درخواست نبش قبر دکتر زهرا برای تشخیص شکستگی جمجمه

ایمان پاک نهاد

کانون زنان ایرانی: «شاید تا چند روز آینده برای ملاقات حضوری با آیت ا… شاهرودی، رییس قوه قضاییه اقدام کنیم.» رحیم بنی یعقوب، برادر دکتر زهرا بنی یعقوب این را می گوید.

زهرا بنی یعقوب، پزشک جوانی که برای انجام طرح پزشکی خود به استان همدان رفته بود،‌حدود دو ماه و نیم پیش با مرگ مشکوکی در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان از دنیا رفت. دکتر زهرا همراه با نامزد خود در روز عید فطر در پارکی در شهر همدان توسط نیروهای بسیجی شهر دستگیر و با وجود مخالفت پلیس به بازداشتگاه منکرات همدان منتقل شده بود.

خانواده دکتر زهرا در روزهای اخیر به دیدار مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی رفته بودند تا او را هم در جریان دقیق پرونده دکتر زهرا قرار دهند. در این دیدار خدیجه مقدم، از فعالان حقوق بشر در ایران، شهاب میرزایی، همسر مریم حسین خواه و گوهر بیات، مادر جلوه جواهری هم حضور داشتند. مریم حسین خواه و جلوه جواهری روزنامه نگار و وب نگارانی هستند که به خاطر نوشته هایشان از حدود یک ماه پیش در بند عمومی زندان اوین به سر می برند.

خدیجه مقدم در باره این دیدار می گوید:« از آن جایی که مسوولان دادگاه همدان تا کنون هیچ پاسخ قانع کننده ای به خانواده دکتر زهرا نداده اند، از کروبی خواستیم تا شخصا این موضوع را پیگیری کند.»

تصویر

اما شیرین عبادی، یکی از چهار وکیل این پرونده می گوید:«هنگام شستن جسد دکتر زهرا بینی و گوش او خونریزی کرده، شخصا با چند نفر دکتر متخصص حرف زدم که آن ها این خونریزی را نشانه ای از ضربه مغزی دانستند. بنا بر این در خواست نبش قبر را ارایه کردیم چون اثر ترک یا شکستگی در جمجمه تا سال های بسیاری در استخوان باقی می ماند.»

شیرین عبادی افزود:«با وجود مدارک مستدل، خیلی بعید است که زهرا خودکشی کرده باشد وبرای رفع هرگونه شبهه، این پرونده باید در تهران رسیدگی شود.»

رحیم بنی یعقوب هم که همراه با پدرش به دیدار کروبی رفته بود، می افزاید:«نامه ای خطاب به شاهرودی نوشته ایم که آن را به آقای کروبی دادیم. او هم قول داد که این نامه را به شاهرودی برساند. کروبی قول داد که هر کاری از دستش بر بیاید، انجام دهد.»

رحیم بنی یعقوب که مثل همیشه با صدایی بغض آلود حرف می زند به بازخوانی واقعه مرگ خواهرش می پردازد:«بیایید یکبار دیگر ماجرا را مرور کنیم. ساعت هشت ونیم آن شب با خواهرم حرف زدم. هیچ نشانه ای از نگرانی یا عصبانیت در صدایش نبود. اما حالا در دو برگه مجزا دو زمان متفاوت برای مرگ او نوشته شده. یکی هشت و دیگری هشت و نیم. چه کسی باور می کند که در عرض حداکثر پنج دقیقه، خواهرم همه ملزومات را فراهم کرده و خودکشی کرده باشد. حتی یک دونده سرعت هم نمی تواند در این فاصله زمانی کوتاه این کار را بکند.»

پدر و مادر دکتر زهرا اکنون در مشهد به سر می برند. رحیم یک احتمال را پس از بازگشت آن ها به تهران مطرح می کند:«می خواهیم با شاهرودی به طور حضوری ملاقات کنیم و تا رسیدن به نتیجه نهایی تلاش های خود را ادامه خواهیم داد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.