در سایهی سرو؛ در اهمیت همدلی با درد زنانه
آزاده صادقی
کانون زنان ایرانی
«در سایهی سرو»؛ مقاومت، امید و سینمای مستقل ایران که در اسکار درخشید
تماشای فیلم انیمیشن «در سایه سرو» مثل دیدن یک شعر کلاسیک فارسی است که حالا جان گرفته و به زندگی آمده است؛ پر از نمادگرایی و ظرافت اما قدرتمند در انتقال احساسات انسانی. این فیلم در دل داستانی ضد جنگ، رابطهی پیچیده و پرتنش میان پدری آسیبدیده از جنگ و دخترش را روایت میکند. قصهای آشنا برای بسیاری از مردم جهان که میتوانند بازتابی از این داستان را در زندگی خود و اطرافیانشان ببینند و با شخصیتهای آن همدلی و احساس نزدیکی کنند. «در سایه سرو» داستانی از درد است، اما امید در جایجای آن جریان دارد. حسین ملایمی و شیرین سوهانی، کارگردانان این اثر، مسیر چالشبرانگیزی را طی شش سال پیمودند تا آن را به سرانجام برسانند و در نهایت، با کسب جایزهی اسکار، اتفاقی تاریخی و مثبت را برای انیمیشن ایران رقم زدند.

داستان «در سایه سرو» چیست
فیلم با صحنهای از یک پنجره با شیشههای چسبخورده، تنگ ماهی در قاب پنجره و صدای شکستن شیشه شروع میشود. بعد از چند ثانیه، پنجره میشکند و تنگ ماهی به بیرون پرتاب میشود. مردی با ریش بلند و اندامی لاغر، سر خود را محکم به آینه میکوبد. دختری که با لیوانی از دارو به سمت پدر میرود، او را در آغوش میگیرد، اما پدر لیوان را میشکند، او را به گوشهای هل میدهد و از خانه بیرون میرود. نمایی از بالا، تنهایی، انزوا و عجز دختر را نشان میدهد. اگر در ابتدا آن پنجره با شیشههای چسبخورده را نماد جنگ و ویرانی بدانیم، حالا متوجه میشویم که همهی جزئیات در این خانه از نبردی درونی خبر میدهند. جنگی که در جان آن نشسته و همه چیز، از اشیا تا آدمها، در این خانه شکسته است.
در رفت و برگشتهای خاطرات، درمییابیم که مرد گرفتار درد، رنج و اختلال استرس پس از سانحه (پیتیاسدی) (PTSD) است. او ناخدای کشتی بوده و همسرش را در جنگ از دست داده است. کشتیاش آسیب دیده و نیاز به تعمیرات جدی دارد، اما او هیچ انگیزهای برای بازسازی آن ندارد. گویی این کشتی، نمادی از خود اوست که در حال فروپاشی و از دست دادن امید است.

