اعظم نوری، اولین شهردار زن در تهران :زنان میتوانند از سقف شیشهای مدیریت عبور کنند
سرمایه
امیلی امرایی
زهرا صدراعظم نوری سالهاست که در حوزهء محیطزیست فعالیت میکند. اما بسیاری از افراد او را در تهران با عنوان دیگری میشناسند، اولین زن شهردار ایران، او باوجود تمام معضلاتی که در سطوح بالای مدیریتی برای زنان وجود دارد توانست از سقف شیشهای مدیریت عبور کند و حالا مدتی است که خود را برای حضور در شورای شهر تهران به عنوان کاندیدای اصلاحطلبان آماده میکند. از عمده فعالیتهای فرهنگی او طی چند سال اخیر میتوان به راهاندازی فرهنگسراهای بهمن و خاوران اشاره کرد، او به همراه همکارانش طی دههء ۷۰ گامهای موثر بسیاری را در این زمینه برداشتند. وی همچنین مدتی مدیر محیطزیست استان تهران بود، همچنین همزمان با بازیهای زنان کشورهای اسلامی ایران به عنوان شهردار دهکدهء المپیک فعالیت میکرد، نوری در راستای فعالیتهایی که در حوزهء محیطزیست انجام میداد جزو اولین کسانی بود که پروژهء جداسازی و تفکیک زباله را در تهران پیاده کرد.
پیش از آن که به عنوان اولین زن شهردار ایران منصوب شوید به عنوان یک مدیر فرهنگی فعالیت میکردید، پروسهء رسیدن شما به سمت شهردار چه طور طی شد؟بعد از جنگ در دههء ۱۳۷۰ بود که من به همراه برخی از دوستانم در محلههای جنوب تهران به برگزاری برنامهء فرهنگی و اجتماعی اقدام کردیم و این فرآیند گام به گام پیش میرفت و هر روز با استقبال بیشتری از سوی قشر جوان مواجه میشد، آن قدر که این روند به نهضت فرهنگسراسازی خانهء فرهنگها تبدیل شد. اولین گام ما در این زمینه به تاسیس فرهنگسرای بهمن ختم شد که حاصل آن طی این سالها به بار نشسته است کمی بعد با حمایتهای شهرداری تهران اقدام بزرگتری کردیم یعنی تاسیس فرهنگسرای خاوران در زمینی به مساحت ۱۵۰ هزار متر مربع که همانند یک مرکز فرهنگی با پوشش وسیع عمل میکرد، فرهنگسرای خاوران موفق شد که به شدت فرامنطقهای عمل کند، تا جایی که در آن سالها بیشتر مقامات کشوری و دستاندرکاران عرصهء فرهنگ و هنر از این مرکز بازدید کردند، همین مساله باعث آشنایی و حمایت شهردار وقت تهران غلامحسین کرباسچی از این مرکز شد و او با دیدن موفقیت این مرکز حضور مرا به عنوان شهردار در شهرداری منطقهء هفت تهران پیشنهاد کرد و من از این پیشنهاد استقبال کردم.
شهرداری یکی از حوزههای اجرایی است که در تماس مستقیم و بیشمار با طبقههای مختلف جامعه است، مدیریت چنین نهادی برایتان دشوار بود؟
به نظرم برخی از خصوصیات بیش از این که ذاتی باشند، اکتسابی هستند، من از سالها پیش از طرف اطرافیانم همیشه به عنوان شخصیت محوری در کارهای جمعی شناخته شده بودم، بعدها هم با پیگیریهای خودم این روند با موفقیت روزافزونی همراه شد. از طرفی حضور من در این سطح از مدیریت شهری در این سالها بیسابقه بود و همین مساله سبب شد که تا مدتی باور این نکته که جنسیت در ادارهء امور تاثیری ندارد بر فضا حاکم باشد، اما این فضا حتی سه هفته هم طول نکشید، متاسفانه طبق معمول در آن سالها هم بسیاری این انتخاب را یک نوع نمایش میدانستند و معتقد بودند ادارهء امور از جای دیگری است و برخی هم مدام سعی میکردند القا کنند که این انتخاب سیاسی است و بس. حتی گاهی وقتها برخی از افراد متعصب که متاسفانه تعدادشان کم هم نبود این حضور و انتخاب را منافی ارزشهای اسلامی میدانستند، اما به هر حال دوستان با فکری بودند که مرا برای ثابت قدم بودن در این راه تشویق کردند، به هر حال میتوان از سقف شیشهای مدیریت و به نظرم تنها با حضور پرشمار در این بخشها از آن عبور کرد.
در تمام آن سالها تلاشام این بود که به دور از حرکتها و شعارها با عمل درست و تعامل بیشتر با مردم، توانمندیهای شهرداری منطقهای را که سرپرستی میکردم، ثابت کنم.
یعنی جنسیت هرگز تاثیری در دشواری یا سهولت طی شدن فرآیند کارهایتان نداشت؟
به هر حال شهردار از جایگاه _تعریف شدهای برخوردار است و زیر مجموعهاش هم باید از ضوابط نظاممندی که در اغلب نهادها یکسان است، پیروی میکند. من از همان روز اول تلاشام بر این بود که با قاطعیت کارم را ادامه بدهم، درست از لحظهای که مراسم معارفه و تودیع به پایان رسید من با کار در شهرداری درگیر شدم با مردم در تعامل بودم، علاوه بر دیدارهای هفتگی حداقل یک بار در طول هفته از حوزهام بازدید میکردم و طی هفت سالی که در این سمت بودم هرگز احساس نکردم که باید گامی به عقب بردارم.
