قانون مدنی و ازدواج موقت،لیلا شعبانی چوبه

لیلا شعبانی چوبه – رشت

ازدواج از جهت مدت بر دو نوع است : ۱ – ازدواج دایم ۲- ازدواج موقت .

در زبان محاوره ای به ازدواج موقت « صیغه» هم می گویند . اگر هنگام عقد ازدواج مدتی برای آن معین نکنند ، ازدواج دایم است و به عبارت دیگر لزومی ندارد که هنگام عقد تصریح شود که ازدواج برای همیشه و دایم است بلکه همان قدر که قید نشود که ازدواج برای مدت محدودی مثلاً یک سال است، کافی می باشد ، ماده ۱۰۷۵ قانون مدنی در تعریف نکاح موقت می گوید : « نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معین واقع شده باشد»

نکاح منقطع می تواند برای مدت بسیار کوتاه مثلاً‌چند ساعت یا مدت بسیار زیاد از قبیل چندین سال تعیین شود. در ازدواج موقت باید حتماً مهریه و مدت ازدواج مشخص باشد. حال انکه در ازدواج دایم احتیاجی نیست که موقع عقد حتماً مهریه را تعیین کنند .

علت حساسیت قانون مدنی بر تعیین دقیق و مشخص ، مدت نکاح و میزان مهریه آن است که ازدواج موقت برخلاف ازدواج دایم برای تشکیل کانون خانوادگی نبوده بلکه امری موقتی است و چون در قبال تمتع جنسی از زن مهریه ای به او تعلق می گیرد بنابراین طرفین باید وضعیت حقوقی خود را کاملاً بشناسند و زن در حقیقت بداند در قبال مدتی که در اختیار شوهر است چه مهریه ای به او می‌د هند .

در نکاح موقت اگر مرد تا پایان مدت با زن نزدیکی نکند باید مهریه او را بدهد زیرا حقی در اختیار او بود که شخصاً مایل به استفاده از آن نبوده است در نکاح موقت غیر از مهریه به زن حقوق مالی دیگری از جمله نفقه تعلق نمی گیرد مگر اینکه طبق ماده ۱۱۱۳ در موقع عقد شرط شود .همچنین در ازدواج موقت برخلاف ازدواج دایم، زوجین از یکدیگر ارث نمی برند . بعد از انقضائ مدتی که تعیین شده ، نکاح موقت خود به خود از بین می رود و احتیاج به تشریفات قانونی ندارد .

برخی نکاح منقطع را از جمله قوانین درخشان اسلام محسوب می کنند و معتقدند که این نهاد مقدس در طول تاریخ اجتماع اسلامی مورد سوء استفاده بعضی مرفهین و ثروتمندان خوشگذران قرار گرفته است، اما باید توجه این افراد را به واقعیت های موجود در جامعه جلب کرد و از انان سوال کرد که آیا صیغه در بین مرفهین و ثروتمندان رواج بیشتری دارد یا نه دقیقاً بین افرادی که جزو طبقه متوسط رو به پایین جامعه قرار دارند، خانواده هایی که مردان حتی از تامین معاش برای همسر قانونی خود بی بهره هستند اما به دلیل مجاز بودن این قانون و نابسامانی هایی درونی خودشان دست به اینکار می زنند.

نگاهی به تیتر روزنامه ها این نکته رابه ما گوشزد می کند که آمار بسیاری از این نوع ازدواج ها به خشونت وتبعیض علیه زنان منجر می شود . اگر صیغه از قوانین درخشان اسلام است پس چرا بعد از ۱۴۰۰ سال از پیدایش اسلام هنوز به زن صیغه ای به دید تحقیر نگاه می شود. متاسفانه در مجلس هفتم گهگاه زمزمه هایی از زنان نماینده در دفاع از این قانون و حتی ترویج آن شنیده می شود ، آیا آنان خود رضایت می د هند که زنانی را به صیغه شوهرانشان دراورند . مگر از نصایح اخلاقی اسلام این نیست که « هر چه را بری خود می پسندی برای دیگران بپسند هرچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند» پس مشخص می شود که این عده از زنان مشکل را با خود حل کرده و صیغه را حتی برای شوهران خود تجویز کرده اند .

صیغه صرفاً یک امتیاز برای مردان محسوب می شود که از تعهدات مادی و غیر مادی نسبت به زنان شانه خالی کنند و هیچگونه امتیازی برای زنان ندارد جزء آنکه مورد بهره برداری جنسی از سوی مردان قرار گیرند .هر زمان هم مردان از این کالای جنس نهایت استفاده را بردند با بذل مدت نیز از زیر بار هر مسئولیت و تعهد اخلاقی خلاص می شوند! .به عبارتی در نکاح موقت مرد می تواند مدت باقی مانده را به زن بذل کند. بعد از انقضاء مدت یا بذل آن در ازدواج موقت ، زن حق ندارد خود با مرد دیگری ازدواج کند و باید مدتی صبر کند اما مرد خود می تواند همسر دیگری اختیار کند ..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.