نیمی از من در ایران مانده است

هر موشکی که بر ایران فرود می‌آمد، انگار قلبم را می‌زد.

نویسنده: آمنه نوری از کابل

کانون زنان ایرانی

روزهای اول ماه مبارک رمضان بود. نشسته بودم و در فکر این بودم که آرام‌آرام هر دو طبقه خانه را تمیز کنم و تغییراتی در زندگی‌ام ایجاد کنم. برای هر کاری، عادت دارم اول آن را در ذهنم تصور کنم؛ حتی نوشتن، با تمام علاقه‌ای که به آن دارم، تا زمانی که از آغاز تا پایان در ذهنم شکل نگیرد، روی کاغذ نمی‌آورم.
در همین حال‌وهوا بودم که ناگهان دلم آشوب شد. موبایلم را گرفتم و وارد فضای مجازی شدم. فیسبوک و اینستاگرام پر از اخطارهایی درباره حمله به ایران بود. دلم فرو ریخت؛ آن‌چنان که گویی بخشی از جانم در خطر است.
درست است که من افغانستانی هستم، اما ایران برایم فقط یک کشور همسایه نیست. زادگاهم آنجاست؛ در آنجا متولد شدم، بزرگ شدم و درس خواندم. خانواده‌ام هنوز در ایران زندگی می‌کنند. پدرم زمانی که نوجوان بود به ایران رفت و حالا بیش از پنجاه سال است که آنجا زندگی می‌کند. من هجده سال اول عمرم را در ایران گذرانده‌ام و حالا هجده سال است که از آن دورم. حقیقت این است که نیمی از من همیشه در ایران مانده است.
چند روز بعد، دقیق یادم نیست یک روز بود یا دو روز جنگ آغاز شد و من نیز از درون فرو ریختم. هر موشکی که بر ایران فرود می‌آمد، انگار قلبم را می‌زد. تنها کسی که با او درد دل می‌کردم، همسرم بود. به او گفتم: «چه خواهد شد؟ آمریکا ابرقدرت جهان است و اسرائیل هم در کنار آن؛ آخر این جنگ چه می‌شود؟»
او آرامم کرد و گفت: «باید عملکرد ایران را دید و امیدوار بود که این کشور بتواند در برابر فشارها ایستادگی کند.» یاد صحبت‌های پدرم افتادم که همیشه می‌گفت: «ایران کشوری قوی است و تجربه و پشتوانه‌ای دارد که به‌سادگی از پا نمی‌افتد.» این حرف‌ها مرا دلگرم می‌کرد و هر روز مرا به دعا و امید می‌کشاند.
در همان روزها، فضای مجازی پر شد از تحلیل‌ها، شایعات و حرف‌هایی که گاهی قلبم را می‌فشرد. برخی ایرانیان خارج از کشور تحت تأثیر جریان‌های سیاسی، سخنانی می‌گفتند که آزاردهنده بود و حتی به ملیت و هویت من توهین می‌کردند. برخی، پسر آخرین شاه ایران را تحسین می‌کردند و او را جایگزین رهبری ایران می‌دانستند. من در صفحه اینستاگرامم استوری گذاشتم و از دوستانم خواستم کمی منصفانه‌تر نگاه کنند، تا ببینند چه خیانتی به کشورشان شده و با قلبی باز، حقیقت را بفهمند.
اما پاسخ‌ها بعضی اوقات تلخ و پر از بی‌مهری بود. برخی می‌نوشتند:
«تو افغانی هستی، بهتر است به کشور خودت فکر کنی.»
یا: «چطور ممکن است طرفدار جمهوری اسلامی باشی؟»و نمی ‌فهمیدند مخالفت با نابودی ایران ارنباطی با دفاع از هیچ حکومتی پیدا نمی‌کند.
این برخوردها برایم سنگین بود، اما بیشتر از هر چیز، مرا به فکر فرو برد. آنچه برایم اهمیت دارد، نگاه منصفانه و انسانی است، نه فقط هیجان لحظه‌ای.
در میان این بحث‌ها، نام شخصیت‌های مختلف هم مطرح شد؛ از جریان‌های سیاسی داخلی گرفته تا پرونده‌های جنجالی مانند جزیره اپستین. هرکس از زاویه‌ای به موضوع نگاه می‌کرد، اما تجربه واقعی مردم چیزی بود که هیچ تحلیلگر و خبرگزاری نمی‌توانست منتقل کند.
با تمام این‌ها، ایمان من نقطه ثباتم بود. در روزهایی که همه چیز متزلزل می‌شود، ایمان به خدا و باور به حق، همان تکیه‌گاه واقعی من است. برای من، دین فقط شعار نیست؛ همراه با عدالت، انصاف و همدلی معنا پیدا می‌کند.
در کنار نگرانی‌ها و اخبار تلخ، چیزی که امیدبخش بود، اتحاد مردم بود. شیعه و سنی بیش از گذشته به هم نزدیک شدند و حس دوستی و همدلی در جامعه پررنگ شد. بسیاری از کسانی که قبلاً با یکدیگر اختلاف داشتند، امروز با نگاه یکدیگر همدل شدند و حتی برخی از اهل سنت تصمیم گرفتند با شیعیان همراستا شوند و مشترکات بیشتری بیابند. این وحدت، بزرگ‌ترین تجربه برای من بود و نشان داد که مردم، در سخت‌ترین لحظات، می‌توانند کنار یکدیگر باشند.
برای من این روزها، فقط بحران سیاسی نیست؛ بلکه تجربه‌ای عمیق از دلتنگی، نگرانی و فهم انسان است. تجربه‌ای که یادآوری می‌کند در میان همه اختلاف‌ها، آنچه مهم است، انسان و رنج اوست.
روزهای سختی‌ است؛ از طرفی هموطنانم به من و امثال مان میگویند خائن هستید .ایران مهاجرین را رنج داد؛ توهین کردند و زدند ،و هزاران ظلم دیگر ! حالا تو چرا نگران آنها هستی؟
از طرف دیگر ایرانیان طرفدار پهلوی به من فحش می‌دهند که چرا با جنگ مخالفت می‌کنی؟ جنگ برای تغییر حکومت لازم است…و من نمی‌فهمم که چرا این حرف ساده را کسی درک نمی‌کند: بمب برای هیچ کس سعادت نمی‌آورد، نه برای ما نه برای همسایه… مخالفت باجنگ و بمباران یک ارزش بنیادین انسانی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.