دربارهء دیدارهای هفتگی کمی توضیح بدهید؟ مردم عادی وقتی با یک شهردار زن مواجه میشدند چه واکنشی نشان میدادند؟
دیدارهای هفتگی سالهاست که در شهرداریهای تمام تهران و حتی برخی از شهرستانها مرسوم است، درست بعد از سال ۶۷ و اصلاً کار بینظیری نیست و در ادامهءروند حل معضلات مردم ملاقاتهای عمومی هم گنجانده شده است و به نظرم نیازی به بزرگنمایی ندارد. بیاینکه بخواهم بگویم زنان در جامعهء ما به جایگاهی که حقشان است رسیدهاند، باید بگویم که خوشبختانه در فرهنگ ما نکات ریز قابل احترامی وجود دارد که ناشی از فرهنگ ایرانی و اسلامی ماست، مردم وقتی با یک خانم برخورد میکنند ناخودآگاه دست از برخورد تدافعی و تند میکشند. در دیدارهای عمومیام سعی میکردم فضایی را فراهم کنم که مراجعانم احساس راحتی بکنند و حتی اگر نمیتوانستم مشکلشان را حل کنم، حداقل با آنها همدردی میکردم و یا التیامی برای دردهایشان بودم.
بسیاری معتقدند مدیران زن اغلب در ردههای بالا دست به تبعیض جنسیتی میزنند و از همکاران و زیرمجموعههای همجنس استفاده میکنند؟
در منطقهء هفت خوشبختانه این رویکرد وجود نداشت. در سطح مدیریتی شش معاون و شش مدیر با من همکاری داشتند که به هیچوجه مسالهء جنسیت مطرح نبود و هیچ تاثیری در روند کار نداشت، به نظرم این بحثها را نمیتوان در کارهای ممتد و گسترده مطرح کرد زیرا به شدت مشکلآفرین میشود.
شما یکی از بنیان گذاران اصلی انجمن زنان مدیر در ایران هستید، نحوهء فعالیت و هدف از تاسیس این انجمن از کجا نشات گرفته است؟
در سال ۱۳۷۵ به همراه جمعی از زنان که در سطوح مدیریتی پستهای مهمی داشتند تصمیم گرفتیم برای تعامل بیشتر و انتقال تجربههایمان در یک انجمن گردهم بیاییم، به نظرم شاید به این ترتیب بتوان با انتقال تجربهها و گفتمان حضور زنان را در سطوح مدیریتی از این حالت انگشتشمار خارج کنیم. خوشبختانه برنامههای زیادی را در زمینهء توانمندسازی زنان تعریف کردیم و در همایشهای مختلف تجربههایمان را در اختیار دوستانمان گذاشتیم و طی این مدت سعی کردهایم این راهکارها را عملی کنیم. هستهء اصلی این انجمن شامل ۱۰ مدیر زن است.
شما در دورهای که شهردار بودید، تهران را به خواهرخواندگی شهری در ونزوئلا درآوردید و کلید طلایی ونزوئلا را دریافت کردید، چطور این کلید را دریافت کردید؟
به همراه عدهای از دوستانم برای شرکت در کنفرانس توسعهء پایدار به آفریقای جنوبی رفتم. در این میان سفری نیز به ونزوئلا داشتیم که طی آن با شهرداران شهرهایی همچون کاراکاس دیدار و از این فرصت استفاده کردم و روابط بین دو کشور را تقویت کردم و به آنها پیشنهاد دادم که برای حل معضلات هر دو شهر با هم تعامل داشته باشیم. بعد هم در کاراکاس خیابانی را به نام تهران نامگذاری کردند و مجسمهای از حکیم عمر خیام را در یکی از دانشگاههای کاراکاس نصب کردند و ما در مقابل بلواری را به نام قهرمان این کشور سیمون بولیوار نامگذاری کردیم.
شما امسال در انتخابات شورای شهر به عنوان کاندیدای اصلاحطلبان حاضر شدهاید، نقش زنان در شوراها را چگونه ارزیابی میکنید؟
شورای شهر برای جامعهای راهکار تعیین میکند که متشکل از زنان و مردان است و در نتیجه قبل از هر چیز باید در این بخش تعادل برقرار باشد، زنان بخش اعظمی از جامعهء ما را تشکیل میدهند و باید قبل از هر چیز به تامین امنیت روحی و اجتماعی این افراد دست زد، ایجاد فضاهای سالم برای استفاده در اوقات فراغت باید از عمده مسایلی باشد که در شوراهای شهر تهران به آن پرداخته میشود. متاسفانه رشد اجتماعی زنان در اغلب موارد نادیده گرفته میشود و به نظرم شوراها میتوانند ایجاد این فضا را سهلتر کنند. وقتی که در دانشگاهها بیشترین دانشآموختگان را زنان و دختران تشکیل میدهند چطور میتوان قبول کرد که حضور آنان در سطح جامعه کمرنگ باشد.
از طرفی هر قدر تعداد زنان در سطح جامعه و بخشهای اجتماعی کمتر باشد، محدودیتها بیشتر میشود.
در حال حاضر فعالیتهایتان بیشتر در چه بخشهایی است؟
طی این سالها علاوه بر فعالیت در بخش مدیریتی شهرداری منطقهء هفت، دو سال مدیر محیطزیست شهر تهران بودم. مدتی مسوول حوزهء نظارتی شمال تهران بودم و در کنار اینها همچنان فعالیتهایم را در عرصهء ایجاد مراکز فرهنگی ادامه میدهم. امیدوارم بتوانم در هر بخشی از بدنهء این اجتماع تنها به هدفی که میخواهم برسم و آن هم حل معضلات اجتماعی و ایجاد آرامش روانی است.
