند.

از طرف دیگر رعایت اصل عدالت ایجاب می کند در مقوله حجاب از راهکارهای فرهنگی استفاده شود. (…). اگر چادر و روسری را منوط به انتخاب زنان می کردند، بی شک حجاب ماندگاری بیشتری پیدا می کرد. در واقع ما اکنون وضعیت ناراحت کننده ای داریم. من معتقدم اگر به جای اجباری شدن حجاب و تصویب قانون در مورد آن، فرهنگ ساده زیستی را در جامعه رواج می دادند، به نتایج بهتری می رسیدیم. اگر نسلی که من به آن تعلق دارم همچنان چادر به سر می کند، به این دلیل است که چادر را سال ها پیش از اجباری شدن حجاب انتخاب کرده. در زمان حکومت شاه من دو ماه پشت در دانشگاه ماندم؛ چراکه به خاطر چادری بودنم از ثبت نام من سربازمی زدند. آن موقع ما یک گروه بودیم و به صورت دسته جمعی شروع به مقاومت کردیم. ما در اینباره نامه هایی به علما نوشتیم و علما هم با شاه حرف زدند و بدین ترتیب امکان تحصیل ما در دانشگاه فراهم شد.

شما به دلیل اینکه دختر آقای طالقانی هستید، با دکتر شریعتی هم رابطه نزدیکی داشتید. علی شریعتی چه تاثیری روی شما و جامعه ایران گذاشت؟

در شرایطی که احساس می شد اسلام از برنامه زندگی انسان ها حذف شده، شریعتی نقش بسیار مهمی را ایفا کرد. تصور بکنید که در آن مقطع زنان مسلمان به هیچ وجه فعالیت اجتماعی نداشتند. زن های ما نه تحصیل می کردند، نه کار می کردند، نه مسوولیت اجرایی داشتند و نه قدرت تصمیم گیری. در چنان موقعیتی شریعتی بحثی را مطرح کرد که عنوان آن چنین بود: «زن دیروز، زن امروز و زن فردا». او نمادهای تاریخی زن مسلمان را به زنان ایرانی شناساند و با لحنی بسیار تاثیرگذار توضیح داد که آن نمادها تمثیل چه شرایطی هستند. شریعتی به عنوان یک جامعه شناس، پژوهش های عمیقی انجام داد و از زاویه های مختلف به تشریح اسلام پرداخت. ۱۲ سال داشتم که پدرم «اسلام شناسی» دکتر شریعتی را به من داد تا بخوانم.

شما اولین زنی هستید که در ایران برای رسیدن مقام ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرده. علت این اقدام چه بود و با چه برخوردهایی روبرو شدید؟

بنابر اصل ۱۱۵ قانون اساسی ایران، کاندیداهای ریاست جمهوری باید جزو “رجال” دینی و سیاسی باشند. بر اساس بررسی هایی که انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که در این مورد معنی کردن تعبیر رجال به معادل فارسی «مرد»، تفسیر اشتباهی است. بیشتر متخصصین و علمایی هم که با آنها در این مورد گفتگو کردم، تعبیر رجال را در اصل ۱۱۵ قانون اساسی معادل واژه مرد ندانستند. من با هدف گشایش باب بحث در این خصوص و تلاش برای تغییر تفسیر شورای نگهبان قانون اساسی، در سال ۱۹۹۷، همزمان با اولین دوره کاندیداتوری آقای خاتمی، به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردم، اما شورای نگهبان کاندیداتوری مرا نپذیرفت. در دور اخیر انتخابات ریاست جمهوری نیز دوباره به عنوان کاندیدا اقدام به ثبت نام کردم. البته اینبار چند زن با تفکرات محافظه کارانه نیز برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردند که من وقوع این امر را یک پیشرفت قابل توجه می دانم.

گفتگو: عایشه بوهورلر/ اصیلخان اکر

منبع: روزنامه زمان ترکیه/ ۱۳ جولای ۲۰۰۶

ترجمه برای کانون زنان ایرانی: آیدین فرنگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.