حرف مشخص کمپین یک میلیون امضا :تغییر قوانین تبعیض آمیز

کانون زنان ایرانی: پنجم شهریور ماه ۱۳۸۵ فعالیت رسمی کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر آغاز شد. سه سال از اولین حرکت کمپین می گذرد و کمپینی ها همچنان خواسته خود یعنی تغییر قوانین نابرابر را مصمم پیگیری می کنند.

کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر هر چند آغاز کارش را از پشت درهای بسته موسسه آموزشی رعد شروع کرد اما جوانه این حرکت در روز ۲۲ خرداد، روز همبستگی زنان ایران ریشه گرفت.

در یک بعدازظهر تابستانی قرار بود فعالیت رسمی کمپین با برگزاری یک نشست آغاز شود اما اجازه برگزاری در سالن موسسه رعد داده نشد و جمع آوری امضا و توزیع دفتر چه های کمپین همان پشت درهای بسته شروع شد.

دفترچه های معروفی که در قطع کوچک، قوانین نابرابر و تبعیض آمیز یعنی حق طلاق،حق سرپرستی کودک،سن مسئولیت کیفری دختران،قانون پشتوانه قتل های ناموسی،حق اشتغال بدون ممنوعیت،حق ارث و دیه برابر و… را به خوبی تشریح کرده است.

کمپین از همان ابتدا حرف مشخص خود را زد:”تغییر قوانین نابرابر”. حتی در بیانیه ای که فعالان جنبش زنان درباره کمپین داشتند این هدف مشخص بود:”این کمپین تلاشی وسیع برای تغییر قوانین ناعادلانه و زن ستیز است و در نظر دارد با جمع آوری یک میلیون امضا فراگیر بودن این خواسته را در لایه های مختلف جامعه اعلام کند.”

این کمپین همچنین کار رو در رو با زنان ایرانی در سطح گسترده را مد نظر قرار داده است:”آگاهی از نیازها و مشکلات حقوقی زنان در زندگی روزمره و در نهایت آگهی و حساسیت آنان در زمینه مسائل حقوقی زنان و مردان از دیگر اهداف کمپین است که از طریق ارتباط چهره به چهره برای جمع آوری امضاها دنبال می شوند.”


روش و مبنای کار در ”کمپین یک میلیون امضاء“، مصداق اشعار به‎یاد ماندنی آن زن شجاع تاریخ ایران (زرین‎تاج) است، وقتی که سرود:

گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره، رو به‎رو / شرح دهم غم تو را، نکته به نکته، مو به مو
از پی دیدن رخ‎ات، همچو صبا فتاده‎ام / خانه به خانه، در به در، کوچه به کوچه، کو به کو

‎اما حوزه عمل کمپین، محله‎های شهر و فضاهای عمومی است، تا هم از اماکن عمومی بهره ببرد و هم فضای مردانه‎ی عمومی را زنانه‎ کند شاید از این منظر، زنان موفق شوند با وجود هدفی مشخص (جمع‎آوری امضا و آموزش زنان)، مشکلات و دردهای ”زندگی خصوصی“‎شان را به ”فضای عمومی“ پیوند دهند و در نتیجه، فضاهای عمومی کوچک و سیالی برای خود و دیگر
شهروندان ایجاد کنند، فضایی پرنشاط و جذاب که ‎کسی نتواند به سادگی، آن را از زنان پس بگیرد. یعنی فضاهایی که در خیابان‎ها، کوچه‎ها و در فضای صمیمی مجتمع‎های مسکونی و خانه‎های مردم ایجاد می‎شود و پل‎های ارتباطی کوتاه‎مدتی بین ما زنان ایجاد خواهد کرد، پلی که جرقه‎‎وار در پهنه‎ی شهرهای‎مان ساخته‎ خواهد شد و هرچند به‎سرعت ”دود می‎شود و به هوا می‎رود“ ولی آرام آرام، اقتدار عبوس و مردانه‎ی فضاهای عمومی را خواهد شکست.

با این آرمان ها کمپین روزهای بلند تابستانی را گذراند و روزهای پاییز ی اش را در تهران و شهرهای ایران سپری کرد. گرگان، یزد ، زنجان و شهرهایی که ندای برابری حقوقی درآنها پیچیده شد.اما دلشوره ها و اضطراب هایش هم کم نبود..نوشین احمدی خراسانی،فعال جنبش زنان در جایی درباره این اضطراب ها نوشته بود و اینکه هر دو هفته یک بار برای کمپین و اعضایش بحران آفرینی کرده اند:”ما تصور کردیم حالا که برگزاری تجمع های مسالمت آمیز را مانع می شوند لابد جمع کردن امضا برای مطرح شدن درخواست مان در مجلس (با پشتوانه یک میلیون امضا ) می تواند نشان دهد که ما سر جنگ با کسی نداریم و فقط می خواهیم خواسته های بر حقمان تحقق پیدا کند.”

به این ترتیب بود که دستگیری فعالان کمپین آغاز شد و برای برگزاری سمینار مجوز مکانی داده نشد.اعضایش به دادگاه احضار شدند و تجربه زندان هم نصیب برخی دیگر از اعضای این کمپین شد.

حالا سه سال از ماجرا می گذرد و کمپین توانسته جنبش زنان ایران را پویا تر و تصمیم گیرندگان را دچار چالش های فراوان کند به طوری که بیشتر نمایندگان مجلس حالا از ماهیت دفترچه ها و فرم های جمع آوری امضا اطلاع دارند و حتی برخی علما و مراجع نیز بر درستی برخی از مطالبات به حق زنان برای تغییر قوانین صحه گذاشته اند .آیت اله صانعی ،آیت الله بجنوردی،فاضل میبدی ،هاشمی رفسنجانی و… از جمله این افرادند.

و از این هم فراتر حالا فعالیت جنبش زنان ایران الگویی برای زنان منطقه و کشورهای مسلمان شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.