سخنی با دوستداران “خرمشهر”, “شهر یاران” ,” خاک مهربانان”

در پنجم فروردین ۱۳۶۱ در عملیات فتح المبین مجروح شد. خبر آزادی خرمشهر را روز تولدش سوم خرداد در بیمارستان شنید؛ مسعود پدرام فرزند پروانه و هوشنگ .هر کدام از روزهای سال به یکی از ما اختصاص دارد . در هر یک از این روزها یکی از ما زمین را زیست خانه مان ساخته ایم.

ادامه

مدینه فاضله ما زنان

انگار که بار اصلی آن بر دوش خود ما زنان است، ما زنانی که نه تنها خوهان برابری حقوق زن و مرد هستیم بلکه قرار است هم دوش مردان خواهان حکومتی صالح باشیم، حکومتی که قراراست بساط جور در آن نباشد، حکومتی که مفاسد اقتصادی نداشته باشد، حکومتی که در آن تضاد طبقاتی و تورم در آن بیداد نکند…

ادامه

عبور از رویای برابری در زمین آگاهی

اما هر چه پیشتر می رویم با قوانین تبعیض آمیز بیشتری روبرو می شویم، زنانی که باید از سرزمین فکری مسئولان حذف شوند تا جای پای پدر سالاران محکم تر از قبل در قلب این سرزمین جای باز کند، اما شاید بتوان برای بار دوم بعد از انقلاب با یک باز تعریف دیگر در سرزمین آگاهی، از رویای برابری عبور کرده و بر آن جامه ی عمل بپوشانیم.

ادامه

آی آدم ها” با مسافران این قطار آشنا شوید

اگر مسافر این قطار نباشی شاید فقط زندان را ببینی غافل از آن که بسیاری از مسافران سال هاست با انواع محرومیت ها همسفر این کاروان بوده اند که محرومیت اجتماعی – نداشتن حق تحصیل و کار – تنها بخش آشکار آن است.

ادامه

ترور جنسیتی همسر یک زندانی سیاسی در دادگاه گرج

سوالهای نامربوطی از من پرسیده می شد که فقط مایه تاسف و اشمئزاز است : چند سال داری ؟ نامزدی یا ازدواج کردی؟ بچه داری؟ حجابت که بد نیست، ایست بازرسی اجبار کرد چادر سر کنی؟ خانه ات کجاست؟ با کی زندگی می کنی؟ آزار دهنده تر از همه اینها نگاههای سنگین و هرزه ای بود که سراپایت را ورانداز می کرد و تصویر قربانی بودن در ذهنت پر رنگ تر می

ادامه

نامه ای به مرضیه وفامهر

باور کن مرضیه جان بوی تعفنِ کهریزک ، اوین و خصوصن بند ۲۰۹ با حضورت معطر ترین آشیانه ی هستی شد. کافیست اینجا ما به بهانه ای که تو را دربند کردند از حرکات رقاصانه ات که کل هستی را به دوش کشیدی دیگر بار و دیگر بار به فکر فرو رویم ، تو ایستاده ای ، تو مردانگی را برای ما به یدک کشیدی.

ادامه