گزارش روز دوم نشست کمپین یک میلیون امضا در اصفهان

تغییر برای برابری در اصفهان

درپی تصمیم کمپین اصفهان مبنی بر دعوت فعالین کلیه کمپینها درگرامیداشت ۸ مارس ، روز جهانی زن ، نشست دوروزه ای با هدف بحث و بررسی پیرامون چالش فرصتهایی که کمپین با آن روبروبوده است برگزار گردید . گزارش روز اول نشست ، همانطور که ملاحظه کردید ، تحت عنوان « شهرها گزارش می دهند »، در روزهای اخیر منتشر شد. بخش دوم گزارش به دلیل طرح مباحث اساسی ، دردو قسمت ارائه خواهد شد : قسمت اول – ضرورتهای تصمیم گیری درکمپین با تکیه بر ساختار فعلی . قسمت دوم – سانترالیسم موجود و آسیب شناسی ارتباطات گروهی و مبحث ضرورت شمارش و اعلام تعداد امضاء ها .

آنچه درپی می آید گزارشی است از صبح روزدو م نشست ، با مباحثی که ذکر شد:

نشست صبح روزجمعه با حضور کلیه شرکت کنندگان که شامل ده نفر از فعالین کمپین اصفهان ، سه تن از اعضای کمپین تهران ، دو نفراز فعالین تبریز، یک نفر از کمپین یزد ، دو نفر از کمپین شیرازو یک نفر از کمپین قم بود آغاز شد . میزبانان تصمیم داشتند در این نشست دو روزه ، از حضورتعدادی از فعالین کمپینهای خارج از کشور، ازطریق ویدیو کنفرانس ( اینترنتی ) بهره ببرند، اما به دلیل کندی سرعت اینترنت ، تنها به ایمیلهایی که از سوی دو تن از آنها ارسال شده بود بسنده کرده ، نشست را حول چهار محور مطرح درکمپین ، آغاز کردند.

ضرورت تصمیم گیری در کمپین و شیوه آن ، یکی از چالشهای مطرح درروز دوم نشست بود . برای پاسخ به پرسشهایی نظیر اینکه : آیا ضرورتی برای « تصمیم گیری» در کمپین وجود دارد؟ آیا « کمپین » قادر است تصمیم گیری کند ؟ و نهایتا چگونگی تصمیم گیری ، فعالین سعی کردند با مرور روایت های شان از کمپین به تعریف نسبتاً مشترکی از آن دست یافته تا باهمگرایی بیشتری به مباحث مربوطه بپردازند.

کمپین ؛ ائتلافی بر سندهای حداقلی

نقطه اشتراک تعاریف ارائه شده توسط فعالان این بود که کمپین ائتلافی است بر سر تغییر قوانین تبعیض آمیز حول سه سند تنظیم شده حداقلی. پرستو اللهیاری فعال کمپین تهران تاکید کرد: «کمپین ائتلافی است برای تغییر قوانین، با روش های مختلف. ائتلافی که در آن افراد، با روش ها و تصمیمات خودشان، بر سر هدفی که فقط بر سر همان هدف، باهم به توافق رسیده اند، پیش می روند». کاوه مظفری فعال دیگر کمپین تهران نیز، ضمن تاکید بر ائتلاف حول سه سند، آنها را حداقلی دانسته و می گوید: «اگر این سه سند حداکثری بودند و در آنها همه چیز مشخص شده بود، کمتر محل تفاسیر مختلف قرار می گرفتند؛ اما همین حداقلی بودن سبب می شود که راه برای روش ها و رویکردهای مختلف باز باشد».

میترا آناهید، فعال کمپین اصفهان کمپین را از منظر حقوقی تعریف کرد و آنرا جمع آوری یک میلیون شهادت شهود، قابل ارائه به مراجع قضایی یا قانونگزار، برای اثبات غیر منطبق بودن قوانین فعلی با مقتضیات و خواسته های جامعه امروز خواند.