با به گل نشستن یک نهنگ در ساحل، همه چیز تغییر میکند. دختر تلاش میکند با پاشیدن آب و انداختن حولههای مرطوب روی بدن نهنگ، آن را زنده نگه دارد. پدر نیز برای کمک به نهنگ دست به کار میشود. برای اولین بار، خشونت او با امید به نجات، همراه میشود اما شکست میخورد و از تلاش دست میکشد. چگونه دو انسان میتوانند در برابر چیزی به این عظمت پیروز شوند؟
تا اینکه ناگهان فکری به ذهنش میرسد: فدا کردن کشتی خود برای نجات نهنگ.
با این تصمیم، پدر جان دوبارهای میگیرد. زندگی که تا آن لحظه بیمعنا بود، حالا دلیلی برای مبارزه پیدا میکند. مبارزهای که زمانی در آن همسر و کشتیاش را از دست داده بود، حالا تبدیل به تلاشی برای نجات یک موجود دیگر شده است. اما در حقیقت، او برای نجات خود و رابطهاش با دخترش میجنگد.
این فیلم به بهترین شکل ممکن اختلال پس از سانحه را به تصویر میکشد. ما خشونت و خشم بیرحمانهی پدر را میبینیم، اما در عین حال این را هم متوجهایم که پیتیاسدی و نوسانات عاطفی، چگونه میتواند پدر را از درون متلاشی کند و او را به پایینترین نقطهی زندگی برساند. مرد، بهشدت رنج میبرد، زیرا باور دارد که تنهاست و هیچ امیدی برای او وجود ندارد. در حالی که دخترش تمام تلاش خود را برای بهبود زندگی او میکند. فیلم با ساختاری غیرخطی، گذشتهی پدر را بهتدریج فاش میکند و و این باعث میشود تا قضاوت اولیهی مخاطب دربارهی پدر در طول فیلم تغییر کند.
استفادهی ماهرانه از موسیقی و افکتهای صدا در این فیلم، احساسات را عمیقتر به مخاطب منتقل میکند. بیشتر از تصویر خشونت، این صداها هستند که حس ترس و اضطراب را القا میکنند. هر ضربه و شکستن، نیرویی از وحشت را در دل بیننده مینشاند. در صحنهی ابتدایی، زمانی که یک اپیزود از پیتیاسدی در خانهی ساحلی رخ میدهد، اولین قربانی، یک ماهی کوچک است که میتواند نماد شکنندگی و بیپناهی باشد. این ماهی، همچنین ارتباطی نمادین با دختر دارد. ترکیب این دو عنصر، فیلم را به درکی عمیقتر از همدلی با درد زنانه میرساند. فیلم، اهمیت همدلی را در تمام ابعاد آن برجسته میکند، چه برای یک انسان و چه برای یک موجود بیدفاع.
این اثر، روابط انسانی را با پیچیدگیهای واقعیاش بررسی میکند. برخلاف بسیاری از فیلمها که شخصیتها را به دو دستهی شرور و قربانی تقسیم میکنند، اینجا شاهد رابطهای انسانی هستیم که لایههای عاطفی عمیقی دارد. زمانی که دختر تصمیم میگیرد پدرش را ترک کند و با یک چمدان در حال از خانه بیرون رفتن است، پدر به تکههایی از هیچچیز تبدیل میشود و دور او حلقه میزند؛ نشانهای از آسیب شدید روحیاش. اما بهجای واکنش پر از خشم، تمایلش برای درک دختر و متوقف کردنش را نشان میدهد. این لحظه، امید و تمایل به همدلی را بهجای نفرت به نمایش میگذارد.
این تکنیک در انیمیشن “مورف” نام دارد، یعنی تبدیل شدن یک کاراکتر به شی یا موجود دیگر. استفاده از این تکنیک، فضاسازی قصه را تقویت کرده است. زمانی که دختر از غم به شمعی تبدیل شده و آب میشود. در صحنهای دیگر، وقتی دختر پدر را هُل میدهد، جسم پدر میشکند و تکهتکههایش روی ساحل میافتند. یا وقتی تروما در پدر بیدار میشود، صورتش آبی میشود؛ شاید چون او مردی اهل دریاست. در لحظاتی که حملات پیتیاسدی شدت میگیرند، گویی او وارد دنیایی دیگر میشود: جهانی آبی، سیاه و سفید که فقط درد و رنج محض در آن جریان دارد.

چالشها و نمادهای فیلم «در سایه سرو»: روایت درد، امید و رنج در دنیای بیکلام
فیلم در سایه سرو، با تکنیک انیمیشن دو بعدی و فریم به فریم ساخته شده است. انیشمین فریم به فریم یکی از سخت ترین و زمانبرترین روش های ساخت فیلم انیمیشن است. تصور کنید برای نشان دادن یک ثانیه حرکت سادهی دست، باید ۲۴ فریم در ثانیه انیمیت شود که کاری بسیار زمانبر و چالشبرانگیز است.
این فیلم بدون دیالوگ است، بنابراین احساسات صورت در آن بسیار مهم است. لحظاتی در فیلم وجود دارد که حرکت زیادی دیده نمیشود، بلکه احساسات بسیار ظریف در چهرههای شخصیتها به نمایش گذاشته میشود. انیمیت کردن دقیق این احساسات با شخصیتهایی که تنها دو نقطه برای چشمهایشان دارند، یکی از چالشهای اصلی چنین فیلمهایی است. در عین حال، بیدیالوگ بودن فیلم به زیبایی آن افزوده و به نظر میرسد که ماهیت رابطهی میان شخصیتها به این سکوت نیاز دارد و این سکوت در داستان غیرطبیعی نیست. کارگردانان فیلم نیز گفتهاند که قصد داشتند بدون استفاده از دیالوگ، از مرزهای سیاسی و جغرافیایی عبور کنند و با مخاطبان گستردهتری در سراسر جهان ارتباط برقرار کنند، بدون مانع زبان.

