بقایای مردسالاری در خانوادههای مدرن نیز وجود دارد
سرمایه _مریم رحیمیسجاسی:بین ساختار قدرت در خانواده و رضایتمندی زناشویی زنان رابطه وجود دارد. به این معنا که هرچه قدرت زن در خانواده افزایش یابد، میزان رضایت از زندگی زناشویی کاهش مییابد.
«بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با رضایتمندی زناشویی زنان کارمند و خانهدار» که توسط محبوبه ذوالفقارپور انجام شده، نشان میدهد: «زن یا شوهر در صورتی که ساختار قدرت حاکم بر خانواده نزدیک به سیستم ایدهآل شان باشد، از کیفیت بالای روابط زناشویی بهرهمند میشود و اگر ساختار قدرت حاکم بر خانواده از سیستم _ایدهآلشان دور باشد، کیفیت روابط پایین است. یعنی ادراک هریک از زوجین از سیستم قدرت در زندگی، با کیفیت رابطه مرتبط است نه نوع ساختار حاکم بر خانواده. بنابراین زنان ما هنوز به نقش خود در زندگی زناشویی، به صورت سنتی نگاه میکنند. ایدهآل آنهاست که شوهرانشان تصمیم گیرندهء اصلی باشند و نقش انفعالی مرد در زندگی زناشویی مطابق سیستم ایدهآلی آنها نیست.
این پژوهش که ۱۰۰ نفر از زنان خانهدار مناطق سه، شش و ۱۶ تهران و ۱۰۰ نفر از زنان کارمند ارگانها و سازمانهای دولتی را به روش تصادفی، با ابزار پرسشنامه مورد پژوهش قرار داده، نشان میدهد اگرچه افزایش قدرت زن در کل باعث کاهش رضایتمندی آنها میشود، اما در زمینههای اقتصادی، تربیت فرزندان و روابط اجتماعی هرچه قدرت زنان افزایش یابد، رضایتمندی زناشویی آنها نیز افزایش مییابد.
نتایج دیگر این پژوهش نشان میدهد، میانگین نمرات زنان خانهدار در شاخص ساختار قدرت در خانواده بالاتر از زنان کارمند است. با این وجود زنان شاغل، حتی در امور اقتصادی نه تنها رضایتمندیشان افزایش نیافته بلکه کاهش نیز یافته است، زیرا متحمل فشار روانی بیشتر نظیر انتظارات شغلی، خانوادگی شده و به علت حضور کمتر در خانه، از میزان تصمیمگیریشان نیز کاسته شده است.
نتایج دیگر این پژوهش نشان میدهد، هرچه تحصیلات شوهر افزایش یابد، از میزان قدرت زن در خانه کاسته میشود. با این وجود افزایش تحصیلات زن تاثیری در افزایش قدرت وی ندارد زیرا بقایای مردسالاری در خانوادههای مدرن نیز وجود دارد.
علاوه بر این افزایش طول دورهء زندگی زناشویی نیز تاثیری در قدرت زنان ندارد. زیرا باورهای سنتی در طول دورهء زندگی تغییر نمیکند همانطور که با افزایش دستمزد زنان، قدرت آنها در خانه افزایش نمییابد.
در ادامه، این پژوهش حاکی از آن است که بین مشارکت شوهر در انجام وظایف خانگی و ساختار قدرت در خانواده رابطهای نیست زیرا در جوامع سنتی همچنان از زن انتظارهای خانگی بیشتر میرود.
در نهایت، این پژوهش به این نکته میرسد که افزایش رضایتمندی از زندگی زناشویی به تغییر تصور زنان از نقششان بستگی دارد نه چیز دیگر، که پژوهشگر در اینباره هم پیشنهاداتی میدهد: «ایجاد خانوادهای دموکراتیک، برای شناخت مرد از اهمیت نقش همسر در تصمیمگیریها. آموزش و پرورش و رسانههای جمعی در ایجاد خانوادهء دموکراتیک نقش اساسی دارند. برخی باورها و ارزشهای اجتماعی در مورد مشارکت زن و مرد توصیههایی دارد که پایبندی به آنها میتواند خانواده را دموکراتیک کند.»