تفاوت در روش ، بدون نقض اصول

همه فعالان بر متفاوت بودن شیوه های اجرایی در هر شهر یا گروه اذعان داشتند. آنها معتقد بودند این تفاوت ها هیچ یک نافی سندها و شیوه های اصلی کمپین نیست. فرانک فرید فعال کمپین آذربایجان گفت: «این سندها آنقدر حداقلی اند که دست و پاگیر روش های اجرایی مختلف نباشند، در ضمن در همان ابتدا هم گفته می­شد که هر منطقه با توجه به شرایط و موقعیت خود می­تواند عمل کند». ساناز محسن پور، فعال کمپین اصفهان معتقد بود «اگرچه توافق بر سه سند اصلی کمپین وجود دارد، اما هر گروه و هر شهر در شیوه های اجرایی خود متفاوت عمل می کند، مثلاً در شیراز ممکن است بر تشکیل کارگاه ها تکیه بیشتر شود و در اصفهان گفتگوی چهره به چهره مورد تاکید قرار بگیرد». کاوه مظفری ضمن تایید او گفت «در هر بافت و زمینه ای، متناسب با همان بافت، شیوه ها متفاوت می شوند». از نظر او و پرستو اللهیاری، آنچه در شیوه های اجرایی متفاوت، اهمیت می یابد این است که روش های تازه نباید نافی شیوه های اصلی باشند. کاوه مظفری، حداقلی بودن سندها را عامل انعطاف پذیری کمپین دانسته و معتقد بود: «لزومی ندارد سندها دستکاری شود بلکه باید شیوه های تازه، در کنار آنها آزموده شود». در همین زمینه پرستو وجود سایت ها و وبلاگ ها را ابزارهایی در جهت اهداف کمپین دانسته و گفت: «اگرچه در هیچ کجای سندها به آنها اشاره نشده، اما ناقض سندها هم نیستند».

در این میان به نظر می آمد کمپین شیراز، نه تنها معتقد به تغییراتی در شیوه هاست، بلکه قابلیت تغییر در اصول را نیز قابل بررسی دانست. غزال شولی زاده از کمپین شیراز، درهمین رابطه به دونکته اشاره کرده و می گوید: «اول اینکه وقتی فعالین، کمپین یک میلیون امضاء را مساوی با کل جنبش زنان فرض می کنند با این نگرانی همیشگی مواجه می شوند که با پایان کمپین، چه شرایطی خواهیم داشت و چه می شود. در حالیکه کمپین از نظر ما بخشی از جنبش زنان است و در واقع خود، “شیوه” ایست برای تغییر قوانین و قادر است با شرایط متفاوت، متحول شود. نکته دوم اینکه ما نباید چنان دچار شیفتگی از شیوه های کارمان شویم که دیگر نخواهیم چیزی را جایگزینش کنیم و قابلیت “تغییر” را حذف کنیم». مریم یاسمین فعال دیگر کمپین در شیراز نیز می گوید: «آن سه سند، سندهای اولیه هستند و من فکر می کنم قابلیت تغییر را دارند و البته تغییر نه در اهداف، بلکه در ابزار. مثلاً امضا گرفتن». او ادامه می دهد که ممکن است شرایط خاصی، مثلا به لحاظ اجتماعی، ایجاد شود که ما بخواهیم قوانین دیگری را به این ده قانون اضافه کنیم و یا پیش از آنکه یک میلیون امضاء جمع آوری شود، برخی قوانین تغییر کنند». وی، اصرار بر این سه سند و تکیه بر روش های اجرایی موجود را کافی ندانسته؛ معتقد بود، باید جا برای تغییر و تحول را باز گذاشت.

جلوه جواهری فعال کمپین تهران، این کار را در شرایط فعلی مناسب ندانسته، گفت: «حقیقت این است که کمپین حول این سه سند شکل گرفته است و یک عالمه امضاء هم جمع شده و آدم های زیادی هم امضاء کرده اند و ما نمی توانیم وسط راه چیزی را عوض کنیم». او تاکید کرد که حرکت های دیگری از دل کمپین قابل رشد است. وی از لابی کردن و تجمع، به عنوان دو حرکتی که علی رغم مخالفت های برخی با این و برخی دیگر با آن، قابلیت اجرایی یافتند و از دل کمپین بیرون آمدند، نام برد.

چگونگی تصمیم گیری در مواقع ضروری

این نکته که «تصمیم گیری»، ضرورتی است که فعالان کمپین در زمان های مختلف و یا برای موضوعات متفاوت، ممکن است ناگزیر از آن باشند، به عنوان چالشی قابل طرح، مورد بررسی فعالین قرارگرفت و نظرات مخالف و موافق پیرامون این مسئله که تصمیم گیری به عنوان یک ضرورت غیر قابل انکار در کمپین مطرح است ابراز شد.

