یک خانه پر از دختر; خوابگاه دختران دانشجو
با آغاز سال نو آموزشی، هزاران دختر دانشجو به دانشگاههای شهرهای مختلف افغانستان بازگشتهاند و دهها دختر دیگر هم از ولایتهای مختلف برای آموزش عالی در دانشگاههای منطقهای، به شهرهای بزرگ افغانستان رفتهاند.
این دختران دانشجو دور از خانوادههایشان در خوابگاههای دخترانه در این شهرها بود و باش (اقامت) دارند که تحت حمایت دولت قرار دارد. در ولایت بلخ حدود ۱۵۰ دختر در خوابگاه دخترانه اقامت دارند.
اما برای دخترانی که هنگام زندگی با خانواده، کمتر اجازهء بیرون رفتن از محوطه خانه را دارند، بود و باش در خوابگاه، دهها کیلومتر دور از زادگاهشان چگونه است؟
در شهر مزارشریف در شمال افغانستان، دیوارهای بلند سیمانی چهار طرف خوابگاه دختران دانشجو را که در محوطهء دانشکدهء پزشکی موقعیت دارد، حصار کرده است.ساختمان یک طبقه طویل به اتاقهای کوچک و بزرگ چند متری تقسیم شده و در یک اتاق تا ۱۰ دختر میخوابند. آشپزخانه و حمامشان نیز مشترک است.این دختران از شهرها، فرهنگها، اقوام و مناطق مختلف افغانستان هستند; دختران زیادی از کابل، بدخشان، تخار، فاریاب، جوزجان و دیگر مناطق کشور به مزارشریف آمدهاند تا به آموزش عالی بپردازند.در فصل بهار، درختان سرسبز و سبزه خودرو، حویلی (حیاط) کوچک خوابگاه دخترانه را به باغچهای شبیه ساخته است.اما روزانه به جز رفتن به صنفهای درسی، تمام زندگی دانشجویان محدود به همین خوابگاه است.
بوی قورمه
دولت، غذای دختران را تامین میکند اما غذای دختران به وسیله موتر (خودرو) از محل دانشگاه بلخ که فاصله تقریباً دو کیلومتری با خوابگاه دارد، آورده میشود و به علت سرد شدن و بد بودن کیفیت آن، بسیاری از دختران برای خود غذا میپزند.
بهار، دانشجوی رشته پزشکی میگوید: «چهار، پنج محصل (دانشجو) که در یک اتاق هستیم، روی هم پول میگذاریم و دو نفر ما میرویم بیرون تا خرید کنیم. بعداً هر روز یک نفر موظف میشود که غذای دلخواه ما را بپزد، چون غذایی که از دانشگاه آورده میشود، مورد پسند ما نیست.»
بیشتر وقت دختران در خوابگاه، به پخت و پز، تمیز کاری اتاقها و شستن فرشها و لباسها میگذرد.
بهار میگوید،روزی که موظف به مراقبت از اتاق است، بیشتر وقت را صرف تهیه غذا و پاک کاری اتاق میکند و وقتی برای درس خواندن ندارد.
با این حال، غذای نامناسب، کوچک بودن اتاقها، نگرانیهای امنیتی و محیط بسته خوابگاه دخترانه، موجب شده که بسیاری از خانوادهها تمایل نداشته باشند دخترانشان در این محل بود و باش کنند.
بسیاری دانشجویان که وضع اقتصادی مناسبی ندارند، راهی جز زندگی در این خوابگاه ندارند. آنها با مشکلات زیاد میتوانند اجازه اسکان در خوابگاه را پیدا کنند چون مقامات میگویند که خوابگاه گنجایش دانشجوی بیشتر را ندارد.
به جز کتابهای درسی، وسایل سرگرمکنندهء دیگری در اختیار این دختران قرار ندارد.
به تازگی یک دستگاه تلویزیون در دفتر مدیر خوابگاه آورده شده و عصرها دختران به صورت دسته جمعی برنامههای تلویزیونی را دنبال میکنند.
تلویزیون پشت در بسته
اما بعضی از دانشجویان میگویند وقتی مدیر خوابگاه حضور ندارد، در دفترش را میبندد و کسی حتی اجازه روشن کردن تلویزیون را ندارد.
با این حال، این تلویزیون همیشه نمیتواند اوقاتفراغت دختران را پر کند. از این رو دانشجویان دختر میگویند در مواقع مختلف احساس تنهایی میکنند.
ماریا دانشجوی رشتهء علوم اسلامی میگوید: «وقتی در محوطهء بسته خوابگاه دق میشود (حوصلهاش سر میرود)، مادرش را به یاد میآورد.»
او میگوید: «خیلی دلم میخواهد که تحصیلم زود تمام شود و به خیر پس پیش خانواده بروم. بعضی از شبها که مادرم بیشتر به یادم میآید، احساس تنهایی میکنم.»
پیش از این، سالها شبه نظامیان گروههای مختلف که شهرهای افغانستان را در کنترل خود داشتند، نگرانیهای زیادی از ناحیه اقامت دختران در خوابگاه وجود داشت اما حالا یک تیم نیروهای آموزشدیدهء پلیس مسوول نگهبانی از خوابگاه دخترانه است و نگرانیهای امنیتی در خوابگاه کمتر شده است.
با این همه، دختران دانشجو و پدران و مادرانشان با شمارش دقیقهها، چهار سال یا بیشتر از آن را منتظر پایان تحصیل دخترانشان مینشینند، به این امید که سرانجام آنها بتوانند هم به خود و هم به اجتماعشان مصدر خدمت شوند.
منبع: سایت بیبیسی فارسی
