زنان، صد سال در مبارزه

عفت ماهباز

مجله «بیداری ما» نشریه‏ای برای آگاهی زنان. انتشار درسالهای ۱۳۲۶….۱۳۲۳(۱۹۴۴-۱۹۴۷.)

نجمی علوی در ۲۶ دسامبر در سن ۹۰ سالگی در لندن درگذشت. بنا به وصیت نجمی علوی جسد او را سوزاندند. یکشنبه ۱۹ژانویه دها نفر در مراسم بزرگداشت نجمی علوی،در لندن گرد هم آمدند، از او وخاطره هایش، از او و شورعشقش به زندگی یاد کردند. نوه هایش ژیان و انور ازمهر و عشق بی پایان مادر بزرگ حرف زدند عکس های دوران مختلف زندگی نجمی را به همراه فیلم کوتاهی از زندگی نجمی همراه با نوای شور امیروف موسیقی مورد علاقه نجمی به نمایش درآمد

جالبتر از همه در آن روز ،حضور آرشیوی از مجله بیداری ما روی میز سخنرانی بود۱. در اتاق دست بدست چرخید، انگار نجمی و زنان همکار مجله «بیداری ما»، دور تا دور اتاق ایستاده و نظاره گر مایند. نجمی علوی به همراه زنان دیگر مجله بیداری ما را درسال ۱۳۲۳ – ۱۳۲۶ منتشر می کردند. نجمی از ۲۷ سالگی از زمانی که مجبور به ترک ایران شد تعدادی ازشماره های مجله بیداری ما را -همچون عزیزی-. خانه به خانه،شهر به شهر و کشور به کشور همه جا با خود همراه کرد. در ارودوگاهای پناهندگی در باکو در مسکو و در لندن.در اواخر عمرش این عزیزش رابه دست کسانی می سپارد تا در مجموعه ایی به چاپ و به دست وارثان اصلی ان، جنبش زنان ایران برسانند۱ تا در تاریخ به یادگار بماند .

تصویر

با خوشحالی این عزیز را که به بنیاد ژاله هدیه شده بود بدست گرفتم کاغذ ها گرم نوشته ها بودند مرا بر سر شوق آوردند. نویسندگانش انگار همانجایند. مجله از زمان و نسلی از زنان سخن می گفت که آغازگر راه بودند مسایل شان متاسفانه علیرغم شباهت ها با دوران کنونی در برخی زمینه ها از جمله سواد عمومی جامعه پیچیده تر از دوران کنونی ما بود اگرچه در آن سالها زنان از نظر حقوق و علنیت از شرایط بهتری برخوردار بودند. بیشک با کار پرقدر نجمی علوی، بخشی ازعملکرد زنان درآن تاریخ به یادگاز خواهد ماند .

با تصاویری از این نشریه، با هم مرور کوتاهی به برخی از نوشته ای آن می پردازیم

نشریه‏ای «بیداری ما»، شماره پنجم . تاریخ آبانماه سال ۱۳۲۳

بها ده ریال .

مجله تشکیلات زنان. این مجله توسط هیئت تحریریه اداره می شود وناشر افکار تشکیلات زنان است

روی جلد آن شعار «ما هم در این خانه حقی داریم» نوشته شده همراه با با عکس زنی و که بیرقی در دست دارد

تصویر

سرمقاله :بررسی اصل نهم قانون اساسی و در این مقاله ….

توضیح ماده ۳ مرامنامه فحشا: مقاله ایی بسیارجالب در مورد فحشا این مقله به تاریخچه و علل فاحشگی در ایران و جهان می پردازد و نویسنده آن خانم مریم فیروز است

مریم فیروز ضمن نوشتن مقاله داستانهای کوتاه هم در شماره های مختلف این نشریه نوشته است

نویسندگان دیگر این مجله : شاه زنان علوی(وزیری) و نجمی علوی(رزم آذر) مهری حلاج،گیتی طیار، ،فرخ لقای علوی، صفیه حاتمی و ملیحه صابری و…

این مجله تاکید فراوانی به آموختن سواد و افزایش اگاهی عمومی برای زنان داشته، حجاب از موضوعات اصلی نشریه بوده و هرهفته گزارش و یا مقاله ایی به موضوع ان اختصاص داشت.