پرستو در این باره می گوید: «کمپین با توجه به تعریفی که از آن داریم، همانا تغییر قوانین تبعیض آمیز از طریق جمع آوری یک میلیون امضاء به روش گفتگوی چهره به چهره است. در مقابل چنین جمله مشخص و روشنی، اولین سوالی که برای من پیش می آید این است که کمپین راجع به چه چیزی باید تصمیم گیری کند؟» او معتقد بود تصمیم گیری در کمپین با توجه به گستردگی آن در شهرها و کشورهای مختلف، چندان عملی و شدنی نیست. رودابه فعال کمپین اصفهان ضرورت تصمیم گیری را نه در تعریف بلکه در اجرا دانست و گفت «اینکه چگونه کمپین را به مرحله اجرا بگذاریم یک تصمیم گیری است».

جلوه جواهری ضمن تایید حرف رودابه گفت: «به نظر من خود این سه سند، تصمیم گیری اولیه بوده و پس از آن تصمیم گیری ها “اجرایی” است». او ضمن تایید ضرورت های تصمیم گیری گفت: «در کمپین اینگونه نیست که کسی نتواند تصمیم گیری کند؛ هر فردی یا گروهی می تواند برای پیشبرد کار اجرایی تصمیم گیری کند و به اسم “جمعی از کمپین” آن را ارئه دهد، ولی نمی تواند این تصمیم را به کل کمپین تعمیم دهد و آنرا به نام کل کمپین ارائه کند». وی با ذکر این نکته که ما در تمام دو سال و اندی که از آغاز کمپین گذشته است، بارها تصمیم گیری کرده ایم، ادامه داد: «ما نه می توانیم جلوی تصمیم دیگران را بگیریم و نه اینکه تصمیم خود را به دیگران تعمیم دهیم». او با مقایسه جمع هم اندیشی زنان و کمپین گفت: «در جمع هم اندیشی هم، حتی اگر یکنفر مخالف تصمیمی بود آن تصمیم، به نام هم اندیشی بیرون نمی آمد. و تنها یکبار اسم هم اندیشی پای یک بیانیه خورد که آن هم مربوط به ۸ مارس ۸۴ بود».

فاطمه مسجدی از کمپین قم، چگونگی اجرا و تصمیم گیری در کمپین را پست مدرن خواند و گفت: «کمپین طبق شرایط متفاوت تغییر شیوه می دهد. مثلا در جایی لابی کردن را برمی گزیند و در جایی دیگر آنرا نمی پذیرد». سانازمحسن پور از فعالین کمپین اصفهان، تصمیم گیری را ضرورتی خواند که در طی اجرا بدست می آید و گفت: «در جریان اجرائیات، خیلی اوقات ما احساس می کنیم نیاز هست که تصمیم گیری شود، چنانکه دریافت جایزه سیمون دبوار، یک تصمیم بود و در همین رابطه چگونگی و روش رسیدن به این تصمیمات قابل بحث است . علاوه بر آن کمپین در بسیاری از مواقع مجبور است در مقابل عوامل بیرونی و درونی، موضع گیری یا تصمیم گیری داشته باشد». او بر شیوه تصمیم گیری که توافقی جمعی را در پی داشته باشد تاکید کرده و چگونگی تصمیم گیری را با اتکاء به نظر یک جمع حداکثری، مناسب دانست.

فرانک فرید فعال کمپین آذربایجان نیز ضمن تایید نظر ساناز، دموکراتیک بودن شیوه را با توجه به دخالت جمع حداکثری (تا حد امکان، و قابل دسترس بودن افراد)، مهم دانست. درهمین زمینه پویا یکی از فعالین خارج از کشور با توجه به اینکه در جریان میلینگ لیست مربوط به جایزه، بر نظرسنجی به عنوان روشی موجود برای تصمیم گیری تاکید داشت، طی نامه ای که برای برگزارکنندگان این نشست ارسال کرده بود، از فعالین شرکت کننده در نشست خواست، بررسی ویژه‌ای برروی شیوه های مناسب جهت تصمیم گیری صورت دهند.

از تعصب تا تغییر

در جریان بحث درباره ضرورت تصمیم گیری، فرانک فرید ضمن انتقاد از تعصبی که خیلی ها در جریان نظرسنجی درباره دریافت جایزه سیمون دبووار از خود نشان دادند، گفت: «حسن جنبش زنان این بوده که به تغذیه تئوریک خود پرداخته است. تغذیه تئوریک یک جنبش، تزریق شعور است به شور اجتماعی مردم و فعالان . اما این کار نباید صرفاً در حوزه انتزاعی ماندگار شود و از کار عملی جدا بماند». وی خطاب به همه حاضران در نشست گفت: «ما باید سیالیت بین جنبش زنان و کمپین را از دست ندهیم، که با از دست رفتن آن تبدیل به موجودات دگم و منجمدی خواهیم شد که کمپین را همچون کعبه آمال خود دانسته و به آن به عنوان چیزی که نباید از آن تخطی کرد وچیزی که تغییرناپذیر است، نگاه خواهیم کرد و بقیه مسائل جنبش زنان بی­پاسخ خواهد ماند.» او در ادامه اضافه کرد برخی از دوستان در میلینگ لیست، طوری به قضیه مالی نگاه می کردند که انگار آیه­هایی آمده بود و نباید اصلا از بخش مالی جایزه صحبت کنیم.

