دکترخانعلی ، شهید جنبش معلمان

محمد تقی فلاحی

شاید کم تر کسی بداند که در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ دکتر ابوالحسن خانعلی، دبیر دبیرستان جامی تهران در جریان اعتصاب و تجمع معلمان، مقابل مجلس کشته شد.

شاید امروز نام دکتر خانعلی برای بسیاری از معلمان و دانش آموزان نام آشنایی نباشد اما در سال ۱۳۴۰ از پرآوازه ترین نام ها بود. ابوالحسن خانعلی فارغ التحصیل رشته معقول از دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران بود. او در سال ۳۵ در وزارت فرهنگ با سمت دبیری دبیرستان استخدام شد و ضمن تحصیل در دوره دکترای معقول و منقول در دبیرستان جامی به تدریس فقه و عربی مشغول شد.

در ۱۸ بهمن ۱۳۳۹ باشگاه مهرگان که در واقع سازمان صنفی معلمان در آن زمان بود، قطعنامه ای در مورد افزایش حقوق معلمان تصویب کرد. روزهای بعد تا اردیبهشت ۱۳۴۰ معلمان سراسر کشور با امضای طومارهایی پشتیبانی خود را از این طرح اعلام کردند. در مقاله ای که در اسفند ۱۳۳۹ در روزنامه کیهان به چاپ رسید، چنین نوشته شده بود: «معلمان می گویند حقوق یک دبیر با سابقه با مدرک لیسانس از حقوق یک مستخدم جزء در سازمان برنامه یا شرکت ملی نفت کم تر است و ما خودمان مکرر نوشتیم که حقوق یک معلم کم تر از حقوق یک راننده دولتی و به مراتب کم تر از (درآمد) یک رانند تاکسی است.»

در روزهای آغازین اردیبهشت ماه، طومارهای معلمان در حمایت از طرح باشگاه مهرگان بیش تر و بیش تر شد روز ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ با اعلام اعتصاب، تمامی مدارس تهران تعطیل شد و معلمان از اوایل صبح دسته دسته به میدان بهارستان آمده و جلوی مجلس جمع شدند روزنامه اطلاعات حوادث این روز را این گونه گزارش کرده است.
ساعت هشت و نیم صبح معلمان به میدان بهارستان رسیدند و چون جلوی خیابان اکباتان قبلا توسط ماموران انتظامی بسته شده بود در خیابان شاه آباد و اول بهارستان روی زمین نشستند. ماموران از ماشین آب پاش برای متفرق کردن معلمان استفاده کردند اما آن ها با وجود این که خیس شده بودند از جای خود بلند نمی شدند… پس از مدتی نخستین برخورد صورت گرفت. عده ای به طرف ماشین ها رفتند تا سر لوله های آب را به سمت دیگری بازگردانند…»

قرار بود که هیاتی از معلمان با رییس مجلس ملاقات کند. اما سیر حوادث به گونه دیگری رقم خورد. معلمان فریاد می زدند و شعار می دادند. ماموران پلیس تیرهوایی شلیک می کردند و با باتوم معلمان را می زدند. صدای تیراندازی و شعارهای معلمان در صحن علنی مجلس شنیده می شد. مجلس در حال بررسی لایحه اشل حقوق معلمان بود…»

پس از مدتی معلمان با پیکر خونین سه معلم روبه رو شدند. دو نفر توسط چاقو زخمی شده بودند و یک نفر از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود. سرگرد شهرستانی، رییس کلانتری با اسلحه کمری خود به سر دکتر خانعلی شلیک کرده بود. پیکر دکتر خانعلی روی دست معلمان با شعار کشتند یک معلم را به بیمارستان بازرگانان منتقل شد ولی متاسفانه اقدامات پزشکان موثر واقع نشد و دکتر خانعلی درگذشت.

