منصوره راعی از طایفه دختران سفر بود / منصوره شجاعی
انجمن زنان زنده :ایوان مدائن یادگار حضور تمدن پارسی است دردیاری که ساکنانش ، پارسیان امروز را عجم می نامند و خودرانیز عرب . بسیارند نقاطی که تاریخ گذشته و کنونی اشان حکایت از صاحبان نا پایا و گونه گون دارد. اما نه شاهان ونه صاحبان ونه حتی ساکنان دیر پای دیاران ، هیچ یک مالکان حقیقی آن نیستند. مالک راستین و همیشهء دیاران و تمدن ها ی گوناگون ادوار ، هم اوست که بال پرواز را برخود نبسته و ذهن و نگاه خویش را چونان به جهان دوخته و از جهان چندان بهره برده است که سیر دوران و تغییر دیاران نیز هیچ تملکی را از او نمی رباید. در میان این طایفه از مالکان جهان ، منصوره راعی بی تردید یکی از متمول ترین و بیش اندوخته ترین آنان بود.
او کودکی را درسایه ستون های سترگ ایوان مدائن در عراق می گذراند و در دوران دبستان در هیئتی متفاوت به مدرسه پسرانه اخوت در حومه بغداد می رود که دختروار نباشد که محروم شود از دانش مردانه.!! و بدین گونه سفری غریب در غربت رانیز می آزماید.
فصل رفتن به دبیرستان را در سایه کنج های خانه کودکی اش دور از آفتاب داغ آن سرزمین و در خنکای سایه آموزش پدر به آموختن می نشیند ، که حضور در دبیرستان پسرانه برای دختران ممنوع بود واز سویی برای دختران ایرانی دبیرستانی نیز وجود نداشت. سرانجام در سال های آخر دبیرستا ن به ایران بر می گردد. اما آنجا هم نمی ماند و خود اینگونه تعریف می کند :” سال های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۳ در سرگردانی بین دانشگاه پهلوی شیراز و دانشگاه مون پلیه فرانسه و مستقر شدن در تهران گذشت …” وسرانجام می ماند که راه رااز نو آغاز کند و خود انتخاب گر مسیر خویش شود.
شهر به شهرگشتن و کشور به کشور گشتن او یادآور کنجکاوی همان کودکی است که فیلسوفی چینی اینگونه به تصویرش کشیده است که :” پس از پرسیدن راه شادمانه آواز می خواند و در جاده پیش می رفت .” آری بی تردید همو بوده است ، هم او که کودک درون خویش را مادرانه حفظ می کند و به تیمارش می نشیندتا به گفته خودش :” تداوم حضور کودک درونش ، انسانیت را معنا ببخشد” و طی طریق را چنین آغاز کند:
پس از به پایان رسانیدن تحصیلات خویش ، در سال ۱۳۵۳ در آزمون طرح مدارس تجربی برای تغیر نظام آموزش کشور پذیرفته می شود و به عضویت شورای مرکزی این مدارس در می آید.درسال ۱۳۵۶ به عضویت انجمن پزوهشی پویا که در مدرسه فرهاد خانم میرهادی پا گرفته بود در می آید . سال ۱۳۵۷ به شورای کتاب کودک می پیوندد و تا سالهای متمادی وحتی در دوران بیماری اخیر به عنوان عضو هیئت مدیره انتخاب می شود. یکی از ۵ نفری بودکه نخستین حلقه تولد فرهنگنامه کودکان ونو جوانان را به ابتکار خانم میرهادی درسال ۱۳۵۸ شکل داده است. ازسال ۱۳۶۷ به عوان دبیر انجمن پویا انتخاب می شود و نقد نگاه جنسیتی کتاب های درسی آموزش و پرورش را از طریق کارشناسان انجمن پویا پیش می برد. وسرانجام دغدغه تغیر متون کلیشه ای کتاب های درسی را در قالب طرح ها و پیشنهادات کارشناسانه از طریق انجمن پویا به آموزش و پرورش ارائه می دهد. اززمان عضویت در شورا سرپرستی و تدریس دوازده دوره کارگاه آشنایی با ادبیات کودکان را عهده دار بود. و دو دوره درسال ۱۹۹۸و۲۰۰۰به عنوان عضو ایرانی هیئت داوران جایزه بین المللی هانس کریستین اندرسن انتخاب شد. سال ها ویراستار ایرانی مجله Book Bird بود و مترجم بخش اعظم پیام های روز جهانی کودک بوده است.
باوجود داشتن مدرک برای تدریس در دانشگاه ،خود مصمم به همکاری با آموزش و پرورش بود و پس از بازنشستگی به تدریس در دانشگاه مشغول شد.
او که همچنان بر نقش انتخاب گر خویش پای می فشرد هیچگاه ازدواج نکرد و خود نقل می کرد که پدررا با استدلال های برگرفته از طبیعت رها و آزاده خویش متقاعد میکند که اونیز انتخاب دخترش را ارج نهد. نقش انتخاب گر وی گویا سر آن داشته که نگذارد بیماری سرطان از پای در آوردش وشاید بدین سبب ، پس از۵ سال دست و پنجه نرم کردن با این بیماری و علیرغم رسوخ سرطان در تمامی سلول های مهربانش سرانجام در اثر سکته قلبی جان می سپارد.آری ، تصمیم گرفته بود که مرگش در اثر سرطان نباشد.!!