فرانک فرید تاکید کرد که «سندهای کمپین بی حضور ما نوشته شد و کمپین با عده کمی کنشگر کار را آغازکرد، که دستشان هم درد نکند، چون کار قدری کردند. به هر حال، از آن زمان تاکنون پروسه ای طی شده و ضربه هایی به بدنه کمپین وارد آمده و چالش­هایی پدید آورده که نیاز به پاسخ دارد. کمپین هم مانند هر موجود زنده و پویایی باید بتواند تصمیم گیری کند و جوابگو باشد، در غیر این صورت همچون برخی هواداران بعضی از مکاتب و ایسم هایی خواهیم شد که تخطی از آنها فورا با انگ زدن و خطاب با القاب مختلف توام می­شود».

از دید فعالین کمپین اصفهان نیز تعصب مناسب حرکت کمپین نبوده و نیست. رودابه معتقد بود که «این نشست منجر به شکستن تعصبات زیادی شد، چنانکه ما حرف های شهرهای مختلف و شیوه هایی را که برای پیشبرد کمپین بکار بستند، شنیدیم؛ با مشکلات شهری همچون یزد آشنا شدیم و این برای من یک درس بود». او اضافه کرد: «این خیلی مهم است که از ایده ها و عملکردهای هم باخبر باشیم بی آنکه در آن تعصب به خرج دهیم». جلوه جواهری با تکیه بر حرف رودابه به این نکته اشاره کرد که «تعصبی که ما درباره کمپین داریم ما را از بسیاری از گروه های زنان دور کرده است. مثلا در جریان اعتراض به لایحه ضد خانواده بسیاری از گروه هایی که درباره حقوق برابر حرف می زدند، حاضر نبودند اسم “حقوق برابر” را بیاورند. این به دلیل تعصبی بود که ما بر کمپین داشتیم». او گفت: «واقعاً چه اشکالی دارد که ما مثلاً در شهری همچون یزد با توجه به کمرنگ بودن مسائل زنان، گروه های زنان را تقویت کنیم».

فرانک فرید با جمع بندی این موضوع گفت: «اگرچه چیزهای به عنوان اصول وجود دارد، اما به نظرم، بسته به شرایط مختلف و درصورت لزوم می­توان هر چیزی را به بحث گذاشت، زیر سوال برد و در معرض نقد قرار داد ، چه کار دیگران و چه کار خودمان را. و این کار زمینه را، هم برای تغییر و هم برای تصمیم گیری های جدید، باز می­گذارد.»

در چه ساختاری فعالیت می کنیم؟

فعالان پس از جمع بندی تعاریف متفاوتی که از زوایای مختلف از کمپین شد، با تکیه بر اشتراکات در هدف، آگاهی از شیوه های مختلف و توافق نسبی بر روی شیوه ها، تلاش کردند به تعریف مشترکی از ساختار موجود برسند.

مینو کیامان از فعالین کمپین اصفهان مسئله ساختار را عمده ترین چالش کمپین خواند و نداشتن تعریف و توافق جمعی در مورد ساختار را موجب بروز بحرانی خاص در کمپین دانست. او در اهمیت ساختار گفت: «چگونگی روند کمپین، تغییر این روند و پایان آنرا، ساختار مشخص می کند و ساختار است که درباره تغییرات نهایی در کمپین و یا حتی پایان آن قضاوت کرده و اجرائیش می کند». وی تجربه تلخ سازمان ها، احزاب، ساختارهای سلسله مراتبی و عدم کارایی آنها در شرایط خاص تاریخی را موجب دلسردی افراد بسیاری دانست و گفت «با توجه به اشکالات و کاستی های موجود در سازمان ها، ما از هر ساختاری فراری هستیم و چشم ترس شده ایم. به این ترتیب، جنبه های مثبت آنها را نیز فراموش کرده و نادیده می گیریم. درحالیکه برای پی ریزی ساختار جدید یکی از نیازهای ما، آسیب شناسی ساختارهای سازمانی گذشته است». او جنبش زنان را پیشرو در یافتن ساختاری جدید دانسته و گفت: «علی رغم پیشرو بودن در ایجاد ساختاری جدید، هنوز به نتیجه نرسیده ایم . چنانکه در کمپین یک میلیون امضاء، علی رغم پتانسیلی که برای به سامان رسیدن ، داراست ، هنوز نتوانسته ایم به آن شکل وسامان لازم بدهیم . چراکه نمی دانیم چه شکلی داریم، آیا سازمانیم؟ حزبیم ، با شهرهای مختلفی که بسان سازمان در گوشه و کنار فعالند ؟ آیا سلسله مراتب داریم، آیا هرمی شکل هستیم؟ اگر هرمی شکل نیستیم ، پس چه هستیم؟» او در ادامه گفت : « بسیاری از ساختار افقی حرف می زنند، درحالیکه ما تنها در جذب افراد برای گرفتن امضاء از آنها و داوطلب گیری در جریان گفتگوی چهره به چهره افقی برخورد می کنیم. اما آیا شیوه تصمیم گیریمان هم افقی ست؟ و اصلا افقی تصمیم گیری کردن چگونه است؟» او پاسخ به این سوالات را در گره گشایی از بسیاری از اختلافات و تنش ها درجریان کمپین موثر دانست.

