آرزوی آزادی ،به خاطر بازگشت بهمن احمدی امویی به بند عمومی /سمانه موسوی
سرانجام بهمن احمدی امویی به بندعمومی اوین برگشت. این روزها ژیلا خیلی بیشتر از روزهای رفته ، نگران همسر دربندش بود. نگران اینکه بهمن را از انفرادی به دادگاه ببرند ، نگران اینکه مجددا شرایط سخت تری در انفرادی بر بهمن خواهد گذشت.
ما سلاحی جز نوشتن و گفتن حرف دلمان نداریم و ژیلا در تکاپوی فراهم کردن اوضاع و شرایط بهتری برای همسر مهربانش از این سلاح استفاده کرد.
ژیلا در نامه ای برای دادستان نوشت : «آقای دادستان !اگر تنبیه بهمن را به خاطر اعتراضی که به شرایط نامناسب رفاهی و بهداشتی بند کرده ،ضروری می دانید ، شاید بتوانید اجرای بخشی از این تنبیه را به روزهای پس از دادگاهش منتقل کنید. اجازه بدهید در چنین روزهایی با بودن در سلول عمومی و حق استفاده از تلفن و ملاقات خودش را برای دادگاهی که به زودی برگزار می شود ،آماده کند. آقای دادستان !اجازه ندهید که بهمن احمدی امویی را از سلول انفرادی به دادگاه ببرند.»
اینروزها همه ما نگرانیم و دلتنگ برای زندانیان دیده و نا دیده و برای آینده و حکمی که برایشان صادر میشود.
ما با دلتنگی یکدیگر پژمرده میشویم ، باشادمانی یکدیگر زنده.
قرار شد در این شرایط سخت با دوستم همراهی کنم و از بهمن عزیز و مشکلات ژیلای مهربان بنویسم که امروز این خبر را با هزار امید، هزار بار نوشتیم:
بهمن احمدی امویی از سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شد
چه شوقی در این خبر نهفته بود که خودم هم متعجب شدم. از اینکه به حبس در بند عمومی هم شادمان میشویم و پیام تبریک میفرستیم !
با خودم میخندم نمیدانم خنده ام از تصور روز آزادی بهمن و شادمانی ژیلای عزیز است یا خنده تلخی است از اینکه با دیدن این خبر این چنین خوشحال شدم.
آزادی همه زندانیان راه اندیشه را آرزو میکنم
