عالیه مطلب‌زاده: به آنها بگویید من همچنان معترضم، منتقدم به این سیستم ناکارا، مرگ و فساد

گزارش صدرا عبداللهی همسر عالیه مطلب‌زاده، از ملاقات روز یکشنبه‌اش با او


کانون زنان ایرانی

یکشنبه ها
بعد از گذشت دو هفته از آخرین جلسه ملاقات کابینی با عالیه ، یکشنبه سررسید و ما هم مثل بقیه خانواده زندانیان سیاسی بند زنان اوین به ملاقات ۴۵ دقیقه ای عالیه رفتیم. مثل همیشه گفت حال او خوب است و زندان همچنان زندان است! وسط حرف هاش یهو خنده اش گرفت. گفت همراه کارهای چرم دست دوزی که خودش دوخته و امروز فرستاده، یه نقاشی کوچک هم فرستاده است؛ یه نقاشی آبرنگ از نیلوفر بیانی ؛گوشه ای از حیاط زندان اوین بند زنان سیاسی، رخت های شسته و آویزان ناهید تقوی با میزانسن و ترکیب بندی عالیه مطلب زاده.
و آخرش هم گفت این نقاشی قصه دارد، قصه اش را هم بعدن می گویم!



-امروز یک سال و اندی از بیست مهر ۱۳۹۹ روزهایی که دوره حبس سه ساله عالیه در زندان اوین شروع شد میگذرد. حکمی که پیشاپیش در پرونده ای ساختگی در دوره بازجویی در زندان انفرادی توسط بازجوی سیستم امنیتی تعیین و به عالیه اعلام شده بود. و انگار دستگاه مثلن مستقل قضایی کار و وظیفه دیگری غیر از اجرای نیت و اوامر سیستم امنیتی نداشت و ندارد! و چرا ندارد!؟ چند هفته پیش عالیه در تماس تلفنی گفت؛ خانوم لطفی رئیس بند زنان بدون هیچ ابلاغ کتبی به عالیه گفته درخواست آزادی مشروط او ( حقی که می تواند بعد از گذشت یک سوم دوره محکومیت شامل هر زندانی شود ) توسط شعبه دادگاه صادر کننده رد شده است. و دلیلش را هم انتشار فایل صوتی عالیه و حرف های او در ارتباط با #کرونا در داخل زندان و وضعیت حاکم بر بند زنان سیاسی زندان اوین اعلام کرده بود. عالیه در اعتراض پرسیده بود؛ موضوع آزادی مشروط من چه ربطی به دادگاه صادر کننده حکم دارد و چرا این موضوع را به صورت کتبی به من ابلاغ نمی کنید و این خبر را چه کسی و چرا به شکل شفاهی اعلام می کنید !؟ مسئول بند در جواب گفته بود؛ چون این موضوع به صورت تلفنی و از طرف کارشناس وزارت اطلاعات ( بازجوی پرونده) به او اعلام شده است.
عالیه می گفت به رئیس بند گفتم:
“به هر نحوی اگر دسترسی دارید به هر کسی که اینو رد کرده بگوئید.از طرف من لطفن بگوئید؛ من همچنان معترضم، منتقدم به این سیستم ناکارا، مرگ و فساد و نمیدانم تبعیض و فقری که هست. سر جام هستم.” و در ادامه حرفهایش خطاب به رئیس بند گفته بود؛ بس است.دست از این شکنجه ها و بازی های روانی کثیف که بر سر زندانی ها میآورید بر دارید. خسته نشدید از این مرخصی بازی از این آزادی بازی !؟
اما بخش مسخره تر و سرکاری تر این است، در دیدارهایی که من و وکیل عالیه در دو سه هفته گذشته با مسئولین دادیاری ناظر بر زندان داشتیم آقای معاون دادیار حرف رئیس بند را انکار کرد و گفت ایشان مگر چکاره هستند که شما حرفش را باور می کنید! ما حتمن به این مسئول تذکر خواهیم داد. موضوع آزادی مشروط عالیه هم هنوز در حال بررسی هستش. من هم گفتم؛ پس شما بگوئید این مسئول چکاره هستند!؟ و بگوئید موضوع عالیه در کجا در حال بررسی هستش؟ گفت من نمیدانم. گفتم شما با همه زندانی ها همین کار را می کنید.گفتم نمونه اش زندانی های دیگر ، همین خانوم ناهید تقوی، دو سه ماه است از خانواده اش وثیقه ملکی گرفته اید تا به ایشان به خاطر سن بالا و کرونا و بیماری های دیگر مثلن چند روزی مرخصی بدهید اما همه اش امروز و فردا می کنید.چرا جماعت را اذیت و شکنجه می کنید؟ چرا با روان خانواده ها و زندانیان بازی می کنید!؟ حالا شما بگوئید حرف شما را باور کنیم یا مسئول بند را!؟ گفت این تصمیم بالادستی ها هستش و ربطی به ما ندارد.
آنروز در لایحه ای اعتراض خودم را به این نوع رفتارهای روان پریشانه نوشتم و دیروز هم پیش از ملاقات با عالیه، با همان مسئول دادیاری ناظر بر زندان دیداری داشتم.گفت ما همچنان پیگیر هستیم. دیروز به عالیه گفتم؛ انگار بازی همچنان ادامه دارد!



حالا؛ این نقاشی نیلوفر ، رخت ناهید و شعری که عالیه در پشت نقاشی نوشته، سهم شما از دیدار دیروز ما. بفرمائید.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.