بررسی قوانین آن دوره و یا ترجمه مطالبی از نشریات جهان و پیشرفت زنان در زمینه مختلف

انعکاس اخبار داخلی و اخبار جهان ازجمله اخبار جنگ جهانی دوم و فعالیت های زنان در جبهه مقاومت و…

معرفی تشکیلات زنان گیلان که شورای موقت ان عبارتند از:

بانو روشنک، بانو جمیله صدیقی ، بانو ایراندخت، بانو ناهید ثمری،بانو دانشور

موضوعاتی که در نخستین جلسات مطرح شد: تشویق زنان در انتخابات. لزوم یکسره شدن اوقات مدارس.سوم ایجا کلاس های تخصصی در دانشسرای مقدماتی

شعارهای زیردر پایین صفحات مجله درج شده:

«ما هم در این خانه حقی داریم»

زنها مجله نشریه‏ای «بیداری ما»، ارگان تشکیلات زنان را بخوانید.

با خرافات مبارزه کنید

زنها در امور سیاسی و اجتماعی شرکت کنید

آدرس تشکیلات زنان و دفتر مجله «بیداری ما»،:

لاله زار عمارت فوقانی قنادی نوشین محل سندیکای مهندسین

جلیه عمومی تشکیلات زنان روزهای یکشنبه ۵ بعد از ظهر

درس کلاس اکابردر روزهای …

شماره هشتم خردادماه ۱۳۲۵ این تیتر را دارد:
زن آذربایجانی مسلح شد

دوش بدوش مردان خود قیام کرد ،بحق خویش رسید

شش ماه نگبانی نمود ،تا این حق شامل تمام زنان ایران گردد

وضیفه ما در انتخابات ……

،
نجمی علوی بی هیچ حقی از آن خانه، در غربت درگذشت

نجمی علوی ازبنیان گذاران و اعضای هیئت تحریریه نشریه‏ای «بیداری ما» نشریه‏ای برای آگاهگری زنان،. نجمی ششمین و آخرین فرزند خانواده، بود از کودکی با مبارزه و مبارزین از نزدیک آشنا شده بود. پدر بزرگ او حاج سید محمد علوی – از وکلای مجلس اول و از آزادیخواهان و فعالین انقلاب‏مشروطه بود. خبر خودکشی پدرش ابوالحسن علوی، که ناگزیر به مهاجرت سیاسی در برلین شده بود را نجمی در نه سالگی می شنود و در همان هنگام شرایط زندگی برادرش مرتضی و دستگیری آقا بزرگ علوی نویسنده ، به اتهام فعالیت در گروه ارانی، جهت زندگی او رابه سوی‏فعالیت‏های سیاسی – اجتماعی سوق می دهد او زمانی که فعالیت حول نشریه “بیداری ما” را شروع کرد، عضو حزب توده نبود. در آن مقطع حزب توده، مجموعه مسایلی که در رابطه با حقوق زنان مطرح می کرد مغایرتی با مطالبات زنان مترقی نداشت از آن رو مورد قبول مجموعه زنانی بود که با هم کار می کردند او بعدها به عضویت حزب توده در آمد . در ایران معلم و در دوره ایی منشی اداره بود. در مسکو در مدرسه حزبی درس خوانده بود. ابتدا در رادیو فارسی باکو و سپس در سال ۱۹۶۰ در رادیو مسکو گوینده زبان فارسی بود بعد از انقلاب ، به سیاست حزب توده انتقاد داشت (با خط مشی سیاسی کیانوری مخالف بود).

