ارزش گذاری کارخانگی زنان و محاسبه آن در تولید ناخالص داخلی
در محاسبات آماری برای برآورد تولید ناخالص داخلی، زنان را به دو گروه فعال و غیر فعال تقسیم میکنند. در این تقسیم بندی زنان فعال شامل زنان شاغل و بیکار جویای کار و بخش غیرفعال نیز زنان خانه دار، محصلان و افراد دارای درآمد بدون کار را در برمیگیرد.
در سرشماری جمعیتی کشور در سال ۱۳۷۵ از جمعیت زنان ۱۰ ساله و بالاتر ۹/۷ درصد شاغل، ۲/۱ درصد بیکار جویای کار، ۶/۲۶ درصد محصل، ۴/۵۸ درصد خانه دار و ۶/۱ درصد زنان دارای درآمد بدون کار بودهاند.
نکته جالب توجه در این ارقام سهم بالای زنان خانه دار در توزیع نسبی جمعیت زنان بر حسب وضع فعالیت آنهاست. براساس سرشماری سال ۱۳۷۵ حدود ۴/۵۸ درصد از کل زنان ۱۰ ساله و بالاتر و ۶۵ درصد از زنان غیر فعال کشور را زنان خانه دار تشکیل میدهند.
نظر به اهمیت حجم بالای کارخانگی زنان و عدم محاسبه آن در فرایند تولید ناخالص داخلی و ملی کشور، دکتر شیرین جزنی استاد دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشی را تحت عنوان «ارزش کارخانگی زنان» انجام داده است. مهم ترین هدف این پژوهش تلاش برای ارائه راهکارهایی جهت ارزش گذاری کارخانگی زنان و برآورد میزان آن ارزش، عنوان شده است. این پژوهش در سال گذشته صورت گرفته و جامعه آماری آن تمام زنان خانه دار شهر تهران را در بر گرفته است. از بین این زنان نمونه آماری، پژوهش مورد نظر دوهزار و پانصد و نود وشش نفر را مورد پرسش و مخاطب قرار داده است.
مطالعه ترکیب جمعیت زنان کشور نشان میدهد که در سنین ۱۰ تا ۱۹ سالگی مهم ترین اشتغال زنان ایران به تحصیل مربوط میشود. اما از سن ۲۰ سال به بالا، این زنان خانه دار هستند که بیشترین گروه غیر فعال زنان کشور را در برمیگیرند.
در سال ۱۳۸۰ درصد زنان شاغل نسبت به سال قبل از آن به ۴۸/۹ و درصد زنان بیکار جویای کار به ۲۱/۲ افزایش یافت. در این سال آمار نشان میدهد که ۳۱/۸۸ درصد جمعیت غیرفعال و ۶۹/۱۱ درصد جمعیت فعال را زنان تشکیل میدادند.
در مقدمه این پژوهش آمده است: گام اساسی در اندازهگیری فعالیتهای زنان خانهدار و ارزش گذاری خدمات مربوطه، شناسایی و تفکیک اموری است که به طور روزمره توسط آنان انجام میپذیرد. برای این منظور تخمین، برآورد و شناسایی کارهایی چون خانه داری، حمل و نقل، تغذیه، شستشو، نگهداری از کوکان، نقش واسطه ای که درمصرف دراند و زمان انجام کار ضروری است .
یکی از اهداف اصلی در برنامههای جریان سازی جنسیتی، آگاه کردن زنان نسبت به مسائل خود است . این آگاهی پیش زمینه ای برای گام بعدی یعنی برقراری عدالت جنسیتی است.
دستآوردهای این پژوهش نشان میدهد که حدود ۵۵ درصد از زنان نمونه مورد مطالعه تلویزیون، ۱۷ درصد رسانههای عمومی، ۱۴ درصد روزنامه و مجله و ۱۲ درصد هم رادیو را به عنوان مهمترین روش برای آگاه کردن جامعه از ارزش کارخانگی آنان مناسب میدانند.
همچنین نتایج این تحقیق نشان میدهد که ۲/۱۴ درصد از زنانی که در نمونه آماری مورد پرسش قرار گرفتهاند براین باورند که از هیچ راهی نمیتوان ارزشهای کارخانگی زنان را تعیین کرد. حدود ۹/۹ درصد نیز باور دارند که از طریق قدردانی و ارزش معنوی گذاشتن، میتوان ارزشهای کارخانگی زنان را تعیین کرد و نزدیک به ۵/۸ درصد به دادن حقوق و دستمزد اشاره دارند.
از طرفی دیگر ۲/۵۸ درصد پرسش شوندگان معتقدند با پرداخت دستمزد به کارخانگی زنان نمیتوان ارزش کار آنها را محاسبه کرد. حدود ۷/۲۸ درصد نیز اعتقاد به پرداخت دستمزد دارند و حدود ۱/۱۳ درصد نیز براین باورند که تا حدودی میتوان ارزش کارخانگی را دستمزد محاسبه وجبران کرد.
البته هم اکنون در بعضی از کشورهای اروپایی راهکارهایی را برای ارزش گذاری خدمات و کارخانگی زنان خانه دار در دست مطالعه و اجرا دارند. تعدادی از این کشورها بیمه این زنان و برخی دیگر پرداخت حقوق ماهانه به آنها را توسط نهادها و سازمانهای عمومیچون صندوقهای بیمه و تأمین اجتماعی مدنظر دارند. آن چه که باید در این راستا مورد توجه قرارداد این است که هنوز در هیچ کشوری ارزش گذاری کارخانگی زنان در محاسبه تولید ناخالص داخلی و ملی لحاظ نمیشود.