فضای فیلم یک فضای ساده، فروتن و مینیمالیستی است که از یک طرف باعث میشود که بیننده بر روی درام اصلی متمرکز شود و از سوی دیگر، تنهایی پدر و دختر را در وسط ناکجاآباد برجسته میکند. و اتفاقا این سادگی در سبک بصری فیلم یکی از چالشهای اساسی در انیمیشن است چون فیلمساز باید بدون استفاده از عناصر بصری زیاد، فیلم را همچنان برای بیننده جذاب نگه دارد. همچنین، سادگی طراحی باعث میشود شخصیتها از تابش آفتاب محافظت چندانی نداشته باشند و بیشتر در معرض آسیب به نظر برسند، گویی نمیتوانند درد مشترکشان را پنهان کنند.
لحظات تعلیق و ابهام در فیلم تأثیرگذاری روایت را دوچندان کرده است. رنگها در این فیلم بسیار زنده هستند. باوجود اینکه روایت فیلم داستانی از درد و رنج است، پالتهای رنگی روشن نوید امید و عشق را میدهند. این رنگها متناسب با محیط گرم و خشک خلیج فارس انتخاب شدهاند، جایی که فیلم در آنجا اتفاق میافتد.

فیلم «در سایه سرو» سرشار از نمادهایی است که به طور ظریف به فرهنگ فارسی و تاریخ معاصر ایران اشاره دارند. معماری خانه با دیوارهای شنی و بافت خشن آن، یادآور خانههای سنتی صحرایی ایرانی است. در کنار این، فرش پیچیدهای که در داخل خانهای ساده پهن شده، نیز بر لایههای فرهنگی فیلم افزوده است. وجود عناصری مانند نهنگ، کشتی و اقیانوس پتانسیل دراماتیک داستان را دوچندان کرده است.
درخت سرو نیز یکی از نمادهای مهم فیلم است. این درخت برای ایرانیها نماد استواری، مقاومت، زندگی و آزادگی است. پدر با اندامی لاغر و خمیده باید تجسم درخت سرو باشد، اما او در جنگ درونی خود از هم فروپاشیده است. در یکی از صحنهها، زمانی که پدر پس از گذراندن یک اپیزود از پیتیاسدی از کشتی شکستهاش به ساحل بازمیگردد، سایهی لاغرش در حال در آغوش گرفتن دخترش است که بهعنوان نشانهای از حفاظت به نمایش درمیآید اما در حقیقت، این دختر است که با مهربانی و دلسوزی خود موجب انگیزه و امید پدر میشود. بدین ترتیب، سرو در قامت «زن» تجلی پیدا میکند.
تنش میان شخصیتهای فیلم بازتابی از تجربیات شخصی کارگردانان است. رابطهی پیچیده حسین ملایمی با پدرش و داستان پدر شیرین سوهانی، که یک کهنهسرباز جنگ ایران و عراق بود و در این جنگ مجروح شد، تأثیر عمیقی بر شکلگیری فیلم گذاشتهاند.
حسین ملایمی در مصاحبهای گفته است: «برای من، این فیلم فرصتی بود تا خودم را جای پدرم بگذارم و دنیا را از زاویهی دید او ببینم. بعد از بیش از ۳۰ سال، بالاخره توانستم او را ببخشم.» کارگردانان همچنین تحقیقات گستردهای دربارهی زندگی کهنهسربازان ایرانی مبتلا به پیتیاسدی انجام دادهاند. شیرین سوهانی در اینباره توضیح میدهد: «فضای بیمارستانی که به کهنهسربازان مبتلا به پیتیاسدی کمک میکرد، بسیار احساسی و سخت بود. صدای ضربههایی را شنیدیم و متوجه شدیم که کسی سرش را به دیوار یا زمین میکوبد. شنیدن آن صدا دردناک بود. ما از آن صدا در فیلم استفاده کردیم، زمانی که پدر سرش را به آینه میزند.»