فرانک فرید نیز در اهمیت ساختار بکار بردن کلمه ساماندهی را مناسبتر دانسته می گوید: «آنچه ما با آن مواجهیم دارای ساختار و سیستم است. ما هم بدون ساختار، در مقابل امری کهن ونظام­ مند مثل سلطه مردسالاری، توان مقابله نخواهیم داشت.» او اضافه نمود: «بدون ساختار و ساماندهی، حرکت ما ژله مانند خواهد شد که نمی توان مظروف و جمعش کرد.» کاوه مظفری در توضیح وضعیت روابط درون کمپین گفت: «در یک جنبش اجتماعی، وجود ساختارهای متفاوت، طبیعی است و اساسا لازم نیست که یک قالب ساختاری مشخص داشته باشیم». او معتقد بود که جنبش زنان تجربه نویی را از سر می گذراند، و در کشور ما پیش از این چنین تجربه ای وجود نداشته. وی اضافه کرد: «ساختار روابط درون کمپین طی حرکت شکل می گیرد و ما در یک تعامل و مجادله درون جنبشی به این ساختار خواهیم رسید».

غزال از فعالین شیراز در توضیح ساختار فعلی کمپین آنرا بدنه ای بزرگ با سری که در آن سرهای ریز و کوچک پنهان شده اند و گویی سر خود را دزدیده اند تا بگویند جنبش زنان بی سر است، خواند. وی در ادامه گفت: «ایدآل و آرمان ما این است که یک شبکه و ساختار تارعنکبوتی داشته باشیم و حلقه حلقه باهم کار کنیم». وی گفت: « نمی توان درباره ساختار حرف زد و یا تعریف ثابتی داد چراکه هربار باز می گردیم و درباره آرمان و یا آنچه باید باشد حرف می زنیم».

جلوه جواهری، ساختار افقی را «ایده آل تایپی» دانست که از ارزش های اولیه کمپین است، وی گفت: «ما تلاش می کنیم به سمت یک ساختار افقی حرکت کنیم، اما شاید در دنیای واقعی نتوان به یک ساختار افقی محض دست یافت». او در پاسخ به این پرسش که ساختار فعلی چیست؟ گفت: «حقیقت این است که ساختار فعلی ساختاری است با کلونی های قدرتمندی که قدرت خود را در نتیجه دسترسی به منابع مختلف به دست آورده اند». او در توضیح این کلونی ها و منابع قدرت می گوید: «درحال حاضر، کلونی هایی که دسترسی بیشتری به منابع دارند و در نتیجه قدرت بیشتری دارند، نقش بیشتری در بازنمایی کمپین و تصمیم گیری درباره مسائل آن دارند. البته باید گفت که منابع نیز عمدتاً در تهران متمرکز هستند، بنابراین علی رغم مرکزگریزی که از شعارهای کمپین است و در جهتش گام برداشته ایم، تا زمانی که منابع اصلی در تهران است، قدرت تصمیم گیری هم به تهران بر می گردد». او سایت ها، منابع مالی، ارتباطات، اطلاعات و اعتبارات اجتماعی را از جمله این منابع ذکر کرده، گفت: «ما باید تلاش کنیم تا سطح مشارکت افراد و گروه های کم قدرت تر را افزایش دهیم و در پی ساختاری باشیم که بیشترین مشارکت را ممکن کند». ادامه …

تغییر برای برابری در اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.