بهمن جان، تو فراموش نشدی
مگر نه اینکه به دور تو حصارهای بلندی کشیده اند که منتشر نشوی؟! اما تو فراموش نشدی بلکه یاد تو هر روز بیشتر از روز پیش در قلبها و یادها تکثیر می شود. و چه بودنی و حضوری باشکوه تر از این!
ادامهمگر نه اینکه به دور تو حصارهای بلندی کشیده اند که منتشر نشوی؟! اما تو فراموش نشدی بلکه یاد تو هر روز بیشتر از روز پیش در قلبها و یادها تکثیر می شود. و چه بودنی و حضوری باشکوه تر از این!
ادامهحالا درست ۷۳۰ روز از دوریت گذشته .روزهایی که برای ما عمری گذشته . امروز دومین سال دربند بودنت هم تمام شد . روزی که درست با سومین روز اعتصاب غذایت هم همراه شده و دلهای نگران ما را می لرزاند، برای سلامت تو و دیگر دوستان و هم بندان عزیزت .
ادامهدختر بچه ای ۳ ساله، شرت پایش، پیراهنی تا زانو . ضربه ی پای مادری که جورابِ ضخیم سیاه پوشیده شده با حمایت نگاههای پدر: انقدر ولنگ و واز نشین. دستانی پر قدرت، دستان پر قدرت مادری که حالا با دستانش با کمی خشم نگاهش و صورتش که از جدی شدن آنی رنگ باخته، پای دختر را میبندد : زشته درست بشین و دختری که به جماعتی چشم دوخته چشم می اندازد
ادامهبهمن که دغدغه تغییر وضعیت زنان را دارد، مشوق دختران جوان خانواده اش به پیوستن به جنبش آزدای خواهانه زنان کشورش است. او و ژیلا برگه های کمپین را برای زنان خانواده به ارمغان می برند و تسهیل گر کارگاهی می شوند که در آن حقوق زنان آموزش داده می شود.
ادامهبه کشور با شهامتی بیاندیشیم که این سالها دارد متولد میشود، بهخاطر رنجهایی که تو و خیلیهای دیگر تحمل کردهاید،بهخاطر دانشجویانی که دیگر نیستند، بهخاطر مادرانی که هرهفته، هر روز، هر ساعت منتظر بازگشت فرزندانشان هستند تا آنها را دوباره در آغوشبگیرند، بهخاطر زنان شجاعی که خواهان حقوقشان هستند، بهخاطر دانشجویان خستگی ناپذیر.
ادامهبهمن احمدی امویی را نخستین بار در روزنامه جامعه دیدم، در نظرم پرهیبت می آمد به مانند “غول های مهربان ” داستان های کودکان. اما شناختم از او به آشنایی ام با ژیلا برمی گردد، و ثبت تصویر این زن و شوهر جوان در میدان هفت تیر و در دفاع از فعالان جنبش زنان. در آن دوران آن دو را بیشتر روزنامه نگار می دیدیم و بعدتر از هم پیمانان جنبش زنان.
ادامهآقا بهمن ! دنیا عجیب شده است و من به این عجیب بودن عادت نمی کنم. دنیا عجیب شده است که حالا تو به جای این که توی دفتر روزنامه ات نشسته باشی و من ِ تازه کار بیایم از تو و ژیلا کار یاد بگیرم ، باید حالا دراوین باشی و به همه تیترهای نزده و صفحه های نبسته ات فکر کنی و من اصلا خودم هم ندانم این سر دنیا چه می کنم.ـ
ادامهکانون زنان ایرانی :جواد لگزیان ، روزنامه نگار، یکی از همکاران بهمن احمدی امویی در روزنامه سرمایه بوده است.وی به مناسبت تولد بهمن شعری کوتاه گفته است .
ادامهخانم مهرانگیز کار با پیش گرفتن مشی میانهروانه و اعتدالی و با پر هیز از هیاهو و شهرتطلبی، در دهه شصت و هفتاد شمسی در ایران توانستند بذر اصلاح شدهی اندیشههای مسالمتجویانه و حقطلبانه زنان ایران را در زیستبوم و در بستر جامعه ایران پراکنده سازند .
ادامهزینب پیشتاز بیداری زن قرنها ستمدیده ایرانی است. وی تقریباَ ۱۱۰ سال پیش مهر سکوت تاریخ را از لب برمی دارد، زنجیر سنن و قوانین فئودالی را می گسلد و برای نخستین بار در تاریخ با چهل نفر از زنان قهرمان تبریز علیه ستم، ستم پیشگان داخلی و استعمار گران خارجی و به موازات آن علیه نابرابریهای جنسی به جنگ مسلحانه دست می زنند.
ادامه