چالشهای بیپایان در مسیر ساخت یک اثر مستقل
فیلمسازی مستقل در هر کجای دنیا یکی از سختترین و پیچیدهترین کارهاست. فیلمساز با موانع زیادی مواجه است و اگر عشق به کار و پشتکار نداشته باشد، حتی نمیتواند یک پروژه را به پایان برساند. اما فیلمسازی مستقل در ایران رد شدن از هفت خان رستم است و به مراتب پیچیدگیها و محدودیتهای بیشتری دارد. حسین ملایمی و شیرین سوهانی، کارگردانان فیلم «در سایه سرو»، برای ساخت این فیلم با چالشهای زیادی مواجه بودند. حسین ملایمی ساخت این فیلم را به یک جنگ چریکی تشبیه میکند و میگوید: «نمیتوانستیم مثل یک جنگ معمولی بجنگیم؛ هر روز باید یک مشکل را حل میکردیم، درست مثل بازی شطرنج.»

فیلترینگ در ایران باعث شده بود حتی انجام کارهایی ساده مانند ارسال فایلها به یک مسیر پر از موانع تبدیل شود. این تیم هیچگونه حمایت مالی دولتی دریافت نکرد و تمام هزینهها از جیب خودشان پرداخت شد. برای کاهش هزینهها، بسیاری از کارها در این فیلم فقط توسط سه یا حداکثر چهار نفر انجام شد. حسین ملایمی در مصاحبهای گفته است: «حتی یک انیماتور تماموقت هم نداشتیم، همهی انیماتورها پارهوقت بودند و بسیاری از آنها در سال آخر به پروژه پیوستند. آزاد معروفی حدود ۶۵٪ از انیمیشن فیلم را بهتنهایی انجام داد. او یک نابغه است! دانشجوی من در دانشگاه بود و کار حرفهایاش را با ما آغاز کرد. آزاد از ابتدا تا انتها با ما بود و ما بسیار مدیون او هستیم.»
چالشهای مالی و همچنین پیدا کردن انیماتورهای حرفهای یکی از بزرگترین موانع در فرآیند تولید بود، بهطوریکه حتی در طراحی شخصیتها هم اثر گذاشت. شخصیتها طراحی نازک و سادهتری پیدا کردند تا کار برای انیماتورها آسانتر شود. ملایمی میگوید: «ما مدام مجبور بودیم دستمزد اعضای تیم خود را افزایش دهیم تا بتوانند زندگی کنند و البته هرگز قادر به پرداخت آنچه که شایسته آنها بود، نبودیم. قیمت کامپیوترها و تجهیزات بالا میرفت. یک بار، اوایل پروژه، سینتیک ما به دلیل نوسانات برق خراب شد و نمیتوانستیم یکی دیگر بخریم، بنابراین مجبور شدیم از تبلتهای معمولی برای باقیمانده پروژه استفاده کنیم. این همه در حالی که درآمد ما متناسب با افزایش قیمتها نبود.»
علاوه بر این، در طول مراحل تولید، حسین ملایمی به بیماری «آلوپسی یونیورسالیس» مبتلا شد که باعث ریزش تمام موهای بدن و صورتش در عرض یک ماه شد. این موضوع بهطور مستقیم تأثیر زیادی بر روحیه و وضعیت روانی تیم گذاشت.
پس از شش سال و نیم تلاش مستمر، تیم سازنده توانست «در سایه سرو» را به اتمام برساند. هرچند این موانع حتی درست تا روز مراسم اسکار با آنها همراه بود. حسین ملایمی و شیرین سوهانی چندین روز در عمان سرگردان بودند تا ویزای آمریکا را دریافت کنند و هواپیمایشان درست سه ساعت قبل از مراسم اسکار به لسآنجلس رسید و آنها مجبور شدند در دستشویی ساختمانی که اسکار اهدا میشد، لباسهایشان را عوض کنند.

کارگردانان «در سایه سرو» میگویند که معجزه شد که برنده اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شدند، اما آنها به همه نشان دادند که عشق، امید و توانایی مقاومت در برابر موانع، بزرگتر از هر معجزه و هر مانعی است؛ درست همان چیزی که در فیلمشان به نمایش گذاشتند.


قشنگ بود