موج اعتراض و انزجار از این حادثه سراسر کشور را فراگرفت. مدارس تعطیل شد. تشییع جنازه با شکوهی برای وی برگزار شد. در جریان این مراسم که هزاران معلم، دانشجو و قشرهای دیگر مردم حضور داشتند، معلمان خواستار استعفای شریف امامی (نخست وزیر وقت) و محاکمه قاتل دکتر خانعلی شدند. گزارش این راهپیمایی و اعتصاب نامحدود معلمان در مطبوعات منعکس شد. مردم به هیجان آمدند، احزاب سیاسی، گروه های صنفی و سندیکاهای کارگری با صدور اطلاعیه ای حمایت خود را از معلمان اعلام کردند. پیکر دکتر خانعلی در گورستان ابن بابویه به خاک سپرده شد و در روزهای بعد ده ها مجلس یادبود در مساجد تهران و شهرستان ها به یاد وی برگزار شد. خواسته های معلمان دیگر تنها اضافه حقوق نبود، آنان خواستار برکناری دولت، تعقیب قاتل دکتر خانعلی و عذرخواهی از معلمان بودند.

روزنامه کیهان ۱۴ اردیبهشت در مقاله ای با عنوان «معلمند نه اخلال گر» ضمن ذکر چند نمونه از تفاوت میان حقوق معلمان با سایر کارکنان دولت ادامه می دهد: «با این همه تبعیض البته صدا درمی آید، اعتصاب می شود، بچه های مردم در خیابان ها ولو می شوند، امتحانات متوقف می شود. طبقه ای که روح ملت و مملکت در دست اوست باید راضی شود. باید محترم باشد و بیش از همه باید خون او محترم باشد…»

تظاهرات معلمان و کشته شدن دکتر خانعلی فضای سیاسی ایران را از رکود خارج کرد. شریف امامی که حدود ۹ ماه از نخست وزیری اش می گذشت نه تنها در جلب کمک های آمریکا ناموفق مانده بود بلکه به دلیل اقدامات سختگیرانه اش – به منظور جلب نظر صندوق بین المللی پول – در داخل نیز منفورتر شد به خصوص این که در درگیری خشونت بار بین شهربانی و آموزگاران که به کاهش حقوق ها معترض بودند، مسوول شناخته شد. روز پانزدهم اردیبهشت ماه پس از این که برخی از نمایندگان درصدد استیضاح او برآمدند، استعفانامه خود را به دربار فرستاد شاه نیز با استعفای او موافقت کرد و فردای آن روز علی امینی را مامور تشکیل کابینه کرد.

به دنبال این حوادث بود که معلمان در ۱۸ اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ اجتماع بزرگی را ترتیب دادند و با صدور قطعنامه ای روز ۱۲ اردیبهشت ماه را به یادبود اعتصاب موفقیت آمیز معلمان و شهادت معلم دانشمند مرحوم دکتر خانعلی روز معلم اعلام کردند و مقرر شد همه ساله در این روز تمامی مدارس و موسسات فرهنگی در سراسر کشور تعطیل شوند و مراسم خاصی توسط معلمان اجرا شود.

باشگاه مهرگان از چنان اعتباری برخوردار شد که علی امینی روز ۱۹ اردیبهشت در جمع معلمان اعتصاب کننده حاضر و خواستار پایان اعتصاب شد. او به دلجویی از معلمان پرداخت، سرگرد ناصر شهرستانی را از کار برکنار کرد و پرونده او را برای رسیدگی به دادگاه فرستاد و باب گفت وگو با باشگاه مهرگان را گشود. محمد درخشش پذیرش هر پیشنهادی را موکول به طرح و تصویب در مجمع عمومی معلمان کرد و مجمع عمومی معلمان، هزاران معلمی بودند که هر روز در باشگاه و بیرون باشگاه اجتماع می کردند. روز ۱۹ اردیبهشت برای معلمان روزی فراموش نشدنی بود.
معلمانی یک صدا با پیشنهاد نخست وزیر مخالفت کردند و خواستار تصویب طرح باشگاه مهرگان برای ترمیم حقوق معلمان شدند و اعلام کردند که هیچ کس را به جز محمد درخشش به عنوان وزیر فرهنگ قبول نمی کنند. امینی (نخست وزیر) چاره ای جز قبول پیشنهادهای معلمان نداشت. به این ترتیب روز بعد جدول حقوقی جدید معلمان به تصویب هیات دولت رسید. روزنامه کیهان در این باره چنین نوشت: «حقوق معلم ها برابر حقوق مهندس ها شد. به احتمال زیاد اعتصاب معلم ها پایان می یابد و مدارس تا هفته آینده باز می شود.»

روز ۲۳ اردیبهشت معلمان با انتشار اطلاعیه ای به اعتصاب ۱۱ روزه خود پایان دادند.

برگرفته از روزنامه سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.