از جمله زنانی که نجمی با همراهی آنان تشکیلات زنان را در سال ۱۳۲۳ پایه گذاری و برای نشریه «بیداری ما» فعالیت کردند،عبارت بوند از: نجمی علوی، خواهرانش شاه زنان علوی و بدری علوی ، زهرا اسکندری ،مهرانگیز اسکندری ،عالیه شرمینی،اعظم سروش ، جمیله صدیقی فروهید کباری و مریم فیروز . متاسفانه امروز هیچکدام از این زنان فرهیخته در قید حیات نیستند اما اینان هشتاد سال پیش فعلیت کردند تا برابری و عدالت اجتماعی در جامعه ایران نیز برقرار گردد. همان آرزوهای امروزین زنان ایران، همان شعارهای که امروز زنان حول صد میلیون امضا جمع شدند و می کوشند تا آنان را به تحقق نزدیک کنند. بعد از انقلاب نجمی علوی با هزاران امید وارد ایران شد و زمانی که زنان را از حقوق شان محروم کردند برایش غمگین ترین روزهای زندگیش بود. او همواره در رنج بود،از اینکه می دید چگونه بعد از گذشت صد سال از انقلاب مشروطیت، هنوز در جامعه استبداد و مرد سالاری و پدرسالاری حاکم است و زنان برای دستیازی به حقوق اولیه شان اندر خم یک کوچه اند .

نجمی علوی سه جلد کتاب از خود به یادگار گذاشته است «گلی جون»(مجموعه چند داستان کوتاه)، «مرتضی علوی و “پیکار”»، «ما هم در این خانه حقی داریم».

کتاب اول نجمی بنام «مرتضی علوی و “پیکار” » از درد مرگ و اسیری برادرش مرتضی در اردوگاهای استالین (در ژوئیه ۱۹۴۱) سخن می گوید و اینکه چگونه علیرغم اینکه دستگاههای کا.گ.ب ماهها او را دست به سرکرده بودند، او تلاش کرد تا تبرئه نامه مرگ برادر را از مقامات قانونی مسکو بگیرد، تا ثابت کند، آنها برادرش را در زندان بیگناه کشته اند. او این تلاش را در کتاب منعکس نموده و در سال ۱۳۷۰ انها را (به همراه نوشته های مرتضی در نشریه “پیکار” ) به چاپ رسانده است

نجمی علوی در کتاب «گلی جون»، داستان کوتاه “کبری حاج غلامعلی”، در تاریخ ۱۳۶۵ در لندن نوسته شده و آخرین داستان این مجموعه ” دستی دستی خودمو به آتش نمی اندازم” تاریخ تیر ماه ۱۳۲۳ شمسی در تهران نوشته شده است این دو داستان که با فاصله زمانی ۳۲ سال نوسته شده است سوژه هر دو داستان موضوع چند همسری در ایران است و در آن ها گوشه غمگین زندگی زنان را در آن زمان ها به تصویر کشیدهاست. تشابهات زندگی زنان در این دو داستان، در این فاصله زمانی درد بزگی بود برای نجمی که همه جا از آن سخن می گفت. نویسنده در داستان هایش در این کتاب به موضوعاتی همچون حجاب و اجباری، اعدام فاحشگان و مشکلات دیگر اجتماعی زنان اشاره دارد.

«ما هم در این خانه حقی داریم» کتاب خاطرات نجمی علوی است. او در این کتاب از زندگی و فعالیت های خود دردوران های مختلف، در مهاجرت سخن می گوید این کتاب در ایران منتشر شده بود.

تصویر

ویکتورریا یگانه فرزندش۲، در باره مادر می گوید: از وپژگیهای مادرم این بود که در هر لحظه می شد عشق و مهربانی را از او فرا گرفت.خوشبختانه دو پسرم ژیان و انور در دامن مهر اوبالیدند. و از او فراوان به یادگار دارند. مادر عاشق آموختن چیزهای تازه بود و تا آن زمان که توانایی داشت لحظه ایی از این کار غفلت نکرد. در این اواخر از اینکه دیگر نمی توانست چون گذشته بیاموزد، مرتب زمزمه گر این شعر بود:

شیر شیر است گرچه پیر بود/ چون که پیری رسید دانستم / پیر پیر است گرچه شیر بود!. مادر همیشه خوش روحیه و شاداب و تا آخرین روزها و تا آخرین لحظات سراپا مهر و مهربانی به همه بود شیفته مردم سرزمینش بود و به زنان کشورش عشق ویژه داشت . هر وقت از گذشته سخن می گفت از روزهایی که در اسب سواری عاشق پدرم “مراد رزم آور۱” شد در ۲۲ سالگی با ازدواج کرد و با هم زندگی و مبارزه را پیش بردند،با لذت یاد می کرد. او با تب و تاب از روزهای خوشی که با دختران همسن و سال خود در ایران داشت برایمان تعریف می کرد از جمله که چگونه در ۱۹ سالگی برای بالماسکه رفتن، سر مادرش شیره می مالید، و برای اینکه بیشتر زیبا شود، به مژه های چشمش، شکر اب شده، به جای رمیل می مالید و زمانی که با هجوم مگسان روبرو می شد مجبورا با جمع جوانان آواز می خواند که کیش کیش مگسانا …

او از روزهایی که برای دیدار اقا بزرگ علوی به زندان می رفت، می گفت واینکه به چه دقتی و چگونه نان را سوراخ می کرد تا مداد را در ان جا سازی کند و برای برادر به زندان ببرد و چگونه با هول و هراس نوشته های برادر را که از زندان آورده ، تایپ کند و به چاپ و به دست مردم برساند

نجمی علوی در حالیکه ۲۷ ساله بود از ایران خارج شد و تا پایان عمر خود، به اجبار در مهاجرت سپری نمود. ۳۴ سال به عنوان پناهنده در اتحاد جماهیر شوروی زیست و سپس در لندن زندگی کرد. او پرنده مهاجری گردید که نه عزم رفتن، نه جای ماندنش بود و سر انجام پیوست به دوست چندین چند ساله اش ژاله اصفهانی، که سرود و برای همیشه رفت:
پرندگان مهاجر در این غروب خموش

که ابر تیره تن انداخته، به قله کوه

شما شتابزده راهی کجا هستید

کشیده پر به افق، تک تک و گروه گروه؟

…..

پرندگان مهاجر دلم به تشویش است

که عمر این سفر دورتان دراز شود

به باغ، باد بهار آید و بدون شما

شکوفه های درختان سیب باز شود

لندن -عفت ماهباز

پی نویس :

۱- آرشیو مجله بیداری ما را که نجمی علوی جمع آوری کرده بود. آقای حمید احمدی که در مجموعه ایی به جاپ رسانده و یک جلد آن را به بنیاد ژاله هدیه داده بود .بیشک با کار پرقدر نجمی علوی، بخشی ازعملکرد زنان درآن دوران، در تاریخ به یادگاز خواهد ماند .جا داشت آ(قای حمید احمدی)،منتشر کننده این محموعه، نام خانم نجمی علوی گردآورنده و حفظ کننده این مبراث ارزشمند تاریخی، را هم ذکر می نموند

– **بی هیچ حقی از آن خانه، در غربت درگذشت،شعار نشریه “بیداری ما” در سالهای ۱۳۲۳… این بود: «ما هم در این خانه حقی داریم»

۱- مراد رزم آور همسر نجمی علوی که از افسران نظامی حزب توده بود ودر شوروی دکتری شرق شناسی گرفت. درلندن بانجمی همراه بود و در اسپانیا درگذشت

۲ – ویکتوریا رزم آور یگانه دختر نجمی علوی است که از سه سالگی با مادر در تبعید زندگی کرد و امروز پزشک متخصص است و در لندن کار می کند

۳ – شعر ها از ژاله اصفهانی.ژاله و نجمی دوستی دیرینه شان از ایرانشروع شده بود. از ان زمانی که نجمی در نشریه «بیداری ما» کار می کرد . و ژاله شعر حجابش را نخستین بار به آن نشریه فرستاد . این دوستی بعدها در مسکو و سپس در لندن ادامه یافت

* اطلاعات برگرفته این نوشته از مجموعه سه کتاب نجمی و گفتگو با یگانه خترش ویکتوریا است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.